 ارتباطي خطبه غدير با مسئله خلافت، اين را نيز روشن مي سازد كه اهل بيت هم در فكر مسئله خلافت نبوي بودند. آنان مي خواستند مسئله خلافت و امامت هر چه زودتر حل شود تا در ميان امت، افتراق، تفرقه، هرج و مرج پديد نيايد. اين گفتگو، اين اصل اهل سنت و جماعت را كه ما در آغاز مقاله خود بيان كرديم نيز تأييد مي كند كه تعيين امام و خليفه بر عهده امت است. (بر الله تعالي واجب نيست). به همين خاطر، اين دو نماينده جليل القدر امت اسلامي در اين فكر بودند كه پس از ارتحال نبوي، مسئله امامت و رهبري چگونه حل خواهد شد؟ رضي الله عنهما.
.........................
(1) نگاه كنيد به حاشيه صفحات پيش
(2) عذر واضح بود كه اگر مسئله انعقاد بيعت، بيش از اين منتفی مي شد امكان قوي داشت كه امت دچار هرج و مرج شود. در چنين حالاتي نصب في الفور خليفه بر امت واجب مي گردد. (چنانچه قبل از تدفين آقاي خميني، خامنه اي به عنوان رهبر تعيين شد).اميد است از مطالعه مطالب گذشته، شما به اين واقعيت پي برده باشيد كه طبق روايات صحيح و صريح از خطبه غدير، علي رض و عباس رض چه برداشت كرده اند و از اين طرف، شيعه چه مي گويد؟
آيا هر خواننده بي طرف و با انصافي, بعد از آشنايي با اين همه دلايل مذكور، مي تواند قائل به اين شود كه در غدير خم خلافت بلافصل علي رض اعلام شده بود؟ حق و حقيقت همان است كه با استناد به دلايل, بحمد الله نوشته شد كه چون بنا بر واقعات مختلف، درباره ذات گرامي علي رض، در طبيعت بعضي از حضرات تكدر پيدا شده بود رسول الله ص سه ماه قبل از تشريف بردن از اين دنيا، پس از حجه الوداع در غدير خم امت را به محبت با اهل بيت عموماً و به محبت با علي رض خصوصاً متوجه كردند تا اين كه امت با انحراف از جاده مستقيم شكار افراط و تفريط نگردد؛ چنانكه شيعه و خوارج در همين مسئله، به افراط و تفريط آشكاري مبتلا گشته و  شكار دام گمراهي شدند. والعياذ بالله من ذلك.
به هر حال، خطبه غدير خم چه بخش ثقلين آن و چه بخش موالات علي رض، هيچكدام ربطي به مسئله خلافت ندارد بلكه به محبت و اكرام اهل بيت و علي رض مربوط مي شود. الحمد لله شما با دلايل واضح آن آشنا شديد.
در پايان, اين بحث را با سخنان حسن مثني – نوه جليل القدر علي رض – خاتمه مي دهيم. به نظر ما با ارشاد اين فرزند جليل القدر خاندان اهل بيت، بحث خطبه غدير خم به انتهاي خود خواهد رسيد طوري كه بعد از آن، نيازي به اقامه دليل نخواهد شد.
به حسن مثني گفته شد كه آيا در حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» امامت (خلافت) علي رض تصريح نشده است؟ در پاسخ فرمود:
«اما والله لو يعني النبي ص بذلك الاماره و السلطان لا فصح لهم به فان رسول الله ص كان انصح الناس للمسلمين، و لقال لهم، يا ايها الناس هذا ولي امري والقائم عليكم بعدي فاسمعوا له و اطيعوا ما كان من هذا شيئي فوالله لئن كان الله و رسوله اختارا علياً لهذا الامر ثم ترك علي امر الله و رسوله لكان علي اعظم الناس خطيئه.»
هان! قسم به خدا، اگر منظور رسول الله ص از اين (جمله يا خطبه) امارت يا حكومت مي بود، صاف و واضح بيان مي كردند. چرا كه خيرخواه تر از رسول الله ص براي مسلمانان، كسي نيست. واضح به آنان مي فرمودند: اي مردم! اين شخص بعد از من حاكم و سرپرست شما خواهد بود. به حرفش گوش دهيد و از او اطاعت كنيد. اما چنين حرفي زده نشد. قسم به الله! اگر علي رض برگزيده الله و رسولش براي امامت (بلافصل) مي بود و آنگاه علي رض حكم الله و رسولش را ناديده مي گرفت خطاكارترين مردم بشمار مي آمد. (1)
پس از آن گواهي سابق عباس و علي (رضي الله عنهما) از اهل بيت و ارشاد واضح حسن مثني (رح)، هر خواننده بي طرفي به خوبي خواهد دانست كه اهل بيت (رضي الله عهنم) از خطبه غدير چه فهميده اند و اينكه استدلال فرقه شيعه از خطبه غدير خم بر عقيده امامت و خلافت بلافصل علي, چقدر غلط است.
از صفحات گذشته، بحمد الله اين هم به اثبات رسيد كه اگر درستي تمام روايات خطبه غدير كه در ذخيره حديث، محفوظ هستند، پذيرفته شود باز هم استدلال فرقه شيعه از اين روايات به هيچ وجه درست نيست.
اگر به الفاظ خطبه غدير نگاه شود يا به تسلسل كل خطبه نبوي يا به كتب لغت مراجعه شود يا در آئينه عقل بررسي شود يا تمامي طرز عمل و اسوه حسنه حضرات اهل بيت ملحوظ گردد؛ يقين اين مطلب كه اين خطبه به عقيده امامت و خلافت بلافصل علي, هيچ ربط وتعلقي ندارد پخته تر مي گردد. هر شخصي كه بخواهد از اين خطبه، عقيده امامت و خلافت بلافصل علي را به اثبات برساند در واقع هم بر علم و ديانت، ستم روا داشته و هم خواهان نابودي آخرت خودش شده. اعاذنا الله من ذلك.
.........................
(1) ذكره العلامه ابن حجر الهيثمي الشافعي عن ابي نعيم، في الصواعق المحرقه (ص 48)، و ذكره ايضاً محب الدين الخطيب في حاشيه العواصم من القواصم (ص 168)، ناقل عن الحافظ البيهقي و الحافظ ابن عساكر، و نقله العلامه آلوسي في روح المعاني (6/195)، عن ابي نعيم قلت ذكر الحافظ ابن عساكر في التاريخ الكبير و قال رواه البيهقي من طرق المتعدده في بعضها زياده و في بعضها نقصان و المعني واحد. (التاريخ الكبير طبع روضه الشام 4/166).بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و مولانا محمد و آله و اصحابه اجمعين.
اما بعد…
اين نوشته پاسخ تفصيلي به سؤالي است كه در رابطه با حديث غدير و عقيده امامت مطرح شده بود كه اينك بصورت كتاب در دست شماست. اين سؤال به دارالافتاي جامعه دارالعلوم كراچي رسيد. مشفق و محسن من تقي عثماني صاحب آن را به بنده سپرده اظهار تمنا كردند كه پاسخ، قدري با تفصيل باشد بهتر است تا تحقيق كامل مسئله واضح گردد.
بنده شروع به نوشتن جواب كردم. 
حاجت به بيان نيست كه تحفه اثنا عشريه شاه عبدالعزيز محدث دهلوي، هدايه الشيعه رشيد احمد گنگوهي، هديه الشيعه محمد قاسم نانوتوي و هدايات الرشيد و مطرقه الكرامه خليل احمد سهارنپوري در موضوعات اختلافي ما بين اهل سنت و جماعه و اهل تشيع مهمترين تصانيف علمي هستند. به سبب نور علم، وسعت مطالعه، دقت نظر و تفقه في الدين اين علماي ارجمند(رحمهم الله تعالي) تصانيفشان بدون ترديد در موضوع خود به منزلة مأخذ و منبع مي باشند.
بنده با خوشه چيني از اين علما، مضامين منتشر در كتابهايشان را يكجا جمع كرده ام. و نيز با رجوع به مآخذ عربي اصلي قديمي هر آنچه به ذهن ناقصم رسيد آن را با سادگي و بي تكلفي ضبط كرده ام. كوشش اين بوده كه هر سخني با ذكر مأخذ درج شود و در نحوه نوشتن، طرز سلف صالح (رحمهم الله) يعني ادب، تهذيب و شايستگي رعايت شود.
در تحرير اين مقاله بحمد لله، اين امر باعث اطمينان قلبي بنده شد كه اكابر بنده همچون محمد رفيع عثماني صاحب و محمد تقي عثماني با وجود مشاغل گوناگون خويش، آن را به تفصيل مطالعه كردند و با راهنمايي ها و مشورت هاي بسيار مفيد و مهم، بنده را ياري نمودند. (جزاهم الله تعالي خيراً من عنده).
الله تعالي اين كاوش حقير را سبب نفع و هدايت امت مسلمه بگرداند و اين مضمون براي جويندگان حق بالعموم و براي من 