د واجب گردانيده اذيت و آزار هيچ مسلماني روا نيست. 

امور مردم را دريابيد! مرگ به سراغ همه انسان‌ها خواهد آمد، مردم پيش روي شمايند و اجل و مرگ، آغوش خود را برايتان باز کرده! بردبار و اهل تسامح باشيد، موفق مي‌شويد! و مردم بيشتر در انتظار عاقبت خويش هستند. 

اي بندگان خدا! در مورد مردم و ميهن از خدا پروا کنيد شما در مورد همه چيز حتي پرندگان و چرندگان مسئوليت داريد! 

خداوند را فرمانبرداري کنيد و از نافرماني او پرهيز نماييد! 

هر گاه خيري را ديديد آن را به دست آوريد و هر گاه شري را مشاهده نموديد از آن دوري نماييد!

خداوند متعال مي‌فرمايد: 

)وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ( (الأنفال: 26).

«به ياد بياوريد هنگامي را که گروه اندک و ضعيفي (در مکه) بوديد، و مي‌ترسيديد که ديگران شما را بربايند! ولي خداوند شما را (در سرزمين مدينه) پناه و مأوي داد و ياريتان نمود و نيرو بخشيد و از روز‌ي‌هاي پاک شما را بهر‌ه‌مند گردانيد، تا اينکه او را سپاسگذاري کنيد».بدين ترتيب بر پاية اصول و مباني صحيح اسلامي از طرف اهل شورا و حل و عقد مسلمانان، حضرت علي -رضي الله عنه- انتخاب گرديد و همة مردم مدينه با او بيعت کردند! 

بيعت با حضرت علي به هيچوجه تحت تأثير تسلط باند برانداز سبأيه بر مدينه قرار نگرفت و پيوستن سبأيان به سپاهيان تحت فرمان حضرت علي بر روي مشروعيت آن تأثير نداشت. 

زيرا بيعت با او، ضرورتي حتمي پيدا نموده بود، تا مسلمانان را در صف واحدي قرار دهد و امورشان را تدبير و اداره کند و پس از آن در مورد بازخواست و محاکمه و مجازات کساني که به فتنه‌انگيزي پرداخته و حضرت عثمان را به شهادت رسانيده بودند، اقدام نمايد! 

وقتي کساني که او را انتخاب کرده و به خلافت او رضايت داده و با او بيعت نمودند، از اولياي امور و اصحاب اهل شورا و حل و عقد بوده، مهر تأييد و نشانة آن است که، خلافت حضرت علي از سلامت و مشروعيت کامل برخوردار بوده است! 

از طرفي ملاحظه مي‌نماييم که تن دادن حضرت علي به قبول مقام خلافت به دنبال درخواست و اصرار بزرگان اصحاب و مؤمنين پاک و پرهيزکار و چندين بار خودداري و مخالفت حضرت علي صورت گرفته بود و در نهايت از رأي خود خود صرفنظر نمود و به خواست ايشان تسليم شد! حضرت علي به هيچوجه در پي به دست آوردن مقام خلافت نبود و آن را نمي‌خواست و به خاطر احراز مقام امارت مؤمنين سعي و تلاش نمي‌کرد، و به هيچوجه براي به دست گرفتن زمام امور خلافت – برخلاف گمان عده‌اي بدخواه و جاعلان روايت‌هاي تاريخي - عليه حضرت عثمان توطئه‌چيني نکرده بود! 

ديديم که تن دادن حضرت علي به قبول مقام خلافت صرفاً در راستاي تلاش براي نجات مسلمانان و حفظ وحدت و حل مشکلات آنان بوده است، و به درستي مي‌دانست که مقام خلافت مسئوليت است نه غنيمت و به تلاش و زحمت نياز دارد و به هيچوجه دست آورد و منافعي شخصي را براي او در پي ندارد. 

حضرت علي -رضي الله عنه- همراه با قبول مقام خلافت مي‌دانست که به چه ميداني گام مي‌نهد و به اهميت و حساسيت آن واقف بود، و به تبعات و پيامدهاي آن آگاهي داشت، او به خاطر حفظ مصالح مردم گام نهادن در اين راه سخت و پرمشقت و زحمت را افتخار و خير و عبادتي بزرگ مي‌دانست. 

حضرت علي -رضي الله عنه- مي‌توانست خود را از کنار بکشد و وارد ميدان نشود، و همچون تعدادي ديگري از اصحاب، خود را از بحران‌ دور نگاه دارد، و آسايش و سلامت خود را برگزيند! اگر اين چنين هم مي‌کرد، خاطي و مقصر به شمار نمي‌آمد! 

اما چه کسي بايد سکاندار کشتي طوفان‌زدة مسلمانان مي‌گرديد و آن را به ساحل نجات مي‌رسانيد و از وحدت مسلمانان محافظت مي‌نمود و امورشان را سر و سامان مي‌بخشيد؟! 

حضرت علي‌بن ابيطالب -رضي الله عنه- با اقدام به قبول خلافت گزينة مهم و حساس و پرمسئوليتي را انتخاب کرد و در جهت حفظ مصالح امّت اسلامي از مصلحت و منافع شخصي خويش گذشت کرد، در واقع اين انتخاب او ايثار و فدارکاري بسيار مهمي به شمار مي‌آمد، خداوند او را مشمول رحمت و رضايت خويش فرمايد.باند برانداز سبأيه – در راستاي ادامه توطئه‌گري و فريبکاري خود – پيوستن خود به لشکريان زير فرمان حضرت علي را اعلام کردند! و خود را مطيع و فرمانبردار او جلوه دادند و براي رويارويي با مخالفان او اعلام آمادگي کردند! 

آنان با اين اقدام در پي تحقق اهداف و کسب مصالح خود بودند، و مي‌خواستند بدين صورت مسلمانان را فريب بدهند، و نظر آنان را از خود دور دارند، تا زمينه بازخواست و مجازات خود را به خاطر کشتن حضرت عثمان از بين ببرند! 

اين اقدام سبأيان بزرگ‌ترين مشکل و چالش پيش روي حضرت علي گرديد، که در نهايت به مخالفت معاويه و سپس طلحه و زبير و پس از آن وقوع جنگ‌هاي بعدي انجاميد! 

در فاصلة زماني ميان شهادت حضرت عثمان و بيعت خلافت با حضرت علي -رضي الله عنه- نعمان بن بشير انصاري -رضي الله عنه- همراه با پيراهن آغشته به خون و انگشتان بريده «نائله» همسرش که به هنگام دفاع از او توسط شمشير سبأيان قطع شده بود، از مدينه خارج و نزد معاويه بن ابي‌سفيان در شام رفت. 

معاويه پيراهن خون‌آلود حضرت عثمان و انگشتان قطع شده نائله را در مسجد دمشق در معرض تماشاي عموم مردم نهاد و دسته دسته مردم براي ديدن آنها مي‌آمدند و به خاطر کشته شدن خليفه خويش گريه و زاري سر مي‌دادند! و همة آنها براي گرفتن انتقام خون به ناحق ريخته شده حضرت عثمان توسط سبأيان پيرو عبدالله‌بن سباي يهودي عهد و پيمان مي‌بستند! 

برخي از اصحابي که مردم را براي گرفتن انتقام از خوارج جنايتکار سبأي تشويق مي‌کردند، عبارت بودند از عباده‌بن صامت، ابودرداء و ابوامامه باهلي -رضي الله عنهم-»[1].

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- البداية والنهاية: ج 7 ص 228پس از پايان بيعت با حضرت علي -رضي الله عنه- طلحه و زبير و تعدادي ديگر از اصحاب به ملاقات او رفته و گفتند: همچنان که مي‌داني ما بر اساس اقامه حدود الهي با تو بيعت کرده‌ايم، و اين خوارج شورشي بودند که حضرت عثمان را به شهادت رسانيدند، اينک از تو مي‌خواهيم حدود الهي را در مورد آنان اجرا نمايي! 

حضرت علي -رضي الله عنه- در پاسخ به ايشان فرمود: برادران! آنچه را که مي‌گوييد من نيز از آن آگاهي دارم، با اين شورشيان قاتل که مدينه را در اشغال خود گرفته و بر ما تسلط دارند و ما بر آنها تسلطي نداريم و از رويارويي با آنان در اين شرايط ناتوانيم چکاري را مي‌توانم انجام بدهم!؟ در اين شرايط چگونه مي‌توان آنها را دستگير و محاکمه و مجازات نمود؟! ما براي مقابله با آنان نيروي کافي را در اختيار نداريم، از طرف ديگر بسياري از بردگان شما و اعراب ساده‌دل به ايشان پيوسته و آنان در شهر و ديار شما قرار دارند و هر مشکلي را که بخ