از پيامدهاي حرام نمي‌ترسد و اگر كم‌خور هم باشد، از بي‌رغبتي وي به دنيا نيست؛ بلكه براي حفظ صحت و سلامتي‌اش مي‌باشد و اين، از حرص و علاقه‌ي وافرش به دنياست؛ چنانچه گويا در هفت معده، غذا مي‌خورد. اما مؤمن، در يك معده غذا مي‌خورد. رسول اكرم(ص) از طريق اين ضرب‌المثل، به بيان وضعيت مؤمن و زهدش در دنيا و نيز به بيان وضعيت كافر و حرص و آزش در دنيا مي‌پردازد.(25) 
نووي رحمه‌الله، توضيح ديگري در مورد اين حديث داده است؛ وي، مي‌گويد: «گفته شده كه منظور از هفت شكم، هفت ويژگي است: حرص و اشتياق وافر، پراشتهايي و ميل افزون، دلبستگي و آرزوي طولاني، طمع، بد نهادي، حسد و فربهي و چاقي (ناشی از پرخوری)».(26) 
ابن‌قيم رحمه الله گفته است: «دوم: آنچه كه از طريق زياده‌روي، همچون زياده‌روي در استفاده از نعمت‌هاي حلال و اسراف در خورد و نوش، مؤمن را به فساد و تباهي مي‌كشاند؛ چراكه پرخوري، انسان را سست و تنبل مي‌كند و از طاعات و عبادات باز مي‌دارد و او را به مشكلات ناشي از پرخوري و سنگيني معده، مشغول مي‌سازد و بدين‌سان تمام هم و غم انسان، شكمش مي‌گردد و شهوتش، افزايش مي‌يابد و راه‌هاي نفوذ شيطان در او، بيشتر مي‌شود؛ چراكه شيطان، در آدمي، همانند خون، جريان مي‌يابد. روزه گرفتن، راه‌هاي نفوذ و وسوسه‌ي شيطان را مي‌بندد و پرخوري و زياده‌روي در خوردن و آشاميدن، راه‌هاي نفوذ و وسوسه‌ي شيطان را بيشتر و گسترده‌تر مي‌گرداند. كسي كه زياد مي‌خورد، ناگزير به نوشیدن آب بيشتري مي‌شود و كسي كه زياد بنوشد، خوابش نيز بيشتر مي‌گردد و بدين ترتيب فرصت‌هاي زيادي را از دست مي‌دهد و زيان‌كار مي‌شود».(27) 
◘ حسن(رض) : «او، از سيطره‌ي شهوت و هوس نيز بدور بود؛ آن‌چنانكه شهوت و ميل جنسي، مايه‌ي سبك‌سري و بي‌خردي او نمي‌گرديد».
حسن(رض) در اين سخن ارزشمندش، به كنترل شهوت و غرايز جنسي فرا مي خواند و بيان مي‌دارد كه غرايز جنسي، تنها از راه‌هاي مشروع، اشباع مي‌گردد و افسارگسيختگي جنسي، پيامدهاي بدي همچون قساوت قلب و ضعف ايمان را به دنبال دارد. هر چقدر كه سركشي و افسارگسيختگي شهوت و ميل جنسي، بيشتر شود، به همان نسبت تيرگي و قساوت قلب نيز افزايش مي‌يابد. البته نگاه آلوده و حرام، و نيز هم‌نشيني زنان و مردان نامحرم با يكديگر، سرآغاز افسارگسيختگي جنسي است كه با عوارض مختلفي همراه مي‌باشد؛ از جمله اينكه زنان، خود را شبيه مردان مي‌سازند و مردان نيز رفتاري زنانه در پيش مي‌گيرند. سبك دانستن روسپي‌گري و افزايش فساد و فحشا و نيز فراهم شدن زمينه‌هاي گناه، از ديگر پيامدهاي افسارگسيختگي جنسي است. رسول اكرم(ص) فرموده است: (لا يَزْنِي الزَّانِي حِينَ يَزْنِي وَهُوَ مُؤْمِنٌ)(28)  یعنی: «زناكار، هنگام ارتكاب عمل زنا، مؤمن نيست».
بخاري رحمه‌الله مي‌گويد: اين حديث، بدين مفهوم است كه مسلمان، در حال ارتكاب زنا، مؤمن كامل به‌شمار نمي‌رود و از نور ايمان برخوردار نيست. ابوهريره(رض) از رسول اكرم(ص) روايت نموده كه فرموده است: (إذا زني العبد خرج منه الإيمان، فكان فوق رأسه كالظلة، فإذا خرج من ذلك العمل رجع إليه الإيمان)(29)  يعني: «هنگامي كه بنده، مرتكب زنا مي‌شود، ايمان از او خارج مي‌گردد و همانند سايه‌اي بالاي سرش قرار مي‌گيرد و چون از ارتكاب اين عمل، خارج مي‌شود، ايمان، به او باز مي‌گردد».
كساني كه مرتكب گناهان كبيره مي‌شوند، نور ايمان، از وجودشان، رخت برمي‌بندند؛ به‌گونه‌اي كه ديگر در دل‌هايشان عظمت و بزرگي پروردگار متعال، همچون گذشته باقي نمي‌ماند. بدون ترديد كسي كه مرتكب گناهاني همچون زنا، دزدي، باده‌نوشي و امثال آن مي‌گردد، نور و خضوع و خشوعي كه در گذشته، در دلش وجود داشته، كم مي‌شود و از دلش خارج مي‌گردد: هرچند اصل ايمان، در قلبش همچنان باقي است، اما خشوع و خضوعي كه در اثر ارتكاب گناه كبيره، از قلبش خارج مي‌گردد، در واقع جزو ايماني است كه در آن هنگام، از وجود گنهكار خارج مي‌شود.(30) 
ارتكاب روزافزون معاصي و گناهان، ره‌آورد افسارگسيختگي جنسي و يكي از پيامدهاي عدم كنترل اميال نفساني است. معصيت، هرچند كوچك و صغيره باشد، مقدمه‌اي براي ارتكاب گناهان ديگر و سبك پنداشتن آنهاست؛ به‌گونه‌اي كه شخص گنهكار، عواقب گناهي را كه مرتكب مي‌شود، درك نمي‌كند. نگاه آلوده، فكر و خيال درباره‌ي مسايل جنسي و ارتكاب معصيت را به دنبال دارد و به وسوسه‌ي نفس و تحريك شهوت و در نهايت، تصميم جدي براي ارتكاب گناه، مي‌انجامد و چنانچه اسباب لازم براي ارتكاب معصيت فراهم شود، در انجام آن درنگ نمي‌كند. از اين‌رو نگاه، يكي از مقدمات زنا و جزو راه‌هايي است كه به ارتكاب معصيت منتهي مي‌شود. بدين ترتيب، گناهان، اندك‌اندك در قلب بنده، اثر مي‌گذارند و كارش به جايي مي‌كشد كه نسبت به ارتكاب معصيت بي‌پروا مي‌شود و ديگر نمي‌تواند دست از گناه بكشد؛ بلكه ميل به گناه در او افزايش مي‌يابد و در صدد ارتكاب گناهان بيشتري بر مي‌آيد.(31) 
ابن‌قيم رحمه الله مي‌گويد: «هر گناهي، بذر معصيتي ديگر به‌شمار مي‌رود و گناهان ديگري را به دنبال دارد؛ آن‌چنانكه ترك گناه و معصيت، بر بنده مشكل مي‌گردد و گناهان، جزو وجود فرد مي‌شوند و در وجودش، جاي مي‌گيرند. به‌گونه‌اي كه اگر چنين شخصي، دست از معصيت بكشد و به اطاعت و بندگي خدا روي بياورد، دچار دلتنگي و گرفتگي روحي و رواني مي‌گردد و همچنان به انجام گناه، رغبت دارد. از اين‌رو بسياري از فاسقان، بي‌هيچ لذتي، مرتكب معصيت مي‌شوند و هيچ انگيزه‌اي براي ارتكاب معصيت ندارند، جز اينكه به گناه كردن، عادت نموده‌اند و از ترك گناه، احساس ناراحتي مي‌نمايند».(32) 
يكي ديگر از پيامدهاي هوس‌بازي و طغيان شهوت، از ميان رفتن شرم و حياست؛ از اين‌رو بنده‌اي كه در نتيجه‌ي هوس‌بازي و طغيان شهوتش، به ارتكاب معصيت عادت كرده، به گونه‌اي بي‌پروا مي‌گردد كه ديگر نگران اطلاع يافتن مردم از اعمال زشتش نيست؛ بلكه بسياري از افراد هوس‌باز، آن‌چنان گستاخ و بي‌پروا مي‌شوند كه خودشان، هوس‌بازي‌هاي خويش را براي ديگران تعريف مي‌كنند و حتي به آن، افتخار هم مي‌نمايند! چراكه عاري از شرم و حيا گشته‌اند.(33) 
بي‌توجهي به كنترل غرايز جنسي و نيز اهميت ندادن به پيشگيري از انحرافات اخلاقي ـ و لو انحرافاتي كه به‌ظاهر، ناچيز و كوچك به نظر مي‌رسند ـ عواقب جدي و پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد كه يكي پس از ديگري، بروز مي‌كند و انسان را در دام غرايز افسارگسيخته‌اي مي‌اندازد كه رهايي از آن، خيلي سخت و دشوار مي‌باشد و در نهايت، به نابودي قلب و روان شخص و نيز از ميان رفتن فضايل اخلاقي وي مي‌انجامد و بيماري‌هاي روحي و جسمي فراواني، دامن‌گيرش مي‌شود.(34) 
آيين راستين و نجات‌بخش اسلام، راه‌كارههای خوبي براي كنترل غرايز جنسي،(35)  ارائه داده است كه از آن جمله مي‌توان به موارد ذ