‌باشد كه حاكم از مصعب زبيري نقل نموده است. ام‌كلثوم رضي الله عنها از فاطمه‌ رضي الله عنها بزرگ‌تر بود.(1)  عقيبة بن ابولهب، ام‌كلثوم را به نكاح خود درآورده بود. چنانچه پيشتر گذشت، برادرش عقبه با رقيه عقد ازدواج بسته بود؛ اما هيچ يك از اينها زندگي زناشويي خود را با دختران پيامبر(ص) شروع نكردند. ابولهب و همسرش ام‌جميل همانطور كه به عقبه دستور دادند تا رقيه را طلاق دهد، از عقيبه نيز خواستند تا از ام‌كلثوم جدا شود. در روايتي آمده است كه عقيبه، نزد رسول‌خدا(ص) رفت و گفت: «من، دين تو را قبول ندارم و از دخترت جدا شدم». آنگاه به پيامبر اكرم(ص) حمله‌ور شد و پيراهن آن حضرت(ص) را پاره كرد. وي، در آن زمان قصد مسافرت به شام را داشت. رسول اكرم(ص) در واكنش اين عملكرد عقيبه فرمود: «اما من از خدا مي‌خواهم كه يكي از سگانش را بر تو مسلط نمايد». عقيبه به همراه ساير بازرگانان قريش، به سوي شام به راه افتاد تا آنكه در مكاني به نام (زرقاء) بار انداختند. آن شب، شيري در اطراف آنان دور مي‌زد. عقيبه گفت: «اي واي بر من! به خدا سوگند اين شير همچنانكه محمد نفرين كرد، مرا خواهد خورد. محمد، در حالي كه خودش در مكه است و من در شام هستم، مرا به كشتن داد». شير، برجست و از ميان كاروانيان، به سراغ عقيبه رفت و سرش ر اگاز گرفت و او را كشت.(2)  پس از آنكه عقيبه، ام‌كلثوم را طلاق داد، ام‌كلثوم در مكه با پدرش رسول‌خدا(ص) بود و پس از هجرت رسول اكرم(ص) به مدينه، با ساير افراد خانواده‌اش، هجرت نمود.(3) 
ازدواج ام‌كلثوم رضي الله عنها:
سعيد بن مسيب مي‌گويد: رقيه بنت رسول‌الله(ص) كه همسر عثمان(رض) بود، درگذشت. در همان زمان، حفصه بنت عمر(رض) نيز بيوه شد. عمر(رض) به عثمان(رض) گفت: «آيا حفصه را مي‌خواهي؟» عثمان(رض) از رسول‌خدا(ص) شنيده بود كه قصد ازدواج با حفصه رضي الله عنها را دارد، از اين رو هيچ پاسخي به عمر(رض) نداد. عمر(رض) اين موضوع را براي رسول‌خدا(ص) بازگو كرد. رسول اكرم(ص) خطاب به عمر(رض) فرمود: «آيا بهتر از اين را مي‌خواهي؟ من،‌ با حفصه ازدواج مي‌كنم و بهتر از حفصه، يعني ام‌كلثوم را به ازدواج عثمان(رض) در مي‌آورم».(4)  عقد ازدواج ام‌كلثوم و عثمان رضي الله عنهما در ربيع الاول سال ششم هجري صورت گرفت. عثمان(رض) در جمادي الثاني همان سال ام‌كلثوم را به خانه‌اش برد.(5) 
يك بار رسول‌خدا(ص) به خانه‌ي دخترش ام‌كلثوم رفت. ام‌كلثوم مشغول شستن سر عثمان(رض) بود. رسول اكرم(ص) فرمود:‌ «دخترم! (تا مي‌تواني) به ابوعبدالله نيكي كن؛ زيرا او در ميان اصحابم بيش از همه، از لحاظ اخلاقي به من شباهت دارد».(6) 
وفات ام‌كلثوم رضي الله عنها:
ام‌كلثوم رضي الله عنها همسر عثمان(رض) بود تا اينكه در شعبان سال نهم هجري درگذشت. نماز جنازه‌اش را رسول‌خدا(ص) بجا آورد و هنگام خاكسپاريش، در كنار قبرش نشست. انس بن مالك (رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) را ديدم كه كنار قبر ام‌كلثوم نشسته بود و از چشمانش اشك مي‌ريخت. آن حضرت(ص) فرمود: «چه كسي از شما ديشب با همسرش، همبستر نشده است؟» ابوطلحه(رض) گفت: «من». رسول‌خدا(ص) فرمود: «پس تو وارد قبر شو». انس(رض) مي‌گويد: ابوطلحه(رض) براي گذاشتن ميت، داخل قبر رفت.(7)  اسماء بنت عميس و صفيه بنت عبدالمطلب، ام‌كلثوم را غسل دادند. رسول‌خدا(ص) فرمود: «او را سه بار يا پنج بار غسل دهيد».(8)  ابن سعد مي‌گويد: علي بن ابي‌طالب، فضل بن عباس و اسامة بن زيد(رض) به همراه ابوطلحه(رض)، براي گذاشتن ميت، داخل قبر ام‌كلثوم شدند و اسماء بنت عميس و صفيه بنت عبدالمطلب، ام‌كلثوم رضي الله عنها را غسل دادند.(9) 
فرزندان ام‌كلثوم رضي الله عنها:
علما، اتفاق نظر دارند كه ام‌كلثوم بنت رسول‌الله(ص)، فرزندي نزاده و از او هيچ فرزندي نمانده است.(10)  البته جاي بسي شگفت و تعجب است كه برخي همواره كوشيده‌اند تا در مورد صحت نسبت دختران پيامبر(ص) با آن حضرت خرده بگيرند و خدشه وارد كنند! آن هم در حالي كه ادعاي محبت رسول اكرم(ص) را دارند. بويژه كه قرآن كريم، سنت نبوي و تاريخ اسلامي، به اشاره و نيز آشكارا، از دختران رسول‌ اكرم(ص) ياد كرده‌اند؛ در رد چنين افرادي آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب كافي است كه از دختران رسول‌خدا(ص) با صيغه‌ي جمع ياد كرده و بدين‌سان تصريح نموده كه آن حضرت(ص) فقط يك دختر نداشته، بلكه چند دختر داشته است. خداي متعال مي‌فرمايد:
 (رض) •  (رض)•(ع) (رض)(ع)(رض)(ع) (ع) (رض)  (رض)  (رض)  (رض)•   (ع)  (رض)  (ع)  (جل جلاله)    	(احزاب: 59)
«اي پيغمبر! به همسران و دختران خود و به زنان مؤمنان بگو كه روپوش‌هاي خود را جمع و جور، بر خويش فرو افكنند و نزديك كنند تا (از زنان بي‌بند و بار) باز شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار (اوباش) قرار نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است».
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدوحة النبوية الشريفة، ص46.
2) المعجم الكبير از طبراني (22/435، 436)؛ زهير بن علاء در شمار راويان اين حكايت قرار دارد كه ضعيف است… الذرية الطاهرة، شماره‌ي 76.
3) الدوحة والنبوية الشريفة، ص46.
4) مستدرك حاكم (4/49/9 با سند صحيح.
5) سنن ابن ماجه، شماره‌ي 110 با سند ضعيف؛ الدوحة النبوية الشريفة، ص47.
6) مجمع الزوائد و منبع الفوائد (9/81)؛ هاشمي گفته است: در اين حديث، محمد بن عبدالله از مطلب روايت كرده كه من، او را نمي‌شناسم و ساير راويان آن، ثقه و قابل اطمينان هستند.
7) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي (1285).
8) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي (1253)؛ الإستيعاب، شماره‌ي (3063).
9) طبقات (8/38،39)؛ الإستيعاب، شماره‌ي (3563).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:38.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:39.txt">1ـ مهريه و جهيزيه‌ي فاطمه‌ي زهراء رضي الله عنها</a><a class="text" href="w:text:40.txt">2ـ وقتي فاطمه به خانه‌ي بخت رفت</a><a class="text" href="w:text:41.txt">3ـ جشن عروسي فاطمه رضي الله عنها</a><a class="text" href="w:text:42.txt">4ـ وضعيت زندگاني علي و فاطمه رضي الله عنهما</a><a class="text" href="w:text:43.txt">5 ـ زهد و شكيبايي فاطمه‌ي زهراء رضي الله عنها</a><a class="text" href="w:text:44.txt">6 ـ محبت و غيرت رسول‌خدا(ص) نسبت به فاطمه رضي الله عنها</a><a class="text" href="w:text:45.txt">7ـ صداقت لهجه و راستگويي فاطمه رضي الله عنها</a><a class="text" href="w:text:46.txt">8 ـ فاطمه، سردار و بانوي زنان دو جهان</a><a class="text" href="w:text:47.txt">9ـ فاطمه‌ي زهرا و ميراث رسول‌خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:48.txt">10ـ وفات فاطمه‌ي زهرا</a></body></html>مادر حسن(رض)، فاطمه دختر امام متقيان و سرور و آقاي فرزندان آدم يعني رسول اكرم(ص) مي‌باشد. مادر فاطمه، رضي الله عنها خديحه بنت خويلد بود. كنيه‌ي فاطمه رضي الله عنها، ام‌ابيها بوده است.(1)  فاطمه رضي