)(3)  يعني: «حسن و حسين، سرور و آقاي تمام جوانان بهشت جز دو پسرخاله يعني عيسي و يحيي بن زكريا هستند». استاد عثمان الخميس، ضمن بررسي طرق اين حديث، بدين نكته اشاره نموده كه اين حديث، توسط شانزده تن از صحابه(رض) روايت شده است.(4)  وي، مي‌گويد: درباره‌ي اين حديث از امام احمد حنبل سؤال شد؛ فرمود: صحيح است.(5)  البته ابن كثير در البداية والنهاية، اين حديث را آورده و گفته است: در تمام سندهايش، ضعف وجود دارد.(6)  امام ذهبي مي‌گويد: به چندين طريق، روايت شده كه در مجموع همديگر را تقويت مي‌كنند.(7) 
استاد الخميس مي‌گويد: در جمع‌بندي اقوال علما در مورد اين حديث، مي‌توان نظريه‌ي ابن كثير را برگزيد و البته بايد دانست كه برخي از طرق روايت اين حديث، «حسن» و برخي هم «حسن لغيره» مي‌باشد و بدين‌سان به گفته‌ي امام ذهبي، طرق روايت آن قوت مي‌يابد. در نتيجه اين حديث آن چنانكه امام احمد، گفته‌ است: «صحيح لغيره» مي‌باشد.(8) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد‌ (5/391)؛ نگا: الأحاديث الواردة بشأن السبطين، ص176.
2) الأحاديث الواردة بشأن السبطين،ص184.
3) الشريعة، از آجري (5/2144).
4) الأحاديث الواردة بشأن السبطين، ص211.
5) سؤال شماره‌ي 124 المنتخب من العلل از خلال؛ المنتخب، نوشته‌ي ابن مقدسي مي‌باشد.
6) البداية والنهاية (8/208).
7) سير أعلام النبلاء (3/283).
8) الأحاديث الواردة بشأن السبطين، ص212.شخصي عراقي، از ابن عمر(رض) درباره حكم كشتن مگس توسط فردي كه احرام بسته، سؤال نمود. ابن عمر(رض) گفت: عجيب است كه درباره‌ي حكم كشتن مگس سؤال مي‌كنند، حال آنكه نوه‌‌ي رسول‌خدا(ص) را كشته‌اند! در صورتي كه رسول‌خدا(ص) فرمود: (هما ريحانتاي من الدنيا)(1)  يعني: «حسن و حسين، دو گل خوشبوي من در دنيا هستند».
ابوبكره(رض) مي‌گويد: حسن و حسين رضي الله عنهما را ديدم كه روي پشت رسول‌خدا(ص) مي‌نشستند و آن حضرت(ص) كه مشغول خواندن نماز بود، آنها را با دستش نگه مي‌داشت و چون بر روي زمين، آرام مي‌گرفت، آنان را رها مي‌كرد و زماني كه نمازش را تمام كرد، آنها را روي پايش نشانيد و سرشان را نوازش نمود و فرمود: (إنّ هذا سيّد و أرجوا أن يصلح الله عزوجل به بين فئتين عظيمتين في آخر الزمان)(2)  يعني: «اين فرزندم آقاست و اميدوارم كه خداوند، سرانجام توسط او، ميان دو گروه بزرگ، صلح و سازش برقرار نمايد». محمد بن حسين آجري مي‌گويد: «منظور رسول‌خدا(ص) حسن(رض) بود».(3) 
ابوبكره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) نماز مي‌خواند و چون به سجده مي‌رفت، حسن(رض) روي پشت آن حضرت(ص) سوار مي‌شد. رسول‌خدا(ص) هنگامي كه سر از سجده برمي‌داشت، حسن(رض) را مي‌گرفت و او را به آرامي روي زمين مي‌گذاشت و چون آن حضرت(ص) به سجده مي‌رفت، حسن(رض) دوباره روي پشت ايشان مي‌نشست. رسول‌خدا(ص) پس از آنكه نمازش را به پايان رسانيد، حسن(رض) را گرفت و او را در دامانش نهاد و شروع به بوسيدنش كرد. شخصي گفت: آيا با اين بچه چنين مي‌كنيد؟ رسول‌ اكرم(ص) فرمود: (إنّهما ريحانتاي و عسي الله عزّوجلّ أن يصلح به بين فئتين من المسلمين)(4)  يعني: «حسن و حسين، دو گل خوشبوي من هستند و شايد خداوند، توسط حسن، ميان دو گروه از مسلمانان، صلح و سازش برقرار نمايد».
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحيح بخاري، شماره‌ي 3753.
2) صحيح ابن حبان، شماره‌ي 6964.
3) الشريعة از آجري، ص2157.
4) همان.رسول‌خدا(ص) بارها در برابر ديدگان مردم و در انظار عمومي، به بيان منزلت و جايگاه والاي حسن بن علي(رض) پرداخت. چنانچه در روايات بسياري، اين فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) درباره‌ي حسن(رض) نقل شده كه: (إنّ ابني هذا سيّد) يعني: «اين فرزندم، سرور و آقاست». ابن عبدالبر رحمه‌الله مي‌گويد: روايات صحيح، در زمينه‌ي اين حديث رسول‌خدا(ص) در مورد حسن بن علي(رض) به حد تواتر رسيده كه فرموده است: (إنّ ابني هذا سيّد و عسي الله أن يبقيه حتّي يصلح بين فئتين عظيمتين من المسلمين)(1)  يعني: «اين فرزندم، سيد و آقاست؛ چه‌بسا خداوند، او را نگه دارد تا او را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ مسلمان بگرداند». اين حديث را جمعي از صحابه روايت كرد‌ه‌اند. در روايت ابوبكره آمده است: (و أنّه ريحانتاي من الدنيا). يعني: «او، گل خوشبوي من در دنياست». راوي مي‌گويد: «من، نمي‌توانم بر كسي آقايي كنم كه رسول‌خدا(ص) او را سرور و آقا ناميده است».(2) 
ابوبكره(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه بر فراز منبر مي‌فرمود: (ابني هذا سيد و لعل الله أن يصلح به بين فئتين من المسلمين) يعني: «اين فرزندم، سردار و آقاست؛ چه‌بسا خداوند، او را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ مسلمان بگرداند». ابوبكره مي‌گويد: در آن هنگام، حسن(رض) كنار رسول اكرم(ص) بود كه آن حضرت(ص) ضمن بيان اين فرموده، گاهي به حسن نگاه مي‌كرد و گاهي به مردم.(3) 
ابن اثير رحمه‌الله مي‌گويد: گويا رسول‌خدا(ص) به بردباري و شكيبايي حسن(رض) اشاره نمود. چنانچه در ادامه‌‌ي سخنش در بيان فضيلت حسن(رض) بدين نكته اشاره فرمود كه خداوند، او را واسطه‌ي برقراري صلح و سازش در ميان دو دسته‌ي بزرگ از مسلمانان قرار مي‌دهد.(4) 
در تحفة الأحوذي آمده است: «اين حديث، بيانگر اين است كه رياست، ويژه‌ي شخص برتر نيست؛ بلكه رئيس، به كسي اطلاق مي‌گردد كه در رأس جمع زيادي از مردم قرار مي‌گيرد. همچنين در اين حديث، به دو دسته‌ي بزرگ از مسلمانان اشاده شده است».(5) 
در حديث بخاري نيز به دو دسته‌ي بزرگ از مسلمانان اشاره شده است؛ مسلمانان در آن زمان كه حسن(رض) واسطه‌ي صلح و سازش قرار گرفت، دو دسته بودند: يك دسته با حسن(رض) و دسته‌ي ديگر با معاويه(رض). اين، يكي از معجزات رسول اكرم(ص) بود؛ چراكه مطابق فرموده‌اش، توسط حسن(رض) دو دسته‌ي بزرگ از مسلمانان با هم صلح كردند.
اصل قضيه از اين قرار بود كه وقتي علي بن ابي‌طالب(رض) در اثر ضربه‌ي عبدالرحمن بن ملجم مرادي در شب شنبه نوزدهم رمضان سال چهل هجري، به شهادت رسيد، مردم با پسرش حسن(رض) بيعت كردند. حسن(رض) مدتي را در انديشه‌ي مسؤوليت خلافت سپري كرد و از آنجا كه شاهد دودستگي مردم در اين زمينه بود و مشاهده مي‌كرد كه عده‌اي، خواهان خلافت او هستند و عده‌اي نيز با معاويه(رض) همراه شده‌اند، براي ايجاد صلح و آرامش در ميان مسلمانان و جلوگيري از ريختن خون آنها، در پنجم ماه ربيع‌الاول سال چهل ويك هجري، خلافت را به معاويه(رض) واگذار كرد. برخي ماه ربيع‌الثاني و بعضي هم جمادي‌الاول را تاريخ صلح امام حسن(رض) با معاويه دانسته اند. اين صلح، حدود شش ماه پس از آغاز خلافت حسن بن علي(رض) بوقوع پيوست. آن سال را سال جماعت يعني سال وحدت و يكپارچگي ناميدند و اين، همان خبري بود كه پيشتر رسول‌خدا(ص) از وقوع آن خبر داده و فرموده بود: (لعل الله أن يصلح به بين فئتين عظيمتين)(6)  يعني «چه‌بسا خداوند، او را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ بگرداند».
اين حديث، گذشته از آن