ا أسررت و ما أعلنت و ما أسرفت و ما أنت أعلم به منّی، أنت المقدّم و أنت المؤخّر، لاإله إلاّ أنت»[13].

--------------------------------------
1.گفتیم: در نماز و نگفتیم: در تشهد. زیرا در حدیث آمده است: «فی صلاته» تا شامل هر جای مناسب برای دعا باشد مانند سجده و تشهد.
2.بخاری و مسلم.
اثرم می‌گوید: از احمدبن حنبل پرسیدم: بعد از تشهد چه دعایی بخوانم؟ فرمود: همین دعاهایی را که در خبر آمده است. گفتم: مگر رسول خدا‌ ص نفرموده است: هر دعایی که دلتان می‌خواهد بخوانید؟ فرمود: از دعاهایی که در خبر آمده است بدلخواه انتخاب باید کرد. من سؤالم را تکرار کردم؟ ایشان باز هم فرمود: آنچه در خبر آمده است. این را ابن تیمیه، در «فتاوی»، (69/218/1) نقل نموده و نیز پسندیده و گفته است: لام مذکور در «الدعاء» لام جنس نیست بلکه اشاره به دعایی دارد که خداوند می‌پسندد و ... بهتر است گفته شود از دعاهای مشروع و مسنون و همچنین از دعاهای نافع طبق دلخواه انتخاب نموده و بخواند».
بنده ضمن تأیید شیخ الاسلام می‌گویم: دعای نافع نیاز به دانش صحیح دارد که کمتر کسی از چنین دانشی برخوردار است بنابراین بهتر اینست که بر دعاهای مأثوره و منقول اکتفا شود، والله اعلم.
3.بخاری و مسلم.
4.نسائی با سند صحیح و ابن ابی‌عصام در «کتاب السنة»، (370) به تحقیق بنده.
5.احمد و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
6.نسائی و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
7.بخاری و مسلم.
8.احمد، طیالسی، بخاری در «ادب مفرد»، ابن ماجه، و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی. «الصحیحة»، (1542).
9.ابوداود، ابن ماجه و ابن خزیمه با سند صحیح.
10.ابوداود، نسائی، احمد، ابن خزیمه و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
11.و این توسل به اسماء و صفات خداوند است؛ مسأله‌ای که خداوند بدان امر نموده است: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» (اعراف: 180). و اما توسل به غیر از اسماء و صفات خداوند؛ مانند توسل به حق و مقام و احترام فلان نزد ابوحنیفه و اصحابش مکروه و علی الاطلاق حرام است، که متأسفانه بسیاری از مردم و برخی از بزرگان نیز به جای توسل مشروع به توسل مبتدعانه و حداقل مختلف فیه روی می‌آورند و چنان به آن پایبند هستند، گویا توسل مشروعی اصلاً وجود ندارد!
شیخ الاسلام ابن تیمیه در این مورد رساله‌ی مفیدی به نام «التوسل و الوسیلة» دارند، که در نوع خود، بی‌نظیر است حتماً آن را مطالعه کنید. بنده نیز کتابی به نام «التوسل أنواعه و أحکامه» نوشته‌ام و تاکنون دوبار چاپ شده است.
12.ابوداود، نسائی، احمد، بخاری در «ادب المفرد»، طبرانی و ابن منده.
13.مسلم و ابوعوانه.رسول‌الله‌ ص در پایان نماز، با گفتن «السلام علیکم و رحمه‌الله» نخست، چهره‌اش را به سمت راست برمی‌گرداند (طوری که سفیدی گونه راستش دیده می‌شد) سپس با تکرار «السلام علیکم و رحمه‌الله» چهره‌اش را به سمت چپ بر می‌گرداند (به گونه‌ای که سفیدی گونه چپ ایشان دیده می‌شد[1].
گاهی در آخر سلام اول، کلمه «برکاته» را می‌افزود[2].
گاهی نیز بعد از اینکه در سلام اول «السلام علیکم و رحمه‌الله» می‌گفت، در سلام دوم، به گفتن «السلام علیکم» اکتفا می‌نمود[3].
گاهی اتفاق می‌افتاد که فقط یک بار می‌گفت: 
«السلام علیکم» و اندکی به طرف راست مایل می‌شد[4].
اصحاب به هنگام سلام، با دست‌ها اشاره می‌کردند، رسول‌الله ‌ص خطاب به آنها فرمود: «ما شأنکم تشیرون بأیدیکم کأنّها أذناب خیلٍ شمس» (شما را چه شده است که دست‌هایتان را بسان دم اسب وحشی، حرکت می‌دهید؟) و در روایتی آمده است که فرمود: کافی خواهد بود که به هنگام سلام، دست‌هایتان همچنان بر روی ران، نهاده باشد و به برادرتان در سمت راست و چپ خود، سلام کنید[5].

--------------------------------------
1.مسلم نظیر آن را روایت کرده است، ابوداود، نسائی و ترمذی.
2.ابوداود و ابن خزیمه، (1/87/2) با سند صحیح همچنین عبدالحق، نووی و ابن حجر نیز آن را صحیح قرار داده‌اند و ابویعلی، عبدالرزاق، طبرانی و دارقطنی نیز آن را روایت کرده‌اند.
3.نسائی، احمد و سراج با سند صحیح.
4.ابن خزیمه، بیهقی، ضیاء در «المختاره»، مقدسی در «سنن»، (243/1) با سند صحیح، احمد، طبرانی و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی. «الارواء»، (327).
5.مسلم، ابوعوانه، سراجی و طبرانی. تذکر : اباضیون این حدیث را تحریف نموده و فرد مجهولی از آنان به نام ربیع در سنن خود آن را با لفظی دیگر آورده است تا از آن برای بطلان نماز با بلند کردن دست‌ها وقت تکبیر استدلال کند که استدلالی است باطل. به «الضعیفة»، (6004) مراجعه شود.از امام مالک رحمه الله نیز سخنان مشابهی نقل شده است:
1.«إنّما أنا بشر أخطیء و أصیب، فانظروا فی رأیی؛ فکلّ ما وافق الکتاب و السّنّة فخذوه، و کلّ مالم یوافق الکتاب و السّنّة فاترکوه»[1].
(من آدمیزاد هستم، (سخنانم) درست و نادرست از آب درمی‌آید، پس شما به آرای من، دقت کنید، آنچه را که موافق کتاب خدا و سنت، یافتید بپذیرید، و آنچه را که مخالف آن دیدید، ترک کنید.
2.«لیس أحد بعد النبّی ص إلاّ و یؤخذ من قوله و یترک إلاّ النّبی ص»[2]. (به جز شخص پیامبر ص، کسی دیگری از انسان‌ها چنین نیست که حتماً سخنش پذیرفته شود، بلکه می‌توان سخنش را پذیرفت یا ترک کرد).
3.ابن وهب می‌گوید: من در مجلس امام مالک حضور داشتم از ایشان در مورد خلال انگشتان، در وضو، سؤال شد، فرمودند: «لازم نیست». من بعد از اینکه مردم متفرق شدند، خدمت ایشان رفتم و گفتم : نزد ما در این مورد حدیثی وجود دارد، و آن را برایش بیان کردم که لیث‌بن سعد و ابن لهیعه و عمروبن الحارث از یزیدبن عمرو المعافری از ابی‌عبدالرحمن الحبلی از مستورد بن شداد القرشی، روایت می‌کنند «که ایشان رسول‌الله ص را در حال وضو دیده که انگشتان پاهایش را با انگشت کوچک دستش خلال نموده است» امام مالک فرمود این حدیث خوبی است من تا حالا آن را نشنیده بودم. (ابن وهب می‌گوید:) پس از آن همواره می‌دیدم که هر گاه از ایشان در مورد خلال انگشتان سؤال می‌شد، به آن امر می‌نمود[3].

--------------------------------------
1.ابن عبدالبر در «الجامع» (2/32)، ابن حزم در «اصول الأحکام» (6/149) و «الفلانی» (ص 72).
2.نسبت این مقوله به امام مالک نزد متأخرین مشهور است. ابن عبدالهادی در «ارشاد السالک» (227/1) نسبت آن را به امام مالک صحیح دانسته است. ابن عبدالبر در «الجامع» (2/91) و ابن حزم در «اصول الأحکام» (6/145) آن را به عقبة و مجاهد نسبت داده‌اند. اما تقی‌الدین سبکی در «الفتاوی» (1/148) آن را به ابن عباس نسبت داده و تحسین نموده است و در آخر گفته است: این گفته را مجاهد از ابن عباس و مالک از مجاهد گرفته است.
بنده (آلبانی) می‌گویم: و بعد از آنها امام احمد این سخن را فراگرفت و همواره آن را تکرار می‌کرد. «مسائل الامام احمد» (276).
3.مقدمه «الجرح و التعدیل» ابن ابی‌حاتم (ص 31-32)، و تامة البیهقی در «السنن» (1/81).رسول‌الله ‌ص فرمود: «... و تحلیلها (یعنی الصلاة) التسلیم»[1] (راه بیرون شدن از نماز، سلام است).

--------------------------------------
1.ابوداود، ترمذی و به تصحیح حاک