8) همان. 
9) همان. 
10) همان. 
11) مقدمه موطا، محمد فؤاد عبدالباقی، ص 4.
12) همان. 
13) همان. 
14) همان. 
15) الباعث الحثیث، ابن کثیر، ص 31 و 32، مختصر علوم الحدیث، محمد علی قطب، ص 98 و مقدمه مواطا، محمد فؤاد عبدالباقی، ص 1. 
16) صبحی صالح، ص 42، به نقل از تاریخ طبری، ص 1820. 
17) مقدمه موطا، محمد فؤاد عبدالباقی، ص 6 و 7، به نقل از امام زرقانی و قاضی عیاض. 
18) همان. 
19) همان. 
20) همان. 
21) همان. 
22) همان. 
23) همان. 
24)  مقدمه موطا، ص 7. 
25) مقدمه موطا، محمد فؤاد عبدالباقی، ص 10. 
26) همان. 
27) همان. در اواسط مرحلة دوم در دوران خلفای عباسی با توطئة جعل احادیث به شدت مبارزه گردید، و بعد از آنکه محدثین آگاه و اهل تخصص، با استفاده از قوانین علم الحدیث آثار جعلی بودن یک مجموعه از روایت‌ها را فاش می‌ساختند، و سازندگان آن روایت‌ها در حال بازجویی اعتراف صریح می‌کردند که این احادیث را عمداً جعل کرده‌اند از طرف حکومت حکم اعدام آنان صادر و اجرا می‌گردید، همچنان که ابوجعفر منصور(1)  عباسی در سال 145 محمدبن سعیدبن حسان اسدی را به جرم زندیق بودن و جعلی بودن احادیثش، به دار آویخت، و همچنین در سال 160 در زمان خلافت مهدی خلیفة عباسی به وسیلة استاندار بصره عبدالکریم بن عوجاء بن کیفر جعل احادیث اعدام گردید و جالب این بود که این جنایتکار، هنگامی که لبة تیز شمشیر را در برابر گردن خود دید، و مطمئن شد که به قتل می‌رسد با صدای بلند فریاد برآورد که من چهار هزار حدیث برای شما جعل کرده‌ام و عموماً دربارة حرام و حلال می‌باشند.(2)  
در این سال‌ها در بین راوی و پیامبر(ص) واسطه‌ها از صحابی و تابعی بیشتر و تدریجاً سلسلة راویان طولانی‌تر شد و ظاهراً بخش دیگر از مصطلحات علم الحدیث مانند: «مشهور و عزیز و غریب و شاذّ و معلّل و متصل و منقطع وضع گردیده و بر بقیه مصطلحات اضافه شده بودند و محدثین در محاورات خود آنها را به کار می‌بردند ولی هنوز کتابی در مصطلحات حدیث و علم الحدیث درایتی نوشته نشده بود. 
------------------------------------------------------
1) الباعث الحثیث شرح علوم الحدیث، ابن کثیر، ص 84. 
2) همان. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">روایت حدیث در زمان پیامبر(ص)</a><a class="text" href="w:text:6.txt">کتابت حدیث در زمان پیامبر(ص) </a><a class="text" href="w:text:7.txt">اجازة نوشتن جزوة احادیث</a><a class="text" href="w:text:8.txt">صحیفه‌هایی در دست اصحاب</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">حدیث در دورة خلفای راشدین</a><a class="text" href="w:text:13.txt">حدیث در دوران حکومت بنی‌امیه</a><a class="text" href="w:text:14.txt">پیدایش جرح و تعدیل و علم الرّجال</a><a class="text" href="w:text:15.txt">آغاز زمزمة کتابت احادیث</a><a class="text" href="w:text:16.txt">سیر تکاملی نگارش کتاب‌های حدیث</a><a class="text" href="w:text:17.txt">امام مالک، صاحب تنها کتابی که تا حال باقی مانده است</a><a class="text" href="w:text:18.txt">«موطا»ی امام مالک</a><a class="text" href="w:text:19.txt">مبارزه با جعل احادیث</a><a class="text" href="w:text:20.txt">مرحلة سوم دورة مُسندنویسی</a><a class="text" href="w:text:21.txt">امام احمدبن حنبل و مسند امام احمد</a><a class="text" href="w:text:22.txt">مُسند امام احمدبن حنبل</a><a class="text" href="w:text:23.txt">سیر و سفر برای استماع و روایت حدیث</a><a class="text" href="w:text:24.txt">مرحله چهارم صحیح‌نویسی</a><a class="folder" href="w:html:25.xml">تألیف کتاب‌های سُنن</a><a class="text" href="w:text:33.txt">تأسیس درالحدیث</a><a class="text" href="w:text:34.txt">ابن الصلاح کُرد شهرزوری</a><a class="text" href="w:text:35.txt">مرحلة ششم سیر تکاملی تألیف کتب و علم الحدیث</a><a class="folder" href="w:html:36.xml">تألیف کتب جدید</a><a class="folder" href="w:html:59.xml">انواع علوم الحدیث</a></body></html>3- مرحلة سوم (از 204 تا 240) دوران مُسندنویسی است که جمع آن (مساند) است و امام نووی در معرفی تصیلی مساند نوشته است: «یکی از روش‌های(1)  تصنیف حدیث گرد آوردن آن به شیوة (مساند) است که در این روش محدثان در پی نام هر صحابی روایت‌های او را اعم از صحیح و ضعیف می‌آورند، و مساند صحابه را گاه بر اساس الفبای نام آنان و گاه بر حسب نام قبیلة ایشان ترتیب می‌دهند، و در حالت اخیر از بنی‌هاشم شروع ک رده، و سپس از قبایل دیگر به ترتیب نزدیک بودن از رسول‌الله(ص) از حیث نسب، یاد می‌کنند، گاه سوابق مسلمانی صحابه را در نظر گرفته، و در نتیجه از روایات عشرة مبشره آغاز کرده و سپس احادیث اهل بدر، و حدیبیه را می‌آورند، پس از این عده، احادیث اصحابی که در فاصلة صلح حدیبیه و فتح مکه هجرت کرده‌اند، و در آخرین مرحله، مسند اصحابی را که کم‌سن و سال بوده‌اند، ذکر می‌کنند، سپس نوبت به مسندهای زنان صحابه می‌رسد که از مسندهای همسران پیامبر(ص) آغاز(2)  می‌گردد». 
مسندنویسی قریب به صد سال ادامه داشته، و بیش از یکصد نفر از محدثین به مسندنویسی اقدام نموده‌اند، و معمولاً مسندها را با نام نویسندگان آنها ذکر می‌کردند، مانند مسند طیالسی و مسند امام احمد و غیره، به اعتقاد برخی از محققان اولین مسندنویس(3)  ابوداود طیالسی (م ـ 204) بوده است، و برخی نخستین مسندنویس را بر حسب مکان‌ها تعیین کرده‌اند و گفته‌اند: «نخستین مسندنویس در کوفه یحیی‌ (حماتی) و در بصره مسدد، و در مصر اسدبن موسی بوده است و دارقطنی نخستین مسندنویس را نعیم بن حماد اعلام کرده است و جمعی از مسندنویسان قرن سوم هجری عبارت بوده‌اند از : سلیمان‌بن جارود طیالسی (م ـ 204) و عبیدالله بن موسی (م ـ 213) و حمیدی (م ـ 219) و مسدد بن سرهد (م ـ 228) و اسحاق راهویه (م ـ 237) و عثمان‌بن ابی‌شیبه (م ـ 239) و احمدبن حنبل (م ـ 241) و عبدبن حمید (م ـ 249) و یعقوب‌بن شیبه (م ـ 276) و همین مسندنویس اخیر یعنی(4)  ابن مخلد در مسند خود ابتدا روایات را بر حسب نام صحابه طبقه‌بندی کرد و سپس احادیث هر یک از صحابه را بر حسب ابواب فقهی مرتب ساخت(5)  و این شیوه استقبالی بود از روش محدثانی که در نیمة قرن سوم زندگی کرده و به طبقه‌بندی موضوعی روایات اهتمام ورزیده‌اند. 
---------------------------------------------------
1) تدریب الراوی، سیوطی، ج 2، ص 140 و 141، به نقل از تاریخ حدیث، ص 127، و صبحی صالح، ص 305. 
2) همان.
3) تدریب الراوی، سیوطی، ص 140، صبحی صالح، ص 305. 
4) نفخ الطیب، ج 1، ص 581، ج 2، ص 31 (به نقل از صبحی صالح، ص 305). 
5) الحدیث و المحدثون، ص 365، به نقل از تاریخ حدیث، ص 129. و از آنجایی که مسند امام احمد از تمام مسندها مهمتر و معروف‌تر و در حال حاضر در اکثر جوامع اسلامی مورد استفاده است، به بحث آن اکتفا می‌نماییم و قبل از بحث از آن‌ به گونة بسیار مجمل و فشرده از تصنیف‌کننده‌اش یعنی امام احمد هم بحث می‌کنیم. 
این امام نامش احمد و نام پدرش محمد و نام جدش حنبل بوده است، و در ربیع الاول سال 264 محمد که یک نفر سپاهی(1)  بود خانواده‌اش را از مرو به بغداد منتقل نمود، مادر احمد به احمد حامله بود و احمد در همان سال در بغداد(2)  متولد گردید، و در حالی که تنها سه سال(3)  داشت پدرش متوفی شد، و مادرش او را پرورش داد. 
احمد در نوجوانی برای کسب(4)  علم به مجلس قاضی ابویوسف می‌رفت سپس به سماع حدیث ـ که نخستین هدف ا