ام است.
3- آناني كه از هيچ آئين آسماني پيروي نمي‌كنند
مانند زنان بت‌پرست، آتش‌پرست، ملحد، ماركسيست، بهايي، بودايي و ...
اما ازدواج زن مسلمان با مرد كافر به اتفاق و اجماع علما حرام و باطل است. زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:
فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ 	(الممتحنه / 10)
«هرگاه متوجه شديد كه آن زنان اهل ايمانند، آنها را به نزد كافران بازنگردانيد، اين زنان براي آن مردان و آن مردان براي اين زنان حلال نيستند». 
اين‌گونه ازدواج‌ها از همان آغاز محكوم به شكست است، زيرا با توجه به عدم توافق ديني و اخلاقي و خواسته‌ها و اهداف از انسجام لازم برخوردار نخواهند بود.
اما ازدواج با زنان اهل كتاب (مسيحي و يهودي) يعني زناني كه به يكي از اديان آسماني باور دارند، به دليل اين‌ آيه جايز است:
‏ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ 	(المائده / 5)
«امروزه (با نزول اين آيه) همه چيزهاي پاكيزه (و طبع سالم پسند) برايتان حلال گرديد، و (ذبائح و) خوراك اهل كتاب (به جز آن‌چه با آيات ديگر تحريم شده) براي (شما حلال گرديده) و خوراك شما نيز براي آنها حلال است. و (ازدواج با) زنان پاكدامن و مؤمن و زنان پاكدامن اهل كتاب پيش از شما، حلال است». 
اما ازدواج با زنان اهل كتاب كراهت دارد و به خاطر محافظت از مصالح مسلمانان از ازدواج با نظاميان و سياستمداران نظام اسلامي با زنان (يهودي و مسيحي) بايستي جلوگيري بشود. تا زمينه براي نفوذ و كسب اطلاعات از طرف دشمنان فراهم نشود.
برخي از جوانان به خاطر گراني هزينه ازدواج در ممالك اسلامي يا شرايط تحصيل و زندگي در ممالك بيگانه، يا دستيابي به اقامت، يا زيبايي با طمع در مال و ثروت و گاهي به خاطر مسلمان نمودن و هدايت آنها و يا فرهنگ و دانش برخي از زنان غربي، با آنها ازدواج مي‌نمايند. كه گاهي متأسفانه عواقب بسيار زيان‌باري را براي آنها در پي دارد.
هرگاه خانمي اهل كتاب يا ... مسلمان شود و شوهرش حاضر به ترك دين خود نشود، نكاح آنها به اتفاق علما باطل مي‌گردد.
4- خواهر همسر و محارم او
با خواهر همسر و محارم او مانند عمه و خاله‌اش نمي‌توان ازدواج نمود. زيرا ازدواج با محارم همسر باعث قطع صله رحم و كينه و عداوت مي‌شود و قطع صلح رحم حرام است و هر كاري هم كه باعث آن بشود، نيز حرام به شمار مي‌آيد.
هم‌چنين همه علما بر حرام بودن ازدواج مردم با محارم همسر مطلقه‌اش كه عدّه او سري نشده اتفاق ‌نظر دارند. اما تنها مالكيه و شافعيه ازدواج مرد با خواهر همسر مطلقه‌اي را پيش از سپري شدن زمان عدّه او در رابطه با طلاق «بينونه كبري يا صغري» جايز مي‌شمارند.
5- همسر پنجم
كسي كه داراي چهار همسر است. ازدواج با زن پنجم جايز نيست. هرچند كه اين اقدام در مدت زمان عدّه يكي از آنها بوده كه طلاق داده شده باشد. بلكه بايد صبر نمايد تا عده‌اش تمام شود و پس از آن همسر ديگري را اختيار نمايد.
چند همسري
خداوند متعال تعداد زوجات يا چند همسري را به دلائلي جايز گردانيده و فرموده است:
‏ وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً 	(النساء / 3)
«اگر نگران آن بوديد كه نتوانيد با يتيمان با عدالت رفتار كنيد (از اين هم بترسيد كه نتوانيد ميان همسران متعدد خود دادگري كنيد، اما اگر به خود اطمينان داشتيد) با زنان ديگري كه ازدوج با آنها برايتان حلال است و دوست‌شان مي‌داريد، با دو يا سه يا چهار تا ازدواج كنيد. اگر هم مي‌ترسيد كه نتوانيد ميان آنها دادگري و عدالت را مراعات نماييد به يك همسر اكتفا كنيد».
چند همسري محدود به چهار همسر است و پيش از آن هم‌چنان كه گفته شده جايز نيست.

شروط چند همسري
با توجه به اين‌كه در ارتباط با موضوع ازدواج اصل بر تك همسري است و اكثريت قاطع مردم مسلمان تنها داراي يك همسرند. اما به خاطر ضرورت‌هاي فردي و اجتماعي مشروط به دو شرط تعداد زوجات به عنوان راه‌حل آن ضرورت‌ها جايز است.

شرط اول
برخورداري مرد از توانائي ايماني و اخلاقي كافي براي رعايت عدالت و دادگري ميان همسران. زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:
 فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً (النساء 3)
«اگر نگران آن بوديد كه نتوانيد به عدالت (با آنها) رفتار كنيد، به يك همسر اكتفا كنيد». 
اما تمايل قلبي و علاقه بيشتر دروني به يكي از آنها موضوعي طبيعي است و چنانچه در رفتار و تهيه مخارج زندگي تأثير نگذارد ـ مانعي ندارد. زيرا رسول خداص نسبت به حضرت عايشه محبت و علاقه بيشتري داشت. اما به طور كامل در عمل ميان همسرانش عدالت را مراعات مي‌فرمود و مي‌گفت: «خداوندا اين كاري است كه از دست من برمي‌آيد، از تو مي‌خواهم در مورد آن‌چه در اختيار خودم نيست مرا مورد ملامت قرار ندهي». 
اسلام ستم و بدرفتاري و ترك عدالت را با همسران حرام گردانيده و در اين رابطه رسول خداص مي‌فرمايد:
«مردي كه داراي دو همسر باشد و حق يكي از آنها را به خاطر ديگري ضايع نمايد و ميان آنها به عدالت رفتار نكند، روز قيامت وقتي كه برانگيخته مي‌شود يك طرف بدنش كج و فلج مي‌شود». 
شرط دوم
توانايي و تمكن مالي مرد براي تأمين نفقه آنها و جلوگيري از ستم و ظلم اقتصادي به آنان. زيرا رسول خداص مي‌فرمايد:
«اي جوانان هر يك از شما كه مي‌توانيد مخارج ازدواج را تهيه كنيد ازدواج كنيد. زيرا باعث سر به زيري و پاكدامني بيشتر مي‌شود». 
در مورد حكمت تعدد زوجات بسيار سخن گفته و مطلب نوشته شده است. و به همين اكتفا مي‌نمائيم كه از طرف خداوند حكيم و عليم روا دانسته شده و او خود بهتر خير و صلاح بندگانش را مي‌داند.
‏ أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ‏ (الملك / 14)
«مگر خدايي كه همه چيز را آفريده آگاه نيست، (نه اين‌گونه نيست بلكه) او بسيار خردبين و آگاه است». 
چند همسري در راستاي رفع نياز و حل مشكلات خاص مرد يا زن يا به دليل بيشتر شدن تعداد زنان بيوه به دنبال جنگ‌ها و يا مسايل ديگري است كه سبب مرگ بسياري از مردها گرديده باشد ـ هم‌چنين گاهي ممكن است به خاطر رفتار ناصواب و بداخلاقي يا نازايي و بيماري زن باشد كه شوهرش ناچار به اختيار همسر ديگري مي‌شود. و اين امكان هم هست كه گاهي مرد به دلائلي از زنش متنفر باشد. يا اين‌كه در شرايط اجتماعي و سياسي خاصي مانند زندگي در ميان اكثريت مردم غيرمسلمان به خاطر ازدياد جمعيت اقدام به اختيار همسران ديگري بنمايند.
چند همسري در واقع با اصل مراعات عفت و پاكدامني ارتباط مستقيم دارد. و بهتر و محترمان