ركت‌ كرد و وارد حلوان‌ شد و غنائم‌ بسياري‌ نصيبشان‌ گشت‌.
قعقاع‌ مردم‌ حلوان‌ و نواحي‌ اطراف‌ را به‌ دين‌ اسلام‌ دعوت‌ كرد اما آن‌ مردم‌ لجوج‌ كه‌ دين‌ باطل‌ آتش‌پرستي‌ با رگ‌ و پوستشان‌ ممزوج‌ و عجين‌ شده‌ بود، اباء كردند و اسلام‌ را نپذيرفتند. لذا قعقاع‌ آنها را مجبور به‌ پرداخت‌ جزيه‌ كرد. به‌ اين‌ ترتيب‌ شهر بزرگ‌ حلوان‌ نيز فتح‌ شد و اقتدار و صلابت‌ مسلمانان‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ اثبات‌ رسيد.بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 
الحمد لله والصلاة والسلام‌ علی‌ رسول‌ الله وعلی‌ آله‌ وأصحابه‌ ومن‌ والاه‌، أما بعد؛
به‌ راستي‌ انسان‌ نمي‌تواند از وقت‌ و زماني‌ كه‌ در اختيار دارد استفاده‌ي‌ مطلوب‌ را ببرد و يا اهميّت‌ آينده‌ را به‌ خوبي‌ درك‌ نمايد مگر اينكه‌ از گذشته‌، درس‌ و عبرت‌ بگيرد.
ما امتي‌ هستيم‌ كه‌ پروردگار به‌ سبب‌ وجود بعضي‌ از بزرگ‌مردان‌ تقوی‌ و دانش‌ بر ما منّت‌ نهاده‌ است‌، همان‌ مرداني‌ كه‌ مانند آنها در امت‌هاي‌ ديگر و در دوران‌ و اعصار گذشته‌، وجود نداشته‌ است‌.
آري‌! اين‌ بزرگ‌مردان‌، اصحاب‌ و ياران‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ هستند كه‌ سراسر زندگي‌شان‌ براي‌ عصر ما، درس‌ و پند است‌ و ما مي‌توانيم‌ با درس‌ گرفتن‌ از زندگي‌ آنان‌ رو به‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ بگذاريم‌.
وقتي‌ صفحات‌ زندگي‌ اين‌ عزيزان‌ را ورق‌ مي‌زدم‌ و وقايع‌ و اتفاقات‌ دوران‌ زندگي‌شان‌ و نيز عظمت‌ و تقوي‌ و ايثارشان‌ را مطالعه‌ مي‌نمودم‌ با خود مي‌گفتم‌: چگونه‌ جوانان‌ عصر ما از اين‌ اسوه‌هاي‌ نيكو و از اين‌ عظمت‌ و شكوه‌ بي‌خبرند؟! و اصلاً چگونه‌ عصر ما با اين‌ اخبار كه‌ به‌ مثابه‌ نوري‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ در پرتو آن‌ حركت‌ كرد و به‌ خدا رسيد، بي‌اطلاع‌ و غافلند از زندگي‌ كساني‌ كه‌ بايد در افعال‌ و اقوال‌ از آنان‌ تقليد كرد؛ چراكه‌ تشبّه‌ به‌ اهل‌ كرامت‌ و فضل‌ و بزرگي‌، فلاح‌ و رستگاري‌ را به‌ دنبال‌ دارد.
امروز در حلقه‌ و سلسله‌ي‌ بحث‌هايمان‌ به‌ بررسي‌ زندگي‌ دو تن‌ ديگر از ياران‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ رسيده‌ايم‌، دو شيرمرد ميدان‌هاي‌ تقوی‌ و جهاد، دو مرد ‌بهشتی، دو مرد ايثارگر، دو شاگرد و همسنگر پيامبر اعظم‌ ـ (ص) ـ، «سعد بن‌ ابي‌وقاص‌» و «سعيد بن‌ زيد» ـ رضي‌الله عنهماـ.
پس‌ با صفحاتي‌ از تاريخ‌ و حديث‌ همراه‌ مي‌شويم‌ تا بيشتر با اين‌ دو «اسوه‌ي‌ حسنه‌» آشنا گرديم‌.
 
ايوب‌ گنجي‌ ـ سنندج‌، مسجد جامع‌ قُبا
تيرماه‌ 1385 ش‌ / جمادي‌ الثاني‌ 1427 ق‌
ارتباط‌ با ما aiob@ kurdit.netنهاوند يكي‌ از قديمي‌ترين‌ شهرهاي‌ ايران‌ در نزديكي‌ همدان‌ بود. در روايات‌ آمده‌ كه‌ حضرت‌ نوح‌ ـ ع ـ آن‌ را بنا نهاده‌ و در اصل‌ نامش‌ «نوحاوند» بوده‌ كه‌ حاء به‌ هاء تبديل‌ شده‌ است‌. اين‌ شهر كه‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ پايگاه‌ها براي‌ يزدگرد محسوب‌ مي‌شد، توسط‌ سپاه‌ اسلام‌ زير نظر حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ فتح‌ شد.
حضرت‌ عمر (رض) نامه‌اي‌ براي‌ سعد (رض) نوشت‌ و دستور داد كه‌ نعمان‌ بن‌ مقرن‌ (رض) را به‌ عنوان‌ فرمانده‌ سپاه‌ اسلام‌ به‌ سوي‌ نهاوند بفرستد. حضرت‌ سعد (رض) اطاعت‌ كرده‌ و حضرت‌ نعمان‌ (رض) را به‌ فرماندهي‌ سپاه‌ اسلام‌ به‌ سوي‌ نهاوند برمي‌گزيند. نعمان‌ با خوشحالي‌ زيادي‌ به‌ سوي‌ نهاوند حركت‌ مي‌كند تا اينكه‌ به‌ نزديكي‌ شهر مي‌رسد و قبل‌ از حمله‌ به‌ سپاه‌ دشمن‌ كه‌ متشكل‌ از حدود 150 هزار جنگجو آماده‌ بود، خطاب‌ به‌ مسلمين‌ فرمود: اي‌ مجاهدين‌! شما خوب‌ مي‌دانيد كه‌ خداوند متعال‌ با اين‌ دين‌ چه‌ عزّتي‌ را نصيب‌تان‌ كرده‌ و مي‌دانيد كه‌ خداوند به‌ ما وعده‌ غلبه‌ دينش‌ را داده‌ و همانا كه‌ وعده‌ او حق‌ است‌. به‌ يقين‌ دشمن‌ ما بر دنيا آن‌ قدر حريص‌ نيست‌ كه‌ شما بر دينتان‌ حريص‌ هستيد. شما منتظر دو امر نيكو هستيد؛ شهادت‌ يا پيروزي‌. اگر شهيد شويد بسيار نيكو است‌ و اگر پيروز شويد، بسيار شيرين‌ است‌. پس‌ آمادگي‌ كامل‌ بگيريد كه‌ به‌ زودي‌ به‌ سوي‌ دشمن‌ حمله‌ خواهيم‌ كرد.
سپس‌ با عشق‌ به‌ شهادت‌ دعا كردند و فرمودند: خداوندا، دينت‌ را غالب‌ بگردان‌ و بندگانت‌ را ياري‌ بفرما و نعمان‌ را اولين‌ شهيد اين‌ جنگ‌ قرار بده‌.
بعد از دعا، نعمان‌ تكبيرگويان‌ به‌ صفوف‌ دشمن‌ حمله‌ كرد و افراد سپاه‌ نيز به‌ دنبال‌ ايشان‌ حركت‌ كردند. حضرت‌ نعمان‌ (رض) از اسپش‌ پائين‌ افتاد و به‌ آرزويش‌ يعني‌ شهادت‌ رسيد. نعيم‌ بن‌ مقرن‌ پرچم‌ سپاه‌ اسلام‌ را از دست‌ نعمان‌ گرفت‌ و مسلمين‌ امير شهيدشان‌ را در پارچه‌اي‌ پيچيدند و سعي‌ كردند شهادت‌ اميرشان‌ را مخفي‌ نگه‌ دارند تا دشمن‌ خوشحال‌ نشود.
هوا تاريك‌ شد، مجاهدان‌ توانستند كفار را شكست‌ داده‌ و آنها را فراري‌ دهند. مجاهدان‌ اسلام‌ بسياري از افراد سپاه‌ فارس‌ را به‌ قتل‌ رساندند طوري‌ كه‌ فقط‌ تعداد اندكي‌ از سپاه‌ توانستند فرار كنند و به‌ سوي‌ همدان‌ بروند. مسلمين‌ داخل‌ شهر نهاوند رفتند و غنائم‌ بسياري‌ نصيب‌ آنها شد (1).
به‌ اين‌ ترتيب‌ نهاوند فتح‌ شد تا به‌ عنوان‌ فتح‌ الفتوح‌ در تاريخ‌ افتخارات‌ مجاهدين‌ اسلام‌ خصوصاً فرمانده‌ كل‌ قوا حضرت‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ ثبت‌ شود.
-------------------------------------------------------------------------------------
1) رفع‌ الخفاء شرح‌ ذات‌ الشفاء: ج‌2، ص‌ 207-206.حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ به‌ همراه‌ جمع‌ كثيري‌ از مجاهدان‌ سپاه‌ اسلام‌ در مدائن‌ مستقر بود. چند مدت‌ گذشت‌ كه‌ احساس‌ كردند هواي‌ مدائن‌ با آنها سازگار نيست‌ و به‌ علت‌ غبارآلود بودن‌ هوا و وجود مگس‌ها و حشرات‌ زياد، جسم‌شان‌ ضعيف‌ و رنگ‌ صورتشان‌ تغيير كرد. سعد (رض) به‌ خاطر نجات‌ اصحاب‌ از اين‌ وضعيت‌ نامه‌اي‌ براي‌ حضرت‌ عمر (رض) نوشته‌ و موضوع‌ را اطلاع‌ داد. حضرت‌ عمر (رض) در جواب‌ به‌ سعد توصيه‌ مي‌كند كه‌ عرب‌ معمولاً در جايي‌ به‌ آسودگي‌ جسمي‌ و روحي‌ مي‌رسد كه‌ شترانشان‌ احساس‌ آسودگي‌ كنند. لذا سعد، حذيفه‌ و سلمان‌ بن‌ زياد را مي‌فرستد تا به‌ دنبال‌ جايي‌ مناسب‌ بگردند كه‌ مسلمانان‌ در آنجا سكني‌ گزينند. حذيفه‌ و سلمان‌ از سرزميني‌ عبور مي‌كنند كه‌ با توده‌ ريگ‌هاي‌ سرخ‌ پوشيده‌ شده‌ بود. آنها در آنجا توقف‌ كرده‌ نماز خوانده‌ و دعا مي‌كنند كه‌ خداوندا اين‌ سرزمين‌ را به‌ عنوان‌ مأوي‌ و سكني‌ براي‌ مسلمين‌ قرار بده‌. سپس‌ نامه‌اي‌ نزد سعد فرستاده‌ به‌ ايشان‌ خبر مي‌دهند كه‌ سرزمين‌ مناسبي‌ را يافته‌اند.
حضرت‌ سعد به‌ طرف‌ آن‌ ريگستان‌ حركت‌ مي‌كند و ابتدا در آنجا مسجدي‌ مي‌سازد. سپس‌ شخصي‌ را كه‌ در تيراندازي‌ بسيار ماهر بود امر مي‌كند كه‌ از مسج