-------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ دمشق (62/133).
2) تاريخ دمشق (62/133).
3) مصنف ابن‌ابي‌شيبه (11/94).
4) ر.ك: جلاء العيون از مجلسي، ص376؛ الكافي في الفروع، كتاب الحقيقة باب الأسماء و الكني (6/19)؛ الأمالي از طوسي (22/334)؛ شرح ابن‌ابي‌الحديد (2/823). دكتر محمد شيباني در كتاب مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص177، به‌تفصيل درباره‌ي حسين(رض) سخن گفته است.
5) مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص177
6) المعرفة و التاريخ (2/756) با سند حسن؛ معجم طبراني، در المجمع (6/243) آمده است: رجال اين روايت، همه، صحيح‌اند جز عبدالله بن حكم بن ابي‌زياد كه ثقه مي‌باشد.
7) أنساب الأشراف (3/152)؛ الأخبار الطوال، ص221؛ مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص177
8) أنساب الأشراف (3/152)؛ مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص177
9) أنساب الأشراف (3/152)؛ مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص179.
10) أنساب الأشراف (3/152)؛ مواقف المعارضة في خلافة يزيد، ص180.در پاره‌اي از روايات آمده است كه حسن(رض)، به دنبال سمي كه به او داده شد، درگذشت. البته انگشت اتهام در اين زمينه، به سوي همسرش جعده دختر اشعث بن قيس (امير كنده) دراز شده است. چنانچه ابن‌سعد روايتي نقل كرده كه بر اساس آن، حسن(رض) آن‌چنان مسموم شد كه به مدت چهل روز، برايش لگن مي‌گذاشتند.(1)  البته اين روايت، ضعيف است. برخي، كوشيده‌اند تا چنين وانمود كنند كه مسموم شدن حسن(رض) با جريان بيعت گرفتن معاويه(رض) براي يزيد، بي‌ارتباط نبوده است؛ آنان، ادعا كرده‌اند: يزيد بن معاويه، به جعده بنت قيس، پيغام داد كه اگر حسن را مسموم كني، با تو ازدواج خواهم كرد. بدين ترتيب جعده، حسن(رض) را مسموم كرد و سپس از يزيد خواست تا به وعده‌اش وفا نمايد. يزيد در پاسخ جعده، چنين گفت: «به‌خدا سوگند، من، تو را وصله‌ي حسن نمي‌دانستم؛ چه رسد به اينكه بخواهم با تو ازدواج كنم».(2)  در كتاب مقاتل الطالبين، روايتي شبيه اين روايت نقل شده كه در سند آن، شخصي به نام احمد بن عبدالله بن عمار وجود دارد؛ وي، شيعه و از سران اين فرقه بوده است.(3)  رافضي دروغگويي به نام عيسي بن مهران نيز جزو راويان اين گزارش ساختگي و دروغين مي‌باشد كه خطيب بغدادي، او را در شمار شياطين شيعه دانسته است.(4)  بلاذري، به‌نقل از هيثم بن عدي آورده است: زني كه معاويه، يكصد هزار درهم برايش فرستاد (تا حسن(رض) را مسموم نمايد)، همسر حسن(رض) به نام هند دختر سهيل بن عمرو بوده است.(5)  هيثم بن عدي، جزو راويان كذاب و دروغگوست.(6) 
هرچند ضعف اين روايات، بر كسي پوشيده نبوده، اما متأسفانه باز هم این روایات، بدون هيچ پيرايش و دقتي، در برخي از كتاب‌هاي اهل سنت، نقل شده است!(7)  كتاب‌هاي شيعه، آكنده از چنين رواياتي است؛ البته از آنان، انتظاري جز اين نيست؛ چراكه آنها، متخصص جعل روايت و ايراد اتهامات باطل و بي‌اساس به صحابه(رض) و به‌ويژه معاويه(رض)، هستند و هيچ پروايي در اين زمينه ندارند.
بسياري از علماي محقق، پيرامون اين تهمت باطل و بي‌اساس، سخن گفته‌اند؛ از جمله:
1ـ ابن‌العربي مي‌گويد: اين ادعا كه حسن(رض) در پي دسيسه‌اي مسموم شد، به دو دليل، محال است: اول اينكه پس از كناره‌گيري حسن(رض) از خلافت، هيچ نگراني و خطري از سوي وي، متوجه معاويه(رض) نبود و با تحقق صلح، هيچ انگيزه‌اي براي حذف حسن(رض) وجود نداشت. دليل ديگر اينكه اين جريان، يك مسأله‌ي پنهاني به‌شمار مي‌رود و كسي جز خداوند متعال، از غيب خبر ندارد؛ بنابراين نمي‌توان درباره‌ي قضيه‌اي كه مربوط به قرن‌ها پيش مي‌شود، بدون هيچ دليل يا گواهي، بدين‌شكل قضاوت كرد و انگشت اتهام را به سوي عده‌اي دراز نمود. بديهي است نباید در اين زمينه به اقوال و يا روايات كساني اعتماد كرد كه به‌گونه‌اي درگير فتنه و تعصب بوده و يا اهل هوا و هوس به‌شمار مي‌رفته‌اند. زيرا در در چنين موقعيتي، هر كسي مي‌كوشد تا طرف مقابلش را به چيزهايي متهم نمايد كه شايسته‌اش نيست. لذا فقط مي‌توان به روايات صحيحي استناد كرد كه عادلانه و بدون غرض و يا تعصب، نقل شده است.(8) 
2ـ ابن‌تيميه مي‌گويد: اين ادعا كه معاويه(رض)، حسن(رض) را مسموم نموده، دروغ و بهتاني است كه عده‌اي، آن را مطرح نموده‌اند، اما هيچ دليل شرعي يا گزارش و اقرار معتبري در اين زمينه وجود ندارد؛ حال آنكه اين مسأله، از آن دست مسايل غيبي و پنهاني است كه نمي‌توان از آن، آگاه بود (و يا ادعاي آگاهي از آن را نمود). بنابراين چنين گفتاري، بدور از علم و آگاهي است.(9)  گاهي اتهام مزبور، بدين صورت مطرح مي‌شود كه معاويه(رض)، پدرزن حسن(رض) يعني اشعث بن قيس را تحريك كرد تا حسن(رض) را به‌واسطه‌ي دختر خويش، مسموم نمايد. ابن‌تيميه رحمه‌الله، به‌گونه‌اي اين اتهام را رد كرده كه بيانگر توانمندي وي در زمينه‌ي نقد علمي روايات تاريخي است. ابن‌تيميه در اين‌باره مي‌گويد: اين ادعا، ظن و گمان بي‌اساسي است. رسول‌خدا(ص) فرموده است: (إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِيثِ)(10)  یعنی: «از گمان بد، اجتناب كنيد. زيرا گمان بد، بدترين نوع دروغ‏ است».
وي، مي‌افزايد: اشعث بن قيس، در سال 40 و گفته شده در سال 41 هجري، چشم از جهان فرو بست. از اين‌رو هيچ نامي از اشعث در جريان صلح حسن با معاويه رضي‌الله‌عنهما در عام‌الجماعة (سال 41 هجري) به ميان نيامده است؛ حال آنكه اشعث بن قيس، يكي از ياران خاص حسن(رض) به‌شمار مي‌رفت و اگر در زمان انعقاد صلح، زنده بود، به‌طور حتم، نامي از وي در اين زمينه به ميان مي‌آمد و اگر هم ده سال زودتر از حسن(رض) درگذشته، پس چگونه امكان دارد كه دخترش يعني همسر حسن(رض) را به انجام چنين جنايتي واداشته باشد؟!(11) 
3ـ ذهبي مي‌گويد: اين سخن (كه معاويه(رض)، حسن(رض) را مسموم كرد)، نادرست است؛ چه كسي، شاهد اين واقعه بوده و از آن اطلاع يافته است؟(12) 
4ـ ابن‌كثير مي‌گويد: برخي، روايت كرده‌اند: يزيد بن معاويه، به جعده بنت قيس، پيغام داد كه اگر حسن را مسموم كني، با تو ازدواج خواهم كرد. بدين ترتيب جعده، حسن(رض) را مسموم كرد و سپس از يزيد خواست تا به وعده‌اش وفا نمايد. يزيد در پاسخ جعده، چنين گفت: «به‌خدا سوگند، من، تو را وصله‌ي حسن نمي‌دانستم؛ چه رسد به اينكه با تو ازدواج كنم». ابن‌كثير مي‌افزايد: اين روايت، از ديدگاه من، صحيح نيست؛ بنابراين به‌طريق اولي، نسبت دادن اين اتهام به معاويه(رض) به هيچ عنوان درست نمي‌باشد.(13) 
5 ـ ابن‌خلدون، ايراد چنين اتهامي به معاويه(رض) را جزو بهتان‌ها و دروغ‌هايي دانسته است كه شيعيان، آن را ساخته و پرداخته‌اند. وي، انجام چنين كاري را به تحريك معاويه(رض)، بعيد و غيرممكن دانسته است.(14) 
6 ـ دكتر جميل المصري مي‌گويد: آن‌گاه اين بهتان مطرح گرديد كه حسن(رض)، به تحريك معاويه يا پسرش يزيد، مسموم شد. البته اين‌طور به‌نظر مي‌رسد كه چنين مسأله‌اي در آن دوران، به هيچ عنوان مطرح نبوده و بعدها، ساخته و پرداخته شده است. چراكه در قيام حسين(رض) هيچ اشاره‌اي ب