مدهاي نكاح ضروري است و ديگر قابل فسخ نيست. آن شروط عبارتند از:
1-	زن و مرد بايد شايستگي (هم‌شأن بودن) و تناسب لازم را با هم داشته باشند و هر دو عاقل و بالغ باشند و چنانچه در شأن هم نبودند و تناسب لازم را با هم نداشتند از نظر علماي حنفيه نكاح‌شان فسخ مي‌شود.
2-	هر يك از آ‌نها به بيماري‌هايي مانند: ‌جنون،‌ جذام، پيسي، ناتواني جنسي ـ بيماري‌هاي فكري و فساد عقيده و اخلاق ـ مبتلا نباشند. مگر اين‌كه طرف مقابل قبل از اجراي عقد در جريان آن قرار گيرد و خود به آن رضايت داشته باشد. اگر يكي از آنها قبلاً ‌در جريان آن‌گونه بيماري همسرش قرار نگرفته باشد، به او اختيار داده مي‌شود كه زندگي با او را ادامه دهد يا نكاحش را فسخ نمايد.
3-	چنانچه يكي از آنها ديگري را فريب بدهد و به دروغ خود را داراي مال يا مقام يا مدرك تحصيلي جلوه بدهد و سپس خلاف آن ثابت شود، طرف ديگر (زن يا شوهر) حق و اختيار فسخ نكاح را پيدا مي‌نمايد.
4-	از نظر علماي حنفيه چنانچه زن عاقل و بالغي خود را شوهر مي‌دهد، عقد او بايستي شامل مهرالمثل باشد. اما اگر آن زن خود را به كمتر از مهرالمثل شوهر دهد. و ولي او به آن مقدار راضي نباشد، ولي حق دارد نكاح او را باطل نمايد.
5-	كسي كه ولي پسر يا دختر مجنون و يا بدون تمييز براي عقد نكاح مي‌شود، بايستي پدر يا پسر و يا جد او باشد. اما چنانچه يكي از خويشاوندان مانند برادر و عمو ولي آنها بشوند، نكاح منعقد نمي‌شود و به خاطر مصلحت آنهايي كه اهليت و شرايط ازدواج را ندارند، نكاح باطل مي‌گردد.

شايستگي (هم‌شأن بودن) و تناسب
به خاطر آن‌كه زن و مرد در زندگي مشترك دچار اختلاف و ناهنجاري نشوند، در پاره‌اي از امور بايستي با هم تناسب داشته باشند. مالكيه مي‌گويند در «ديانت و سلامت» بايستي با هم متناسب باشند. اما اكثريت علما بر اين باورند كه دختر و پسر يا زن و مردي كه قرار است با هم ازدواج نمايند بايستي در موارد زير با هم كفائت و تناسب داشته باشند. در دين و اخلاق و پاكي و پرهيزكاري، نسب و خانواده، حرفه و شغل و تحصيل و ثروت و مقام.
از نظر مذاهب چهارگانه وجود كفائت و تناسب جزو ملزومات ازدواج هستند، اما عدم كفائت مانع صحت ازدواج به شمار نمي‌روند. و دليل ضرورت وجود كفائت احاديث ضعيفي هستند؛ از جمله اين حديث ابن عمر كه: «برخي از مردم عرب با برخي ديگر و قبيله‌اي با قبيله‌اي ديگر و مردي با مرد ديگر و بردگان هم به همين صورت با هم هم‌شأن هستند». 
واقعيت اين است كه دليل مراعات شايستگي (هم‌شأن بودن)‌و تناسب به عرف رايج و هماهنگي ميان مصالح مرد و زن برمي‌گردد. زيرا آدم باشرافت و با كرامت حاضر به زندگي با آدم پست و بي‌شخصيت نيست. لازم به يادآوري است كه موضوع كفايت و تناسب بايستي در ارتباط با مرد مورد ملاحظه قرار گيرد، نه در ارتباط با زن. زيرا در اين صورت عقد نكاح به خاطر درخواست اولياء و پيشگيري از عيب و عار دچار فسخ مي‌شود. هرگاه زني با كسي كه در شأن او نيست، ازدواج نمايد عقد او صحيح است و اولياي او حق دارند به او اعتراض كنند و تقاضاي فسخ عقد را بنمايند، مگر آن‌كه به اختيار خود از اين حق‌شان صرف‌نظر نمايند.
رأي برتر از نظر حنفيه اين است كه نكاح انسان طبيعي و سالم با كسي كه در شأن او نيست، به خاطر امكان بروز ناهنجاري‌هاي مختلف فردي و اجتماعي ـ جايز نيست.

مستحبات ازدواج
در مورد ازدواج، موارد زير مستحبند:
1-	خواستگار به هنگام خواستگاري مطالبي را بگويد كه شامل حمد و سپاس خداوند و شهادتين و صلوات بر رسول خداص و آيه‌اي باشد كه در آ‌ن به تقوا و پرهيزكاري و موضوع ازدواج ارتباط داشته باشد. (پيش‌تر خطبه مناسبي ذكر شد).
2-	گفتن دعاي خير براي سعادت و خوشبختي عروس و داماد؛ زيرا ابوهريره رايت نموده كه: هرگاه كسي ازدواج مي‌كرد، رسول خداص خطاب به او مي‌فرمود:
«بارك الله لك و بارك عليك و جمع بينكما في خير». 
«بهتر آن است نزديكان و دوستان و همسايگان به عروس و داماد تبريك بگويند».
3-	مستحب است كه عقد نكاح در بعد از ظهر روز جمعه يا شب آن انجام گيرد. زيرا روز جمعه روز گرامي و مباركي است.
4-	اعلان عروسي و خبردار شدن مردم و استفاده از دف و اجزاي شعر و سرور و سخنراني در آن مستحب است. زيرا روايت شده كه: «مراسم عروسي را علني برگزار كنيد و در آن از دف استفاده نماييد».
5-	مستحب است كه مقدار مهريه به هنگام عقد ـ‌ به خاطر اطمينان خاطر طرفين و جلوگيري از اختلاف ـ معين شود.
6-	تهيه و تدارك پذيرايي از مدعوين هرچند به وسيله غذاهاي ساده‌اي هم باشد، مستحب و مورد تأكيد است. زيرا غذايي است كه در مراسمي سرور و شادماني مصرف مي‌شود، اما مانند ديگر مراسم‌ها واجب نيست.
برخي از ائمه (يك قول از امام مالك و امام شافعي در كتاب «الأم» و علماي مذهب ظاهري) به استناد به اين فرموده رسول خداص خطاب به عبدالرحمن بن عوف كه «اگر تنها يك گوسفند را هم ذبح كرده‌اي غذاي عروس را تهيه كن». آن را واجب مي‌شمارند. و مي‌گويند ظاهر دستور رسول خداص براي وجوب است.
شركت در عروسي براي كساني كه دعوت شده‌اند از نظر امام ابوحنفيه، مستحب و از نظر اكثريت فقها واجب است ـ مگر آن‌كه شخص دعوت شده براي نرفتن خود دلائلي مانند: سردي و گرمي هوا و كار ضروري و يا به دليل وجود كارهاي خلاف شرعي كه در عروسي‌ها معمولاً‌روي دهد، عذري داشته باشد. زيرا روايت شده كه: «هر كسي به عروسي دعوت شود و از رفتن خودداري نمايد، رسول خداص را نافرماني نموده است».  و روايت ديگري كه مي‌فرمايد: «هرگاه به عروسي دعوت شديد در آن عروسي شركت نماييد». 
7-	در شب زفاف مستحب است كه زوج اين دعا را بخواند:
«اللهم بارك فی اهلی و بارك لاهلی في و ارزقهم مني و ارزقني منهم»
«پروردگارا خانواده‌ام را مبارك گردان و مرا براي آنان مايه خير و بركت بگردان و مرا وسيله روزي آنان بنما و مرا هم به خاطر آنان روزي بده».
ابوداود روايت نموده كه: رسول خداص فرموده است: «هرگاه با زني ازدواج كرديد و خادمي را استخدام نموديد، بگوييد: خداوندا از تو مي‌خواهم خير و منافع‌شان را نصيبم بگرداني و مرا از شر و زيان‌شان مصون بداري. و هرگاه مركبي را خريديد، همين را بگوييد».

برخي از تفاوت‌هاي موجود ميان زنان و مردان
به خاطر طبيعت و فطرت و امكانات واقعي و قوت عاطفه‌اي كه خانم‌ها از آن برخوردارند، اسلام آنان را مورد حمايت قرار داده است و به علت ارتباط سيستم ميراث با مسايل مربوط به هزينه و مخارج زندگي، در چهار مورد ميان زنان و مردان تفاوت‌هايي قائل شده است كه قائل شدن به اين تفاوت‌ها به هيچ ‌وجه به معني تحقير عقل، شايستگي‌ها، انسانيت، كرامت و اهليت‌هاي زنان به شمار نمي‌رود.  
مبحث چهارم : آثار و پيامدهاي ازدواج
ازدواج و تشكيل خانواده داراي پيام‌هاي بسياري است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:
1-	حق كام‌جويي هر يك از آنان با ديگري به صورت طبيعي و از راه مشروع مانند: معاشرت و هم‌بستري كه تفصيل آن در مبحث «زينت» فصل سوم خواه