اضر شده بودند، به دین اسلام گروید.اتیان دینیه / اتیان دینیه نقاش، هنرمند و متفکر اسلامی در سال 1861 در پاریس به دنیا آمد. در هنر نقاشی سرآمد شد و تابلوهای نقاشی او را در بسیاری از موزه‌ها از جمله در پاریس، لوکزامبورگ و سیدنی می‌توان یافت. در دوران جوانی پس از مطالعة انجیل‌های چهارگانه از مطالب موجود در آنها دچار شک و بی‌ایمانی شد. او درصدد برآمد تا ببیند که افرادی مثل او که در انجیل شک کرده و نمی‌خواهند به‌طور کلی از دین بگریزند، چه راهی در پیش گرفته‌اند. او با تعدادی از مردم آشنا شد که تجربه‌ای شبیه به او را داشتند و بیشتر آنها به دین اسلام تمایل پیدا کرده بودند. دینیه نیز پس از تحقیقات زیاد وارد اسلام شد و نام خود را به نصیرالدین تغییر داد و تا آخر عمر خود بر این دین استوار ماند. او در راه تبلیغ دین اسلام نیز زحمات زیادی کشید و در این زمینه نیز تألیفاتی دارد از جمله «محمد رسول الله (ص)، «اشعه‌ای ویژه از نور اسلام»، «حج خانة خدا»، «شرق از دیدگاه غرب» و ... او می‌گوید: «دین خدا یکی است. اسلام آمده است تا تمام دین‌ها را هماهنگ نماید و تحریفاتی را که توسط کشیشان و راهبان در دین صورت گرفته است، به مردم نشان دهد. قرآن تنها کتاب الهی است که در آن تحریفی صورت نگرفته و نخواهد گرفت. خداوند خود تعهد نموده است که نگهبان آن باشد». نصیرالدین در سن هفتاد سالگی دار فانی را وداع گفت و بنا به وصیت خود در شهر بوسعادة الجزایر به خاک سپرده شد.جاناتان برت پسر جان برت مدیرکل رادیو و تلویزیون بی‌بی‌سی / او در تعطیلات تابستانی در یک کتابخانة اسلامی کار می‌کند. تحقیق او در مورد اسلام باعث هدایت او شد و پس از مسلمان شدن نام یحیی را برای خود برگزید. او اکنون همراه با والدین و خواهرش الیزا در نوربری در جنوب لندن زندگی می‌کند. مادر او جین لیک یک بازیگر زن آمریکایی و پدرش یک فرد کاتولیک و مشهور بود که به گفتة خود اهل دین نبود اما به دینداران احترام می‌گذاشت. هنگامی که جاناتان در دانشگاه منچستر در حال تحصیل در رشتة علوم سیاسی و تاریخ معاصر بود، با یک دانشجوی مسلمان آشنا شد که نگرش او را در مورد دین به کلی تغییر داد. او رشتة تحصیلی خود را تغییر داد و به تحصیل در رشتة مقایسة ادیان در دانشکدة مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن پرداخت. پدر او می‌گوید که چیز زیادی از رفتار پسر خود نمی‌داند و به‌رغم زندگی در زیر یک سقف اشتراکات زیادی با هم ندارند. یحیی می‌خواهد که به دور از آوازة پدر خود به مطالعات در کتابخانة اسلامی و سفر روحی خود ادامه دهد و در همان‌حال که پدرش با اتوموبیل لیموزین خود به دفتر ریاست «بی‌بی‌سی» می‌رود، پسرش با قطار به کتابخانة اسلامی در جنوب لندن می‌رود. در سال 1997 او با یک دختر مسلمان هندی به نام فوزیه بورا که دانشجوی دانشگاه آکسفورد بود، ازدواج کرد و ماه‌عسل‌شان‌ را در کشورهای سوریه، اردن و بخش شرقی قدس سپری کردند. او حاضر نیست در مورد اسلام آوردن خود با رسانه‌های ارتباط جمعی مصاحبه کند و آن را یک امر شخصی می‌داند.مالکوم ایکس / او یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های آمریکایی است که به دین اسلام گروید و نام خود را به مالک شباز تغییر داد. زندگی او در یک فیلم سینمایی که نمونه‌ایی از زندگی سیاه‌پوستان آمریکاست، به نمایش درآمده است. او در سال 1925 به دنیا آمد. زندگی او مالامال از درد و غم و ناراحتی بود. او شاهد سوزاندن منزل‌شان در لانسنگ نبراسکا که دوران نوجوانیش را در آن به‌سر برده بود توسط اعضای گروه نژادپرست کوکلاکس کلان بود. پدرش کشته شد و مادرش دوسال بعد از سوزاندن منزل‌شان به بیماری روانی دچار شد. مدتی را در پناهگاه کودکان به سر برد و سپس برای اقامت نزد خواهرش به بوستون رفت و در آن‌جا به علت ارتکاب به سرقت به زندان افتاد. در زندان با گروه «امت اسلام» که افکاری نژادپرستانه داشتند و سفیدپوستان را یاری‌دهندگان شیطان می‌دانستند، آشنا شد و پس از آزادی به دین اسلام گرویده و عضو این گروه شد و تا حد رهبری این گروه پیش رفت. در دوران عضویت او در «امت اسلام» تعداد اعضای این گروه چندین برابر شد. آنها مساجد زیادی را در آمریکا بنا نهادند. او امام مسجد شماره هفت در هارلم نیویورک شد. سخنرانی‌های او آتشین بود و از گروه‌های حقوق بشر انتقاد می‌کرد، از برتری سیاهان و جدایی آنها از سفیدپوستان سخن می‌گفت. طرفدار خشونت برای دفاع از سیاهان بود. مواضع خشن او در قبال ترور رئیس‌جمهور جان اف کندی باعث اخراج او از گروه «امت اسلام» گردید و گروهی خاص خود بنیان نهاد. او در سال 1964 برای ادای مناسک حج به مکه رفت و در آن‌جا با اسلام واقعی و ملتزم به سنت پیامبر (ص) شد و از افکار نژادپرستانه و خشونت‌آمیز دست برداشت و دعوتگری اسلامی براساس کتاب خدا و سنت پیامبرش شد و به برادری اسلامی دعوت می‌کرد. سرانجام او در سال 1965 در آمریکا ترور شد و به شهادت رسید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:9.txt">مارگارت مارکوس</a><a class="text" href="w:text:10.txt">هیثر راماها</a><a class="text" href="w:text:11.txt">ترزا مکزیکی</a><a class="text" href="w:text:12.txt">ربکا سیمونز</a><a class="text" href="w:text:13.txt">خدیجه ایوانس</a><a class="text" href="w:text:14.txt">فابیان، مشهورترین عرضه‌کننده مدل لباس در فرانسه</a><a class="text" href="w:text:15.txt">یووان ریدلی</a><a class="text" href="w:text:16.txt">ایوا ماریا از آلمان</a><a class="text" href="w:text:17.txt">ایریس صفوت</a><a class="text" href="w:text:18.txt">ساره جوزف</a><a class="text" href="w:text:19.txt">فاطمه دختری از مکزیک</a><a class="text" href="w:text:20.txt">جنتا کامنجو</a><a class="text" href="w:text:21.txt">دکتر آلا اولینیکوفا</a><a class="text" href="w:text:22.txt">بربارا براون</a><a class="text" href="w:text:23.txt">دایانا بیتی</a><a class="text" href="w:text:24.txt">میری واتسون، معلم لاهوت</a><a class="text" href="w:text:25.txt">امیره، دختری از آرکانزاس</a><a class="text" href="w:text:26.txt">نیرس دانی</a><a class="text" href="w:text:27.txt">دختر نوجوان اسرائیلی</a><a class="text" href="w:text:28.txt">سارا آمریکایی</a><a class="text" href="w:text:29.txt">ایدت اشتر فیلد، روزنامه‌نگار آلمانی</a><a class="text" href="w:text:30.txt">والریا پورخووا، مترجم قرآن</a><a class="text" href="w:text:31.txt">کریستیان باکر، مجری و خواننده آلمانی</a><a class="text" href="w:text:32.txt">ایوادو ویترای میروویچ</a><a class="text" href="w:text:33.txt">کارولین بیت</a><a class="text" href="w:text:34.txt">رقیه واریس مقصود</a><a class="text" href="w:text:35.txt">خاتمه</a></body></html>جان واکرلیند، طالب آمریکایی / جان واکرلیند از یک پدر کاتویک و مادری بودایی به دنیا آمد و در محیط آمریکا پرورش یافت. او پس از خواندن زندگی‌نامة مالکوم ایکس به اسلام علاقه‌مند شد و به مطالعة قرآن پرداخت. او در مسجد منطقه‌ی ساحلی سان فرانسیسکو مطالعاتش را ادامه داد تا این‌که دین جدید را پذیرفت و نام خود را به سلیمان تغییر داد. او که در این زمان محصل دبیرستانی شانزده ساله‌ای بود، ترک‌تحصیل کرد و تمام وقتش را در مسجد به مطالعات مذهبی گذراند. جان کاملاً به شعایر اسل