 و قابل اعتمادي است و احاديث زيادي، روايت نموده است.(1) 
از عبدالله بن مبارك از عطاء بن سائب روايت شده كه گويد: نزد ابوعبدالرحمن سلمي رفتيم و او، در سجده‌گاه (و جاي نمازش) در حال احتضار بود. به او گفتيم: اي كاش به بستر مي‌رفتي كه بهتر و نرم‌تر است. گفت: فلاني، برايم اين حديث را روايت نموده كه رسول‌خدا(ص) فرموده است: (لايزال أحدكم في صلاة ما دام في مصلاه ينتظر الصلاة)(2)  يعني: «هر يك از شما، همچنان در نماز است تا آن زمان كه در جاي نمازش، در انتظار نماز مي‌باشد».
در روايت ابن‌سعد آمده كه فرشتگان مي‌گويند: «خدايا! او را بيامرز؛ خدايا! به او رحم نما». ابوعبدالرحمن سلمي رحمه‌الله گفت: «دوست دارم در حالي بميرم كه در سجده‌گاه خود هستم».(3) 
شيوه‌ي ابوعبدالرحمن سلمي رحمه‌الله در آموزش قرآن، همان روش صحابه(رض) بود. چنانچه از وي روايت شده: كساني كه به ما قرآن را آموزش مي‌دادند ـ همچون عثمان بن عفان و عبدالله بن مسعود و ديگران ـ به ما گفته‌اند كه هرگاه از رسول‌خدا(ص) ده آيه، فرا مي‌گرفتند، از اين ده آيه رد نمي‌شدند تا آنكه علم و عملي را كه در آن وجود داشت، مي‌آموختند. آنها گفته‌اند: ما، قرآن و علم وعمل را با هم آموختيم. از اين‌رو مدتي به حفظ يك سوره مشغول مي‌شدند و حفظ آن سوره، زمان مي‌برد.(4) 
ابوعبدالرحمن سلمي رحمه‌الله كه از مشهورترين شاگردان عثمان بن عفان(رض) بود، استاد حسن بن علي(رض) در آموزش قرآن به‌شمار مي‌رود. حسن بن علي(رض) در حفظ و فهم قرآن كريم و عمل به آن، همين شيوه را در پيش گرفت.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تهذيب التهذيب (5/183).
2) كتاب الزهد، شماره‌ي420، ص141-142.
3) الطبقات الكبري (6/174).
4) نگا: تيسير الكريم المنان في سيرة عثمان بن عفان ،ص25جابر(رض) مي‌گويد: «رسول‌خدا(ص) براي حسن و حسين رضي الله عنهما عقيقه كرد و آنها را در هفتمين روز ولادتشان ختنه نمود».(1)  محمد بن منكدر مي‌گويد: «رسول‌خدا(ص) حسين(رض) را در هفتمين روز ولادتش ختنه نمود».(2)  ختنه كردن، يكي از مسايل فطري و از سنت‌هاي انبياء عليهم السلام است. ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرموده است: (الفطرة خمس: الختان، والإستحداد و قص الشارب و تقليم الأظافر و نتف الأبط)(3)  يعني: «پنج عمل، از سنت انبياست: ختنه كردن و نظافت موهاي زائد زير ناف و كوتاه كردن سبيل و گرفتن ناخن‌ها و كندن (تراشيدن) موهاي زير بغل».
احكام ختنه و فوايد و حكمت‌هاي آن
ختنه كردن، زينت و پيرايه‌ي دين حنيف است و براي موحدان، به‌منزله‌ي غسل تعميد مسيحيان مي‌باشد كه بر سر و روي كودكان خود آب مي‌ريزند و به گمان خود، آنان را از آلودگي‌ها پاك مي‌كنند و آنگاه مي‌گويند: اينك نصراني شد. خداي متعال، براي موحدان، پيرايه‌ي دين حنيف را به جاي مراسم غسل تعميد در آيين مسيحيان، مشروعيت بخشيد و علامتش را ختنه كردن، قرار داد. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً) (بقره:138)
«(خداوند، ما را با آيين توحيدي و ايمان راستين، زينت داده و) اين، رنگ و زينت خداست و چه كسي بهتر از خدا (مي‌تواند) بيارايد و بپيرايد؟»
آري! منظور از رنگ و زينت خدا، آيين توحيدي و ايمان راستين است كه دل‌ها را با شناخت و معرفت خدا و محبت به او و نيز با اخلاص و بندگي، زينت مي‌دهد و زينت و پيرايه‌ي جسم و بدن مسلمان، ختنه كردن و نظافت موهاي زائد زير ناف، كوتاه كردن سبيل، گرفتن ناخن‌ها، كندن (تراشيدن) موهاي زير بغل، مسواك زدن، استنجاء و گردانيدن آب در دهان و بيني است.(4)  يكي از نكات ظريف در مورد ختنه، گفته‌ي خطابي است كه: «ختنه كردن هر‌چند در شمار سنت‌هاي انبياء ذكر شده، اما از ديدگاه بسياري از علما واجب است. چرا كه ختنه كردن، علامت و نشانه‌ي آيين حنيف است و بدين وسيله مسلمان و كافر، از هم تشخيص داده مي‌شوند؛ از اين رو اگر شخص ختنه‌شده‌اي‌ در ميان تعدادي كشته وجود داشته باشد، بر او نماز جنازه مي‌خوانند و او را در قبرستان مسلمانان دفن مي‌كنند».(5) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن بيهقي (8/324)؛ سندش، ضعيف است.
2) بخاري، حديث شماره‌ي 6297.
3) صحيح مسلم، حديث شماره‌ي257.
4) موسوعة تربية الأجيال، ص75.
5) منهج التربية النبوية للطفل، ص69.حسن(رض)، از خلال قرآن و تربيت پدر بزرگوارش، علي(رض)، دريافت كه خدايي كه بايد او را پرستش نمود، كيست. بدين سان ديدگاه حسن(رض) درباره‌ي الله(جل جلاله)، نظام هستي، زندگاني و بهشت و جهنم و نيز در مورد قضا و قدر و حقيقت انسان و رويارويي‌اش با شيطان، برگرفته از آموزه‌هاي قرآني و رهنمودهاي نبوي بود.
پس الله(جل جلاله) از تمام عيب‌ها و كاستي‌ها، پاك و منزه است و به كمالات بي‌پايان و مطلقي موصوف مي‌باشد. الله(جل جلاله) يكتا و يگانه است و شريكي ندارد و همسر و فرزندي برنگرفته است.
خداي متعال، مفهوم عبوديت و نيز توحيد را در قرآن كريم بيان نموده است.(1) 
اما ديدگاه حسن(رض) درباره‌ي جهان هستي، برگرفته از اين فرموده‌ي الهي بود كه:
(قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِينَ(9) وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ(10) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ(11) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(12)) (فصلت:9-12)
«بگو: آيا به كسي كه زمين را در دو روز آفريده است، ايمان نداريد و براي او همگون‌ها و انبازهايي قرار مي‌دهيد؟ او (علاوه بر اينكه آفريدگار زمين است) آفريدگار جهانيان نيز مي‌باشد. او، در زمين كوه‌هاي استواري قرار داد و خيرات و بركات زيادي در آن، آفريد و مواد غذايي (مختلف و گوناگون ساكنان) زمين را به اندازه‌ي لازم، مقدر و مشخص كرد. اينها، همه (اعم از آفرينش زمين و ايجاد كوه‌ها) روي هم، در چهار روز كامل به پايان رسيد، بدان‌گونه كه نياز نيازمندان و روزي روزي‌خواهان را برآورده كند (و هيچ كم و زيادي در آن نباشد). سپس قصد آفرينش آسمان كرد، در حالي كه دود(گونه، و به شكل ابرهايي دودمانند) بود، به آسمان و زمين فرمود: چه بخواهيد و چه نخواهيد، پديد آييد. گفتند: فرمانبردارانه پديدار گشتيم. آنگاه آن را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رسانيد و در هر آسماني، فرمان لازمه‌اش را صادر نمود (و نظام و تدبير خاصي مقرر فرمود و مخلوقات و موجودات متناسب با آنجا را آفريد)… آسمان نزديك را با چراغ‌هاي بزرگي (از ستار