عري در همين سال كه نهاوند و همدان فتح شد، شهرهاي جنوب غربي ايران را كه باقي مانده بودند، از قبيل سيروا، دينور، صميره و كرمانشاه را تسخير كرد. در سال 22 تا 23 هجري اين شهرها به فرمان عمر به وسيله فرماندهان كارآزموده‌اش تسخير شدند و تحت تسلط دولت اسلام درآمدند:
1ـ سجستان(1) به وسيله عاصم بن عمرو.
2ـ مكران و سيستان به وسيله حكم بن عمرو تغلبي با همراهي شهاب بن مخارف، سهيل بن عدي و عبدالله بن عبدالله بن عتبان.
3ـ اصفهان، كاشان و قم به وسيله عبدالله بن عبدالله بن عتبان صحابي رسول الله (از بزرگان انصار بود).
4ـ آذربايجان به وسيله بكر بن عبدالله با همكاري شماس بن خرشه انصاري.
5ـ ابهر(2) و قزوين به وسيله براء بن عازب صحابي رسول الله.
6ـ خراسان (نيشابور، هرات، سرخس(3) و طخارستان(4)) به وسيله احنف بن قيس (صحابي رسول الله و خطيب مشهور عرب).
7ـ فسا و داراب به وسيله ساريه بن جبل.
8ـ كرمان به وسيله سهيل بن عدي.
9ـ اصطخر(5) فارس  به وسيله عثمان با ابي العاث ثقفي.
10ـ قومس، گرگان و طبرستان(6) به وسيله سويد بن مقرن (برادر نعمان بن مقرن فرمانده شهيد جنگ نهاوند).
11ـ كردستان به وسيله مسيمله بن قيس اشجعي.
12ـ ري به وسيله نعيم بن مقرن (برادر نعمان بن مقرن)
چنان كه مشاهده مي‌شود در زمان خلافت عمر كه به حق (دوره فتوحات اسلامي) نام گرفت، ‌تمامي سرزمين عراق و قسمت عمده شهرهاي مهم ايران كه شمالاً به خراسان و جنوباً به شط العرب، شرقاً به سيستان و مكران و غرباً به آذربايجان و كردستان محدود مي‌گردد در قلمرو حكومت عادله اسلام در آمد.
---------------------------------------------------
1) سجستان ناحيه‌اي بوده در وسط آسيا كه بين ايران و افغانستان تقسيم شده است.
2) ابهر بين قزوين و زنجان واقع است.
3) سرخس در قديم شهر بزرگي بوده واقع در مرز ايران و روسيه بين مرو و مشهد.
4) طخارستان ناحيه‌اي بوده كه بلخ مركز آن بوده است.
5) اصطخر شهر بزرگي بوده در جنوب غربي ايران كه پس از تأسيس شدن شيراز اهميت اين شهر كم گرديد.
6) طبرستان در سمت جنوبي درياچه قزوين واقع بوده است.يزدگرد پس از شكست لشكرش در نهاوند به كرمان رفت و از آنجا رهسپار بلخ و مرو گرديد و نماينده‌اي از آنجا به چين فرستاد و از خاقان چين براي دفع مسلمين كمك خواست، ولي خاقان به علت دوري ايران از چين تقاضايش را نپذيرفت؛ لذا يزدگرد با فرمانرواي ترك (ترك شرق) در اين خصوص مذاكره كرد و با آن كه در ابتدا موافقت و قول مساعد داد، به وعده‌اش عمل نكرد.
چون يزدگرد از هر دري مأيوس گرديد و درهمين هنگام احساس كرد مرزبان مرو به وي سوء نيت دارد، خود را مواجه با خطر ديد و شبانه از آنجا فرار كرد و در خارج شهر به آسياباني كه فردوسي او را در شاهنامه‌اش خسرو مي‌نامند، پناه برد تا شب را نزد او به صبح برساند. او نيز يزدگرد را براي تصاحب لباس فاخر و جواهراتش به قتل رسانيد.
بدين شكل تأثر آميز، يزدگرد آخرين سلسله شاهان ساساني كه 316 سال سلطنت كردند، در سال 31 هجري يعني سيزده سال بعد از جنگ نهاوند (آخرين جنگ اين شاه با مسلمين) به دست يك نفر ايراني به قتل رسيد(1). ايران كه بي‌دفاع شده بود تحت سلطه حكومت اسلام در آمد تا ايرانيان به نور فروزان دين خداي واحد منور و به سوي خداوند جل جلاله راه يابند و به سعادت دنيا و آخرت برسند.
--------------------------------------------------
1) تاريخ ايران؛ تأليف پيرنيا.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:169.txt">فتوحات شام و فلسطين در زمان عمر</a><a class="text" href="w:text:170.txt">فتح دمشق، مركز ستاد نظامي شام</a><a class="text" href="w:text:171.txt">مسلمين با چه شوقي به سوي دمشق به راه افتادند؟</a><a class="text" href="w:text:172.txt">دمشق در محاصره</a><a class="text" href="w:text:173.txt">دمشق تسليم مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:174.txt">شهر فحل در محاصره</a><a class="text" href="w:text:175.txt">جنگ و گريز</a><a class="text" href="w:text:176.txt">شهر فحل در اختيار مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:177.txt">فتح بيسان و طبريه</a><a class="text" href="w:text:178.txt">تسليم شدن شهرهاي اردن</a><a class="text" href="w:text:179.txt">ابوعبيده براي تسخير حمص به حركت در مي‌آيد</a><a class="text" href="w:text:180.txt">دمشق در معرض خطر مجدد</a><a class="text" href="w:text:181.txt">فتح بعلبك در راه حمص</a><a class="text" href="w:text:182.txt">فتح حمص</a><a class="text" href="w:text:183.txt">فتح لاذقيه</a><a class="text" href="w:text:184.txt">فتح قنسرين</a><a class="text" href="w:text:185.txt">فتح حلب</a><a class="text" href="w:text:186.txt">فتح انطاكيه</a><a class="text" href="w:text:187.txt">آخرين وداع هراكليوس با سوريه</a><a class="text" href="w:text:188.txt">در فلسطين</a><a class="text" href="w:text:189.txt">فتح قيساريه و غزه</a><a class="text" href="w:text:190.txt">نگاهي به نقشه حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:191.txt">فتح اجنادين</a><a class="text" href="w:text:192.txt">به سوي شهر قدس</a><a class="text" href="w:text:193.txt">تجزيه وتحليل آمدن يا نيامدن عمر براي فتح قدس</a><a class="text" href="w:text:194.txt">مذاكره براي تسليم قدس</a><a class="text" href="w:text:195.txt">متن قرارداد عمر بن خطاب با مردم قدس</a><a class="text" href="w:text:196.txt">تحليلي از محتواي قرارداد حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:197.txt">شهر بيت المقدس دروازه‌هايش را براي ورود حضرت عمر خليفه حضرت رسول الله باز مي‌كند</a><a class="text" href="w:text:198.txt">آشنايي با داخل شهر قدس</a><a class="text" href="w:text:199.txt">بازگشت عمر (رض) به مدينه</a><a class="text" href="w:text:200.txt">شكل و شمايل حضرت عمر  در زمان آمدن به قدس و نقد يك داستان</a></body></html>حضرت عمر ميل نداشت مسلمين عرب براي سكونت دائمي تا آنجا در خاك ايران پيش روند كه شط العرب را به مسافت زيادي پشت سر بگذارند؛ زيرا هرگاه در آينده اوضاع دگرگون شود وضعي پيش آيد كه از لشكر پارس احتمالاً شكست بخورند مانند واقعه جسر دچار مصيبت نشوند كه شمشير را در پشت سر و شط العرب را در پيش داشته تلف شوند.
لذا در همان ايامي كه فرماندهانش در خاك ايران پيش مي‌رفتند و شهرهاي آن را يكي پس از ديگري تصرف مي‌كردند دستور داد تا مسلمين در عراق مخصوصاً در بصره و كوفه كه آب و هواي آنها با اعراب و حيواناتشان بيشتر از ساير نقاط عراق سازگار بود، سكونت نمايند؛ لذا مسلمين در اين دو شهر ساكن شدند و به تبليغ دين اسلام، تعليم دستورات، احكام شريعت، تنظيم امور داخلي،‌كشت انواع غله و توليد مصنوعات پرداختند. در همان زمان امراء و فرماندهان آنها به ساختن استحكامات نظامي و پيش بيني اوضاع سوق الجيشي و تأسيس پايگاه، پادگانها، ازدياد اسلحه، ابزار و ذخاير جنگي مي‌پرداختند و براي هر گونه پيش آمدي پيش‌بيني مي‌كردند.
پس ما اكنون توده مسلمين را در عراق و جنگجويان آنها را در خاك ايران مي‌گذاريم تا به كارهايشان برسند و با هم به شام و فلسطين مي‌رويم تا ببينيم سرداران مسلمين در آنجا به كجا رسيده‌اند و چه كرده‌اند؟
در همان هنگام كه سعد بن ابي وقاص از قادسيه فاتحانه به سوي مدائن پيش مي‌رفت، ‌و پس از فتح آنجا فرماندهانش را به جلولاء حلوان، تكريت و موصل مي‌فرستاد و شهرهاي كوفه و بصره را بنا مي‌كرد و كارش در عراق به خوبي رونق يافته بود، ‌ابوعبيده بن الجراح، خالد بن الوليد، عمرو بن العاص، يزيد بن ابي سفيا