 ارشاد الساری، قسطلانی، ج 1، ص 38 و 39. 
38) همان. 
39) همان. 
40) در هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج   ، ص 16 نام نوزده کتاب بخاری را یادآور شده است مراجعه شود. 
41) ارشاد الساری، ج 1، ص 29. 
42) همان. 
43) همان. 
44) همان. 
45) همان. 
46) همان. 
47) ارشاد الساری، قسطلانی، ج 1، ص 28 و مقدمه ابن خلدون، ترجمه، ج 2، ص 899. 
48) همان. 
49) همان. 
50) ارشاد الساری، قسطلانی، ج 1، ص 28. 
51) همان. 
52) همان. 
53) همان. 
54) همان. 
55) همان. 
56) همان. 
57) همان. 
58) همان. 
59) همان. 
60) همان. 
61) مقدمه ابن خلدون، ج 2، ص 898 و 899. 
62) ارشاد الساری، هامش، ج 1، ص 28 و 29. 
63) همان. 
64) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 588، و هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 432 و شرح نووی بر مسلم هامش ارشاد الساری، ج 1، ص 15 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 36. 
65) همان. 
66) ارشاد الساری، ج 1، ص 38 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 38. 
67) همان. 
68) البدایه و النهایه، ج 11، ص 36 و 37 و شرح نووی بر مسلم هامش ارشاد الساری، ج 1، ص 5. 
69) همان. 
70) هدیه العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 431 و 432. 
71) همان. 
72) شرح نووی، بر مسلم هامش، ارشاد الساری، ج 1، ص 16. 
73) شرح نووی، هامش، ارشاد الساری، ج 1، ص 30 و البدایه، ج 11، ص 37، و تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 589. 
74) همان. 
75) همان. 
76) شرح نووی هامش ارشاد الساری، ج 1، ص 30، «اتفق العلماء علی ان اصح الکتب بعد القران العزیز، الصحیحان البخاری و مسلم».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:26.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:27.txt">سُنن ترمُذی محدّث</a><a class="text" href="w:text:28.txt">سُنن نسائی</a><a class="text" href="w:text:29.txt">سُنن ابن ماجه</a><a class="text" href="w:text:30.txt">سُنن دارمی</a><a class="text" href="w:text:31.txt">سُنن دارقطنی</a><a class="text" href="w:text:32.txt">سُنن بیهقی</a></body></html>مرحله پنجم که به وسیلة عبدالله دارمی (م ـ 255) آغاز و تا زمان بیهقی (م ـ 458) ادامه یافته است، در آن مرحله کتب (سنن) تألیف گردیده‌اند و کتاب سنن در اصطلاح محدثین عبارتست از کتابی که: 
اولاً : تمام احادیث آن واجد جمیع شرایط احادیث(1)  صحیح باشد، ثانیاً : احادیث(2)  آن بر مبنای ابواب فقه از جمله طهارت، نماز و زکات و روزه و ... طبقه‌بندی شده باشد، ثالثاً : احادیث موقوفه که در نهایت به صحابی منتهی می‌گردد، در میان احادیث آن وجود نداشته باشد، زیرا روایتی که در نهایت به صحابی منتهی گردد، و از پیامبر(ص) روایت نشده باشد نمی‌توان آن را سنت(3)  رسول‌الله(ص) نامید و از (سنن) به شمار آورد. 
در بین کتاب‌های سنن، سنن نسائی و ترمذی و ابن ماجه و ابوداود، در جوامع اسلامی به حدی مورد قبول واقع شده‌اند که آنها را در ردیف(4)  (صحیحین) بخاری و مسلم قرار داده و آن چهار سنن را با بخاری و مسلم (صحاح سته) می‌نامند و اینک توضیح مختصر و مفیدی دربارة این چهار کتاب سنن و بقیه کتاب‌های سنن: 
1- ابوداود، سلیمان‌بن اشعث سجستانی مکنی به (ابوداود) در سال 202 متولد گشته(5)  پس از کسب معلومات در محل سکونت خود برای تکمیل آن به حجاز و شام و مصر و عراق و جزیره و ثغر و خراسان سفر کرده(6) ، و در محضر اساتید بزرگواری امثال ابوعمر ضریر، و مسلم‌بن ابراهیم، وقعنبی، و عبدالله بن رجا، و ابوالولید طالبی تلمذ نموده است(7)  و شخصیت‌های اهل فضل نیز امثال ترمذی و نسائی و فرزندش ابوبکربن داود، و ابوعوانه، و ابوبشر دولابی، و ابواسامه محمدبن عبدالملک و جمعی دیگر از محضر او مستفیض(8)  شده‌اند. 
ابوداود دارای آثار و تألیفات بسیار مفید و مهمی است که از مهمترین آنها در علوم قرآن کتاب «المصاحف» و در حدیث کتاب سنن اوست، و ابوداود دربارة سنن خود گفته است: «بعد از آنکه پانصد هزار حدیث پیامبر(ص) را نوشته بودم، در میان آنها چهار هزار و هشتصد حدیث(9)  را برگزیدم، که شامل احادیث صحیح و شبه صحیح و قریب به صحیح بود، اما در هر حدیثی که ضعفی را در آن مشاهده کرده‌ام، آن را بیان نموده‌ام». «به کشف الظنون، ج 2، قائمه 1004 مراجعه شود». 
شرط ابوداود در انتخاب احادیث این بود که از افرادی که به اتفاق علمای (علم الرجال) مورد تضعیف(10)  قرار گرفته‌اند، حدیثی روایت نشود، و اگر احیاناً حدیثی از جهتی مشکل داشت آن را بیان کرده است، و با توجه به دقت و اهتمامی که در انتخاب احادیث آن سنن به عمل آمده است، سنن ابوداود، در میان کتب صحیح از یک موقعیت ممتازی برخوردار(11)  است و پس از صحیحین (بخاری و مسلم) معتبرترین کتاب حدیث(12)  به شمار می‌آید. 
این کتاب به روایات متعددی در اختیار دانشمندان قرار گرفته، در بین این روایات، به روایت ابولؤلؤی(13)  انتشار یافته است و شرح‌های زیادی بر آن نوشته شده که قدیمی‌ترین آنها شرح ابوعثمان خطائی (م ـ 388) معروف به معالم(14)  السنن است ابوداود سجستانی در شانزدهم شوال سال 275 در بصره متوفی گردید و در آنجا به خاک سپرده شد(15) . فرهنگ‌های فارسی نوشته‌اند: سجستان قسمتی از استان «بلوجستان و سیستان» است در قدیم آن را «ساگاستان» سرزمین ساگ‌ها و سگستان «معرّب آن سجستان» و زابلستان گفته‌اند. 
-------------------------------------------------
1) الرسالة المستطرفه، محمدبن جعفر کتانی، بخش کتاب‌های سنن. 
2) همان. 
3) همان. 
4) سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5. 
5) تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 591 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 89. 
6) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 591 و 593 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 59. 
7) همان. 
8) همان. 
9) همان. 
10) اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 321. 
11) همان. 
12) همان. 
13) مختصر علوم الحدیث، ابن کثیر. 
14) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 2، قائمه 1005. 
15) البدایه و النهایه، ج 11، ص 59 و تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 593. محمد بن عیسی(1)  ترمذی، در محضر پرداخته از جمله قتیبه‌بن(2)  سعید، ابومصعب، ابراهیم بن عبدالله هروی، اسماعیل‌بن موسی، محمدبن عبدالملک و شخصیت‌های اهل فضل نیز از محضرش مستفیض شده‌اند از جمله: مکحول بن فضل، محمدبن محمود، حمادبن شاکر، عبدبن محمد نسفیون و هیثم بن کلیب شاشی و ابوعبدالله(3)  بخاری. 
ترمذی ابوعیسی از حیث قدرت حافظه از نوابغ روزگار به شمار آمده است، و به عنوان نمونه خود گفته است: «دو جزء از احادیث یکی از اساتید حدیث را نوشته بودم، و در راه سفر به مکه مکرمه اتفاقاً به خدمت آن استاد رسیدم، و دفتری(4)  را که خیال می‌کردم آن دو جزء را در آن نوشته‌ام بیرون آوردم و به استاد عرض کردم می‌خواهم شما احادیث این دو جزء را برایم بگویید و من در حال مطالعة آن دو جزء آنها را استماع کنم، و لحظاتی که استاد خواندن احادیث را آغاز کرد و من به دفترم مراجعه کردم معلوم شد آن دو جزء در منزل به جا مانده است و من دفتر سفید را مطالعه می‌کردم استاد وقتی این حال را مشاهده کرد به شدت عصبانی شد و گفت از من شرم نمی‌کنی؟ ناچار وضعیت(5)  را برایش توضیح دادم و گفتم نگران نباشد هر چه گفته‌ای(6)  فوراً حفظ کرده‌ام و نگذاشته‌ام زحمت خواندن تو بیهوده شود، استاد گفت بگو ببینم همه را حرف کرده‌ای وقتی آن احادیث را مرتب برایش خواندم بیشتر عصبانی شد و گفت تو قبل از اینکه به من برسی از جزوه‌ها این احادیث را حفظ کرده 