ة و تلاق
و يهزني ذكر المروءة والندي	بين الشمـائل هزة المشتــاق
فـإذا رزقت خليـقة محمـودة	فقداصطفاك مقسـم الأرزاق
فالنـاس هذا حظـه مـال و ذا	علـم و ذاك مكارم الأخلاق
يعني: «خصلت‌هاي پسنديده ي سخاوت و بخشش، مرا آن‌چنان شادمان مي‌كند كه مسافر هنگام بازگشت از سفر غربت و ديدن عزيزانش شادمان مي شود. يادآوري مردانگي و سخاوت از ميان ساير خصلت‌ها، مرا همچون انسان مشتاق به وجد مي‌آورد. اگر به تو خلق و خوي پسنديده‌اي، داده‌ شده، بايد بداني كه تقسيم‌كننده‌ي روزي‌ها، تو را برگزيده است. نصيب برخي از مردم، مال و ثروت است و نصيب برخي هم علم و دانش و بعضي از آن‌ها نيز خلق و خوي‌هاي پسنديده، نصيبشان مي‌گردد».
از ديگر صفات حسن مجتبي(رض) كه در اين كتاب مورد بررسي قرار گرفته‌، حلم و بردباري و تواضع و فروتني آن بزرگوار است. همچنين به شرح سيادت و آقايي وي پرداخته‌ و معنا و مفهوم سيادت و آقايي را از خلال سيرتش، توضيح داده‌ و بيان كرده‌ام كه سيادت، به معناي رياست و چيرگي محض و خونريزي و غلبه بر ديگران و پايمال كردن حقوق انسان‌ها نيست؛ بلكه سيادت و رياست راستين و ارزشمند، عبارت است از: صيانت و پاسداري از حقوق و اموال ديگران و از ميان بردن كينه و دشمني.. از اين رهگذر بيان كرده‌ام كه صلح حسن مجتبي(رض) با معاويه(رض) به‌قصد جلوگيري از ريختن خون مسلمانان، وي را به اوج آقايي و سيادت رسانيد.
بنده كوشيده‌ام تا شيوه‌ي نوشتارم را به‌گونه‌اي قرار دهم كه با زندگي اجتماعي حسن مجتبي(رض) و حضور وي در جامعه، همراه شوم و به بيان و پردازش چند و چون فعاليت‌هايش براي رويارويي با مفاسد بپردازم. در اين ميان ساير فعاليت‌هاي اجتماعي حسن(رض) بيان شده است؛ از جمله: فعاليت چشمگيرش براي رفع نيازهاي مردم، غيرتش نسبت به نسب والايش به عنوان نوه‌ي رسول‌خدا(ص)، چگونگي برخوردش با كساني كه به او بد كردند، خوش‌اخلاقيش در ميان مردم و اجتناب از بيهوده‌گويي و پرحرفي. در ادامه تعريف و تمجيد سرآمدان جامعه‌ي اسلامي نسبت به حسن(رض) و برخي از گفته‌‌هايشان را در مورد وي آورده‌ام. همچنين فرازي از گفته‌ها، سخنراني‌ها و اندرزهاي امام حسن(رض) را آورده و به شرح پاره‌اي از آنها پرداخته‌ام تا بيشتر مورد استفاده‌ي جامعه‌ي كنوني ما قرار بگيرد. مبحث جداگانه‌اي نيز به مهمترين اطرافيان حسن بن علي(رض) اختصاص داده‌‌ام؛ از جمله:
ـ قيس بن سعد بن عباده خزرجي(رض)؛ وي، يكي از زيرك‌ترين و كاردان‌ترين افراد دورانش و بلكه يكي از فرماندهان لشكر حسن(رض) و نخستين كسي بود كه با ايشان بيعت كرد.
ـ عبيدالله بن عباس بن عبدالمطلب(رض)؛ او، يكي از كارگزاران علي بن ابي‌طالب(رض) بود كه پس از شهادت ايشان، يكي از فرماندهان سپاه حسن بن علي(رض) گرديد. وي، در برخي از كتاب‌هاي تاريخ، در معرض دروغ و بهتان قرار گرفته و سيماي زشتي از او به تصوير كشيده شده است؛ از اين رو به شرح حالش پرداخته‌ام تا شخصيت راستين و مواضع حقيقي او را نمايان كنم.
ـ عبدالله بن جعفر بن ابي‌طالب(رض) از ديگر شخصيت‌هاي مهمي است كه يكي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين مشاوران حسن(رض) بشمار مي‌رفت. امام حسن(رض) با عبدالله(رض) در مورد صلح با معاويه(رض) مشورت و رايزني كرد. عبدالله(رض) به حسن مجتبي(رض) پيشنهاد كرد كه با معاويه(رض) صلح نمايد و ايشان را به اين كار تشويق نمود.
با توجه به رويكرد مهمي كه اين دسته از ياران حسن بن علي(رض) داشته‌اند، مناسب ديدم كه شرح حال مختصري از اينها ارائه دهم و اين كار، با روش پژوهش من در موضوع سيرت حسن بن علي(رض) كاملاً همسو و هماهنگ است؛ چراكه معتقدم از اين طريق مي‌توان به برخي از ويژگي‌هاي اساسي دوران حسن بن علي(رض) پي برد.
بنده، موضوع صلح امام حسن(رض) با معاويه(رض) را بررسي كرده و آن را يك برنامه‌ي اصلاحي بزرگ و ارزشمند برشمرده‌ام؛ از اين رو اين مسأله را از زاويه‌ي اصلاح‌طلبانه‌ي حسن بن علي(رض) بررسي نموده‌ و در اين راستا به مهمترين مراحل صلح و رخدادهاي هر مرحله پرداخته‌ام. در اين ميان اساسي‌ترين عوامل و خاستگاه‌هاي صلح حسن و معاويه رضي الله عنهما را بيان كرده‌ام؛ از جمله: علاقه و رغبت امام حسن(رض) به رضايت و خواست خداي متعال؛ ميل و اشتياق وافر وي به جلوگيري از ريختن خون مسلمانان و حفظ وحدت و يكپارچگي امت اسلامي و نيز تحقق برنامه‌ها و اهداف رسول‌خدا(ص) و…. همچنين آن دسته از اقوال و سخنان حسن بن علي(رض) را توضيح داده‌ام كه سبب و انگيزه‌ي برقراري صلح گرديد؛ سخناني كه نشان‌دهنده‌ي درك و فهم عميق وي، از شريعت اسلام است.
در ادامه‌ي اين مبحث، شرايط صلح حسن بن علي(رض) با معاويه(رض) و نتايج و دستاوردهاي آن را آورده و با دلايل تاريخي ثابت كرده‌ام كه حسن بن علي(رض) بر خلاف تصور برخي از تاريخ‌نگاران، خلافت را از موضع قوت و قدرت، به معاويه(رض) سپرد و نه از روي ضعف و ناتواني.
شكوه حسن بن علي(رض) از خلال اقدامات و مواضع روشن و توانمندش در عرصه‌هاي مختلف زندگاني نمايان مي‌شود كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به برنامه‌ي اصلاحي وي و توانمندي‌اش در اجراي آن، اشاره كرد. آري! بسيارند كساني كه ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي اصلاحي خوب و سازنده‌اي دارند، اما از اجراي آنها در دنياي مردم، ناتوان هستند.
بنده در اين كتاب برخي از دروغ‌هاي تاريخي را برملا نموده‌ام؛ از جمله:
برخي از مورخان چنين مي‌پندارند كه حكومت اموي در دوران معاويه(رض) به‌شكلي عمومي و فراگير اقدام به ناسزاگويي به اميرالمؤمنين علي(رض) نمود. اينجانب، با دلايل و شواهد تاريخي، بطلان اين پندار يا سخن ناشايست را ثابت نموده و روشن نموده‌ام كه آنچه برخي از كتاب‌هاي تاريخ، در اين زمينه آورده‌اند، نادرست است؛ هرچند كه برخي از نسل‌هاي بعدي، بدون دليل و نقد و بررسي عالمانه به‌گونه‌اي اين پندار نادرست را پذيرفته‌اند كه گويا يكي از جريان‌هاي قطعي و غيرقابل انكار تاريخ مي‌باشد و اصلاً نيازي به بررسي علمي و نقد و مطالعه از لحاظ سند و متن ندارد! قطعاً ميزان نادرستي اين پندار، براي برخي از پژوهشگران كوشا نمايان است و آنان، به‌خوبي مي‌دانند كه شواهد تاريخي، نشان مي‌دهد كه در دوران معاويه(رض) نه تنها هيچ اهانتي به اميرالمؤمنين صورت نگرفته، بلكه در آن دوران، علي(رض) و خاندان پاكش، شديداً مورد احترام معاويه(رض) و ساير مسلمانان بوده‌اند. از اين رو برخي از برچسب‌ها و دروغ‌هاي نارواي بعضي از كتاب‌هاي تاريخ، مبني بر دسيسه‌ي معاويه(رض) و فرزندش را براي مسموم كردن حسن(رض) شرح داده و ثابت كرده‌ام كه اين مسأله، هم از لحاظ سند و هم از لحاظ متن، قابل اثبات نيست. بنده، پس از بررسي اين مطالب، سمت و سوي نگارش كتاب را با اقامت حسن بن علي(رض) در مدينه همراه كرده و به شرح وقايع زندگاني او در مرحله‌اي پرداخته‌ام كه امام الفت و وحدت امت اسلامي و مدار يكپارچگي آنان گرديد. شاعر چه خوب سرود