س از گفتگوهای متعدد، به نتیجه‌ای رسیدند که همه‌ي مسلمانان از آن استقبال نمودند.(1) 
2ـ در خواست عبدالرحمن بن عوف(رض) از اعضای شورا برای کناره‌گیری به نفع عضو اصلح
پس از آغاز فعالیت شورا، عبدالرحمن بن عوف(رض) از همه‌ي اعضای شورا خواست تا امر تعیین خلیفه را به فرد افضل و اصلح واگذار نمایند که در این میان، زبیر(رض) به نفع علی(رض) کنار کشید و طلحه(رض) به نفع عثمان(رض). سعد(رض) هم به نفع عبدالرحمن(رض) کناره‌گیری کرد. بدین ترتیب تعداد نامزدها، به سه نفر کاهش یافت. سپس عبدالرحمن(رض) رو به علی و عثمان نمود و از آنان پرسید: کدام یک از شما، خود را از این امر خطیر کنار می‌کشد تا آن را به دیگری بسپاریم و او نیز فرد افضل و اصلح را تعیین نماید، آن دو ساکت ماندند. عبدالرحمن(رض) به آنان گفت: اگر امر تعیین خلیفه را به من بسپارید، من در این امر، نسبت به فرد افضل و اصلحتان قصوری نخواهم کرد و آن دو نیز این امر را پذیرفتند.(2) 
3ـ واگذاری اداره‌ي شورا به عبدالرحمن بن عوف 
عبدالرحمن، به محض پایان جلسه‌ي اعضای شورا، از صبح روز یکشنبه شروع به مشورت با مردم و بزرگان شهر نمود و تا روز چهارشنبه که پایان مهلت مقرر بود، این کار را ادامه داد. عبدالرحمن(رض) ابتدا نزد علی(رض) رفت و به او گفت: اگر من با تو بیعت نکنم، تو چه کسی را به خلافت برمی‌گزینی؟ او نیز عثمان بن عفّان(رض) را پیشنهاد کرد. سپس نزد عثمان(رض) رفت و از او هم همین را پرسید. عثمان(رض) پاسخ داد که علی(رض) را بر می‌گزیند. عبدالرحمن(رض) پس از آن، نزد سایر صحابه رفت(رض) و با آنان مشورت و رایزنی نمود. چنانچه از تمام ساکنان مدینه، اعم از ثروتمند و فقیر، زن و مرد، بزرگ و کوچک و حتی بردگان نظرخواهی کرد و در این رابطه با آنان سخن ‌گفت. در پایان این پرس‌وجو، عبدالرحمن(رض) بدین نتیجه رسید که بیشتر مردم، عثمان(رض) را برای خلافت بهتر می‌دانند؛ هرچند عده ای، علی(رض) را برای خلافت شایسته‌تر می‌دانستند. عبدالرحمن(رض) نیمه‌شب چهارشنبه به خانه‌ي خواهرزاده‌اش، مِسوَر بن مِخرمه، رفت. هنگامی که به خانه‌اش رسید، مسور خواب بود؛ لذا در زد تا مسور را بیدار کند. به محض اینکه مسور بیدار شد، به او گفت: مسور! می‌بینم که به خواب رفته‌ای، اما من امشب اصلاً نتوانستم بخوابم. اینک بلند شو و برو زبیر و سعد را به اینجا بیاور(3) . چون زبیر و سعد نزد عبدالرحمن(رض) آمدند، با آنان مشورت نمود. سپس مسور را به دنبال علی(رض) فرستاد و چون علی(رض) آمد تا دیرزمانی با او گفتگو کرد. آنگاه مسور را نزد عثمان فرستاد(رض) و هنگامی که عثمان(رض) نزدش آمد، تا اذان صبح به گفتگو و رایزنی پرداختند.(4)
4ـ اتفاق‌نظر در مورد خلافت عثمان(رض) 
پس از نماز صبح آخرین روز از ماه ذی‌الحجّه سال 23ه‍جری برابر با 6 نوامبر سال644 میلادی، عبدالرحمن(رض) در حالی که عمامه‌ي رسول خدا(ص) را به سر داشت، وارد مسجد شد. پیش از آمدن او، اعضای شورا در کنار منبر گرد هم آمده، منتظر او بودند. عبدالرحمن(رض) افرادی را به دنبال مهاجرین و انصار و فرماندهان و والیان حاضر در مدینه فرستاد. در آن زمان معاویه(رض)، امیر شام؛ عمیر بن سعد(رض)، امیر حِمص، و عمرو بن عاص(رض) امیر مصر، در مدینه حضور داشتند.(5)  آنان، در حج آن سال، حضور یافته و عمر فاروق(رض) را تا مدینه همراهی کرده بودند.
در روایت بخاری، در این رابطه چنین آمده است: «چون مردم نماز صبح گزاردند و اعضای شورا کنار منبر گرد هم آمدند، عبدالرحمن(رض) افرادی را به دنبال مهاجرین و انصار و فرماندهان و والیان حاضر در مدینه که به حج آمده بودند، فرستاد. زمانی که همه جمع شدند، عبدالرحمن(رض) برخاست و پس از گفتن شهادتین، چنین گفت: ای علی! من در این مورد با مردم صحبت کردم، دیدم که بیشتر آنان با خلافت عثمان(رض) موافق هستند؛ پس از من ناراحت مشو. سپس رو به عثمان(رض) نمود و گفت: من با تو بیعت می‌کنم بدین شرط که پایبند قرآن، سنّت رسول خدا(ص) و روش دو خلیفه‌ي پیشین باشی. بعد از عبدالرحمن(رض)، مهاجران، انصار، فرماندهان و والیان و سایر مسلمانان با عثمان(رض) بیعت کردند.(6)  در کتاب التمهید و البیان، آمده است: علی(رض) اولین فردی بود که پس از عبدالرحمن(رض)، با عثمان(رض) بیعت نمود.(7) 
5 ـ مدیریت عبدالرحمن(رض) در اداره‌ي شورا
مدیریتی که عبدالرحمن بن عوف(رض) در اداره‌ي شورا از خود نشان داد، حاکی از درایت، ایمان و ایثار او نسبت به مصالح امت می‌باشد. او، برای حفظ وحدت کلمه از خواهش نفس گذشت و بدین ترتیب نخستین جلوه‌ از اصول شورای انتخاب خلیفه را نمایان کرد.وی، با صبر، آرامش، دوراندیشی و حسن تدبیری که از خود بروز داد، در این امر مهم و خطیر، به موفق گردید. اینک مراحلی را پردازش می‌كنيم که عبدالرحمن(رض) در این فرایند طی نمود:
الف: ارائه‌ي روش کار شورا در اولین جلسه‌ي آن، شنیدن دیدگاه‌ها و آرای همه‌ي اعضا و شناخت اهداف هر یک از آنان، نخستین گام در جریان اداره‌ي شورا بود تا او بتواند با علم و بصیرت، در این راه حرکت کند.
ب: کنار کشیدن خودش از نامزدی مقام خلافت تا هر نوع شکی در این زمینه را از میان ببرد.
ج: او توانست در طول جلسه، نامزد مورد قبول هر یک از اعضا را بشناسد و در اثنای مذاکرات و با گرایشِ سعد و زبیر به عثمان، تقریباً راه، برای تعیین عثمان(رض) به عنوان خلیفه هموار گردید.
د: نظر عثمان و علی را که نامزد مقام خلافت بودند، در مورد یکدیگر جویا شد و دانست که هر یک از آنان، در صورتی که خود به خلافت نرسد، هیچ کس را برای این مقام، سزاوارتر از آن یکی، نمی‌داند.
ه‍: عبدالرحمن(رض) غیر از اعضای شورا، با خواصّ و صاحب نظران و نیز دیگر اقشار جامعه مشورت کرد و بدین نکته پی برد که بیشتر مردم، هیچکس را همچون عثمان(رض)، سزاوار و شایسته‌ي مقام خلافت نمی‌دانند.(8) 
عبدالرحمن بن عوف(رض) با فراست، درایت و ایثار و کناره‌گیری خودش از نامزدی مقام خلافت و چشم بستن بر خواهش و میل درون برای احراز بالاترین مقام حکومتی، توانست امت را از این مرحله‌ي مهم عبور دهد که خود، سزاوار بسی تقدیر و ستایش است.
ذَهَبی در این باره می‌گوید: از بهترین اقدامات عبدالرحمن بن عوف(رض) در جریان مذاکرات شورا، کنار کشیدن خودش از نامزدی مقام خلافت بود. او سپس فردی را به این مقام برگزید که صاحب نظران و بزرگان صحابه(رض)، او را ترجیح می‌دادند. وی، در این کار مهم، با کنار گذاشتن هر نوع تمایل و تبعیض، امت را به بیعت با عثمان(رض) سوق داد. اگر او به فکر این مقام بود، یا خودش، این مقام را در دست می‌گرفت و یا پسرعمویش، سعد بن أبی وَقّاص(رض) را به عنوان خلیفه معرفی می‌نمود.(9) 
بدین سان تصویری دیگر از ارزش و اهمیت شورا در عصر خلفای راشدین(رض) جلوه نمود که عبارت بود از انتخاب خلیفه از طریق مجلس شورا و تعیین او پس از مشورت و رایزنی با همه‌ي مردم و بیعت آنان با او.(10) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عثمان بن عفّان، صادق عرجون، 62 – 63. 
2)