يده و فقط در كتاب‌هاي اهل بدعت آمده كه تهي از سندهاي صحيحند و با رويكرد حسن بن علي(رض) در دوران خلافتش در تعارض قرار دارند.(21) 
گفتني است: علماي اهل سنت، پيرامون منابع اين‌گونه روايات، سخن گفته و به بيان بطلان و نادرستي آنها پرداخته و اين حقيقت را روشن ساخته‌اند كه اين منابع، در زمينه ي عقايد و احكام و نيز چگونگي روابط اصحاب با يكدیگر، حجت نيستند. همچنين بايد دانست كه نصوص و متون مذكور، برگرفته از كتاب مقاتل الطالبيين و الأغاني اصفهاني و نيز كتاب نهج‌البلاغه هستند و علما، درباره‌ي اصفهاني و كتابش و همچنين در مورد نهج‌البلاغه سخناني گفته‌اند كه اينك به بيان آن، مي‌پردازيم:
اصفهاني، نويسنده‌ي كتاب الأغاني
كتاب الأغاني، اثر اصفهاني، كتابي ادبي، افسانه‌پرداز، غنايي و طنزپرداز و بي‌اساس است و اصلاً كتابي معتبر در زمينه‌ي علم، تاريخ و فقه نمي‌باشد؛ هرچند كه نزد برخي از اديبان و تاريخ‌نگاران، از نام و آوازه‌اي نسبي برخوردار شده است. علماي گذشته، درباره‌ي ابوالفرج اصفهاني، سخناني گفته‌اند؛ از جمله:
خطيب بغدادي رحمه‌الله مي‌گويد: «ابوالفرج اصفهاني، دروغگوترين مردم بود؛ وي، نوشته‌هاي زيادي مي‌خريد و سپس تمام رواياتش را از اين نوشته‌ها درمي‌آورد».
ابن‌جوزي رحمه‌الله مي‌گويد: «…نمي‌توان به روايت افرادی چون ابوالفرج اصفهاني اعتماد كرد؛ كتاب‌هايش بر اين نكته (که شخص قابل اعتمادی نیست) صحه مي‌گذارند و بيانگر فسق و انحراف او هستند. چنانچه وي، باده‌نوشي را ناچيز مي‌شمارد و گاهي به نقل اين رويكرد از خودش مي‌پردازد. هر كس، كتاب الأغاني را مورد بررسي قرار دهد، هر زشتي و منكري را در آن به‌وضوح مي‌بيند».(22) 
ذهبي رحمه‌الله مي‌گويد: «استادمان، تقي‌الدين احمد بن تيميه را ديدم كه او را ضعيف مي‌دانست و او را در رواياتش متهم مي‌نمود و به رد و انكار منقولات وي مي‌پرداخت».(23) 
تعدادي از علماي معاصر نيز درباره‌ي ابوالفرج اصفهاني، اظهار نظر كرده و سخنانی گفته‌اند؛ از جمله:
استاد شوقي ابوخليل، ضمن ارزيابي منابع مورد استفاده‌ي فيليپ حتي در كتابش به نام تاريخ عرب، مي‌گويد: «فيليپ حتي، به كتاب الأغاني اصفهاني، اعتماد نموده و اين، در حالي است كه كتاب اصفهاني، كتاب تاريخي معتبري نيست؛ بلكه كتابي ادبي مي‌باشد و اين، بدان معنا نيست كه هر كتابي كه ادبي‌ و در موضوع ادبيات است، نمي‌تواند مرجع و مأخذ قرار بگيرد. بلكه مي‌توان به هر كتاب ادبي‌اي كه نويسنده‌اش، مورد اعتماد است و به حفظ امانت در نقل و روايت، شناخته شده، به عنوان يك منبع علمي و پژوهشي اعتماد نمود و آن را معتبر دانست. نويسنده‌ي كتاب الأغاني كه فيليپ حتي، از آن به عنوان يك منبع تاريخي معتبر، استفاده كرده، از لحاظ امانت ادبي و تاريخي، مورد اتهام است. چنانچه در ميزان الإعتدال آمده است: اصفهاني، در كتاب الأغاني، مطالب بي‌اساس و شگفت‌انگيز را با عباراتي همچون(حدّثنا) و (أخبرنا) آورده است. كسي كه كتاب الأغاني را مطالعه نمايد، چنين نتيجه‌گيري مي‌نمايد كه زندگاني عباسيان، آكنده از لهو و لعب و باده‌نوشي و سرگرمي است؛ حال آنكه چنين رويكردي، با خود مؤلف و زندگاني و تصوراتش، هم‌خواني دارد و بازنگري كتاب‌هاي صحيح و معتبر تاريخي، سيماي ديگري از چهره‌ي عباسيان را به تصوير مي‌كشد كه در آن، علم و جهاد و ادبيات، رونق وافري دارد. از اين‌رو كتاب الأغاني، كتاب تاريخي معتبري نيست».(24) 
ابوعبيده مشهور بن آل‌سلمان مي‌گويد: «ناگزير بايد اين نكته‌ي مهم را كه برخي از پژوهشگران، آن را دريافته‌اند، يادآوري كنم. منظورم، اين موضوع است كه ابوالفرج، انديشه‌هاي منحرفانه‌اي داشته كه تأثير شاياني در تدوين كتاب الأغاني، نهاده و در اين كتاب، نمايان گشته است. دكتر محمد احمد خلف‌الله در پايان كتابش (ابوالفرج اصفهاني) مي‌نويسد: ما، بدين نتيجه رسيديم كه ابوالفرج، داراي انديشه‌هاي منحرف و نادرستي بوده كه بايد ضمن ارزيابي نوشته‌ها و منقولاتش، از آن برحذر بود. چه بسا وي، شخصي فريبكار و گمراه‌كننده و نيز منحرف و غرض‌ورز بوده كه از يك‌سو اغراض و خواسته‌هاي نادرست خويش را در لابلاي مطالب و روايات گنجانده و از سوي ديگر، به كتمان حقايق پرداخته است.(25) 
شايد اين پرسش مطرح شود كه چرا اين‌همه از كتاب الأغاني برحذر مي‌داريم و پيرامون نويسنده‌اش به بيان اين مطالب مي‌پردازيم؟ پاسخ، اين است كه اين كار، دلايل زيادي دارد؛ از جمله:
1ـ كتاب الأغاني، شهرت فراواني يافته و از آوازه‌ي زيادي برخوردار شده است.
2ـ بسياري از خودباختگان فكري و غرب‌زدگان، به اين كتاب، اعتماد دارند و آن را معتبر مي‌پندارند.
3ـ در اين كتاب، مطالبي وجود دارد كه در واقع، به نكوهش اسلام و سرزنش صحابه، خلفا و حكام شايسته و عادل مي‌پردازد و به مقام شامخ آنان، بي‌احترامي مي‌نمايد.
4ـ بسياري از معاصران، مي‌كوشند تا نوشته‌هاي اين كتاب را درست و صحيح جلوه دهند. چنانچه شفيق جبري، در كتابي كه به تشويق طه حسين، در زمينه‌ي ارزيابي كتاب الأغاني به نگارش درآورده، چنين رويكردي داشته است. خلاصه اينكه اين كتاب، با وجود ارزش ادبي‌‌اش، از لحاظ ميزان درستي مطالب و رواياتش، جاي نقد و بررسي دارد و بايد به‌دقت مورد ارزيابي قرار بگيرد.(26) 
استاد وليد اعظمي، در مقدمه‌ي كتابش (السيف اليماني في نحر الإصفهاني) مي‌نويسد: «از اين‌رو به بازنگري كتاب الأغاني پرداختم و به كتاب‌هايي كه در زمينه‌ي رجال و راويان اخبار و روايات، به نگارش درآمده، مراجعه نمودم و بدين نتيجه رسيدم كه اصفهاني، نويسنده‌ي مورد اعتمادي نيست و نزد علماي باريك‌بين علم رجال، معتبر و قابل اعتماد نمي‌باشد. بنده، دو سال كامل از عمرم را به بررسي نوشته‌ها و سخنان وي و نيز نقد و بررسي اخبار و رواياتش، پرداختم تا آنكه يكايك جملات و عباراتش را مورد نقد و پژوهش قرار دادم و آنها را دريافتم؛ چنانكه گويي نكات ريز و دور از نظر را از متونش همچون شپش از مو كشيدم و در اين راستا به‌سان مجاهدان مرزبان، شكيبايي ورزيدم و بدين ترتيب آتش كينه و قوم‌گرايي را مشاهده نمودم كه در وجودش، همانند آب داغ‌ مي‌جوشيد. آنجا بود كه پي بردم تيرهاي زهرآلود دشمن، ما را هدف گرفته و از هر سو بر ما مي‌بارد. لذا اين سخن شاعر را زمزمه كردم كه گفته است:
لو كان سهماً واحدا لاتقيته	و لكنه سهم و ثان و ثالث
يعني: «اگر يك تير بود، حتماً از آن پروا مي‌كردم، ولي تيرهاي متعددي است كه يكي پس از ديگري مي‌آيد».
بنابراين آستين همت بالا زدم تا سخنان هزل و ياوه را از سخنان جدّي، جدا نمايم و سم را از شهد تفكيك كنم.. بدين ترتيب به بررسي اوضاع كساني مشغول شدم كه اصفهاني، از آنان روايت نموده و پيرامون آنان در كتاب‌هاي نقد رجال، به كاوش و تحقيق پرداختم و ديدگاه‌هايي را كه درباره‌ي آنها مطرح شده، مطالعه كردم. آنگا