پادشاه، آن را غصب خواهد کرد. بنابراين خضر(ع) به موسي(ع) يادآوري نمود كه اين نقص كوچك را در كشتي ايجاد كرده تا اصل كشتي به كلي از دست نرود. بي‌ترديد تن دادن به نقص و زيانی اندك براي ممانعت از ضرري بزرگ‌تر، کاری درست و پسنديده است و شريعت مقدس اسلام نيز همواره دفع مفاسد و نواقص بزرگ را مورد توجه قرار داده است؛ حتی اگر دفع مفاسد بزرگ، هزینه‌ای همچون تن دادن به ارتکاب مفاسدی کوچک‌تر را به دنبال داشته باشد. این نکته در مثال مذكور، به خوبی بیان شده است؛ چنانچه ایجاد نقصی معمولی در کشتی، سبب شد که کشتی، بکلی از دست نرود؛ به عبارتی تن دادن به خسارت قابل جبران، از بروز خسارت غیر قابل جبران، جلوگیری کرد.(6) 
اكنون به ذكر شواهد و مصاديقي در احاديث نبوي پيرامون موضوع مورد بحث مي‌پردازيم:
خودداری از كشتن منافقان:
جابر(رض) مي‏گويد: در يكي از غزوات، همراه رسول خدا(ص) بوديم؛ در ميان مهاجران، مردي شوخ طبع وجود داشت. او به شوخي، با دست يا پا به پشت پای یک انصاري زد. آن انصاري، به شدت خشمگين شد تا جايي كه هر يك از آن دو، قبايل خود را به كمك طلبيدند. مرد انصاري گفت: اي انصار! به فرياد من برسيد. و مهاجر، گفت: اي مهاجرين! به داد من برسيد. رسول خدا(ص) بيرون آمد و فرمود: «چرا بانگ جاهليت، سر داده ايد»؟ سپس پرسيد: «ماجراي آنها چيست»؟ رسول خدا(ص) را از كاري كه آن مهاجر كرده بود، باخبر ساختند. نبي اكرم(ص) فرمود: «اين سخنان جاهليت را رها كنید که خیلی زشت و ناپسند است». عبد الله بن ابي بن سلول (رئيس منافقان) گفت: آيا يكديگر را عليه ما فرا خواندند؟ هنگامی که به مدينه بازگردیم، افراد باعزت و قدرتمند، اشخاص خوار و زبون را بيرون خواهند كرد. عمر(رض) با اشاره به سوي عبد الله بن ابي گفت: «اي رسول خدا! آيا اين خبيث را به قتل نرسانيم؟» نبي اكرم (ص) فرمود: «خير؛ در اين صورت، مردم مي‌گویند: محمد، يارانش را به قتل مي‌رساند».(7) 
بديهي است كشتن منافقان و ريشه‌كن كردن آنها، ظاهراً موجب پاكي و خالص‌شدن صفوف مسلمانان از وجود عناصر فسادانگيز و مخرب مي‌گردد و به مصلحت مسلمانان مي‌باشد، اما از آن‌جا كه كشتن چنین افرادی، اعتماد ميان مسلمانان را خدشه‌دار مي‌کرد و این تصور را برای مردم ایجاد مي‌نمود که رسول‌خدا(ص) ياران و هم‌كيشان خويش را به قتل مي‌رساند، لذا به خاطر حفظ مصلحت مسلمانان، از انجام چنین کاری چشم‌پوشي شد. بر کسی پوشیده نیست كه وجود منافقان، مفاسد و زيان‌هاي زیادی براي جامعه‌ي اسلامي در پی داشت، اما از آن‌جا كه كشتن منافقان و برخورد مستقيم با آنها با مفاسد و زيان‌هاي بيشتری همراه بود، رسول‌خدا(ص) چنین مصلحت ديد كه به قیمت تن دادن به مفسده‌اي كوچك‌تر، مانع از بروز مفاسدی بزرگ‌تر گردد.(8) 
از دیگر آينده‌نگري‌هاي رسول‌خدا(ص) مي‌توان به ترك تجديد بناي كعبه اشاره كرد. ام‌المؤمنين عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها مي‌گوید: رسول‌خدا(ص) فرمود: (لَوْلا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثُ عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍ، لأَمَرْتُ بِالْبَيْتِ فَهُدِمَ، فَأَدْخَلْتُ فِيهِ مَا أُخْرِجَ مِنْهُ، وَأَلْزَقْتُهُ بِالأَرْضِ، وَجَعَلْتُ لَهُ بَابَيْنِ بَابًا شَرْقِيًّا وَبَابًا غَرْبِيًّا، فَبَلَغْتُ بِهِ أَسَاسَ إِبْرَاهِيمَ)(9)  یعنی: «اگر قومت (قريش) تازه‌مسلمان نبودند، دستور مي‌دادم تا خانه‌ی كعبه را منهدم كنند. آنگاه، حطيم را با كعبه، ملحق مي‌كردم و براي آن، دو دروازه در نظر مي‌گرفتم كه يكي به سوي شرق و ديگري به سوي غرب، باز شود. و بدين ترتیب، خانه‌ی كعبه مانند بناي ابراهيم((ع))مي‌شد».
از آن‌جا كه كعبه، انيس قلوب مؤمنان و تجلي‌گاه تاريخ انبياي پيشين است، باید بر همان شكلي كه انبياي الهي آن‌را به يادگار گذاشته بودند، باقي مي‌ماند، اما در پي تجديد بنايي كه توسط قريش در دوران جاهليت صورت گرفت، اموال حلال، آن‌قدر نبود كه كفايت بازسازی كعبه را به صورت کامل بنمايد؛ از اینرو قریشیان، تا جايي كه بودجه اقتضا مي‌كرد، بازسازی كعبه را ادامه دادند تا اين‌كه به مرحله‌اي رسيد كه رسول‌ اكرم(ص) شاهد آن بود. رسول خدا(ص) علاقه‌ی وافری به تدارك بودجه‌اي داشت كه با آن، كارِ ناتمام قريش را به اتمام برساند، اما به سبب وجود این احتمال و نگرانی که عده‌اي، اين كار را نوعي بي‌احترامي و اسائه‌ي ادب نسبت به كعبه تلقي كنند و يا حرمت و هيبت كعبه از قلوب برخي زايل گردد، رسول‌ گرامي اسلام(ص) از بازسازی كعبه به همان شکلی كه ابراهيم(ع) بنا نموده بود، صرف‌نظر كرد.(10) 
حسن بن علي(رض) درسِ آينده‌نگری را از قرآن و سنت رسول اکرم(ص) آموخته بود و از اینرو همواره به پيامد كارها و اقدامات خويش مي‌انديشيد. او، به خوبي اهداف و آموزه‌های شريعت مقدس را درك مي‌كرد و ميان رهنمودهای دینی و پدیده‌های دوران خويش، تطبيق و ارتباط برقرار مي‌ساخت و بدین ترتیب ديدگاه‌ها و اجتهادات منحصر به فردي ارائه مي‌داد كه سرانجام به وحدت و همبستگي مسلمانان و نقش‌آفريني در عرصه‌‌ي تمدن انجامید و شوكت و عزت را به آنان بازگرداند. امروزه جامعه‌ي ما شديداً نيازمند این اندیشه‌ها و قرائت‌های عميق است و باید آنها را در عرصه‌های مختلف بکار گیرد.
حسن بن علي(رض) یکی از بزرگ‌ترين اصول اسلامي را که همان حفظ وحدت و یکپارچگی است، به ما آموزش داد. خداوند متعال، در قرآن کریم، به رعایت این اصل مهم، تأکید بسیار نموده و آن دسته از اهل كتاب را که به این مسأله بی‌توجهی کرده‌اند، مورد سرزنش قرار داده است. رسول‌ گرامي اسلام(ص) نيز در موارد مختلف، اين اصل را مورد تأكيد قرار داده است.(11) 
حسن بن علي(رض) در سايه‌‌ي عمل به رهنمود‌هاي هدفمند قرآني، با تفرقه و اختلاف به مبارزه پرداخت و در راستاي وحدت امت اسلامي كوشيد. خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَکُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ(103) وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(104) وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(105) يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِکُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ(106)) (آل‌عمران:103ـ106)
«و همگي به رشته‌ي (ناگسستني قرآن) خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود، 