، سپس آنها را همان طور كه شنيده است به ديگران مي رساند». 

اين حديث سرشار از بشارت و مژده و احاديث مشابه ي آن، صحابه را در مسير حفظ احاديث، توان و علاقه ي بيشتري مي بخشد و چنان شد كه به راحتي، احاديث در اذهان آنها جاي مي گرفت و به ديگران مي رسيد. 

در مورد حافظه عجيب صحابه -رضي الله عنهم- كتابها پر از مطالب خواندني و اعجاب انگيز است. و به راستي اين يكي از موثرترين راههاي حفظ ((سنت)) توسط صحابه بوده است. 

 2- مذاكره با همديگر 

مذاكره و خواندن و شنيدن مطالب در ميان همديگر، شيوه ي مهم ديگري بود كه براي حفظ ((سنت)) مي توان تصور نمود. هر كدام از صحابه -رضي الله عنهم- اگر حديثي مي دانست به ديگران مي رساند. 

در واقع اين شيوه ي مفيد از فرمايش هاي خود آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- سرچشمه مي گرفت. زيرا از فرموده هاي نبي اكرم -صلی الله عليه وسلم- به اصحاب است كه: ((تدارس العلم ساعه من الليل خير من احيائها)): تكرار و مذاكره ي علم با همديگر در ساعتي از شب، بهتر از زنده نگهداشتن آن است. 

و نيز از دستورات آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- به صحابه است اين كه: ((ليبلغ الشاهد الغائب)): آنان كه در جلسه ي من حضور دارد، بايد گفته هايم را به غائبين برساند. 

همچنين، اين توصيه ي پيامبر -صلی الله عليه وسلم-: ((بلغوا عني و لو آيه)): اگر يك حديث هم از من مي شنويد، به ديگران برسانيد. افزون بر اين وصايا، آنان را از مخفي نگهداشتن علم بر حذر مي داشت و با اين جملات از عاقبت نكبت بار اين كار مي ترساند: ((من سئل علما يعلمه فكتمه الجم بلجام من نار)): هر كه درباره موضوعي كه مي داند سوال شود، اما از جواب دادن شانه خالي كند، افساري از آتش بر دهانش آويخته مي گردد. 

اين فرموده هاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، صحابه -رضي الله عنهم- را بر آن داشته بود تا براي خود جلسات مذاكره در مسجد و جاهاي ديگر تشكيل دهند، و در آن به تكرار و تدارس احاديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بپردازند. 

اين كار، تاثير مطلوبي در روند ((سنت)) بخشيد، به طوري كه احاديثي كه محدود به چند صحابه -صلی الله عليه وسلم- بود و فقط عده ي كمي آنها را مي دانستند، به عده ي بسياري رسيد و دايره ي راويان به تدريج گشاده تر شد. و نيز با اين كار اشتباهاتي كه احتمالاً يك نفر در روايت حديث مرتكب مي شد، توسط ديگري كه حديث را به خوبي مي دانست، رفع مي شد و در نتيجه احاديث، آن طور كه از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شنيده شده بودند، بدون كوچكترين كم و بيشي به ديگران مي رسيد. 

 3- عمل كردن بر ((سنت)) 

عمل كردن بر حديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، سومين طريقه حفاظت از ((سنت)) بود. مي دانيم كه پيامبر، قسمت عمده اي از وظايفش را به تربيت عملي صحابه -رضي الله عنهم- اختصاص داده بود و هرگز به موعظه و پند و اندرز زباني اكتفا نداشت. صحابه ي كرام -رضي الله عنهم- نيز فقط به حفظ و تكرار زباني ((سنت)) بسنده نمي كردند، بلكه در كنار آن، عملاً سنتهاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را در سطح زندگي خويش پياده مي كردند. 

حفظ فرامين و قواعد و تكرار زباني، با همه ي حسن و تاثيري كه دارد، باز هم در معرض تجاوز و دستبرد متجاوزان قرار دارد، ولي آنگاه كه بر آن فرامين و قوانين، عمل گردد، دژي محكم دور تا دور آن كشيده مي شود و ضريب اطمينان نسبت به مصون ماندن آن افزايش مي يابد. صحابه -رضي الله عنهم- با عمل به ((سنت))، ريشه هاي آن را در بستر زندگيشان فرو كردند و بدين طريق سرنوشت خويش را در گرو آن نهادند. 

عمل كردن بر ((سنت))، باعث شد كه يك شكل خارجي و عيني مشخص براي آن بوجود آيد و از حملات  مسخ كننده ي دشمنان در امان بماند. 

اين شيوه ي صد در صد مطمئن، پس از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- نيز با صحابه -رضي الله عنهم- همراه بود و چه بسا در جواب سائلين، عملاً اقدام مي نمودند و بدين طريق، عين عمل پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را در مسئله مورد نظر، به سائل مي فهماندند؛ طريقه اي كه هر شبهه و سوالي را از ذهن مخاطب بر مي كند. 

 4- كتابت 

نوشتن احاديث در مصاحف، طريقه ديگري براي حفظ ((سنت)) در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بود. در اوايل، رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- بنا به مصالحي، صحابه -رضي الله عنهم- را از نوشتن احاديث باز داشته بود،[1] اما بعدها، به محض فراهم آمدن موقعيت و هموار شدن زمينه، به آنها اجازه ي چنين كاري داد و بسياري از صحابه -رضي الله عنهم- احاديث پيامبر را در صحيفه هايي نوشتند. 

ناگفته نماند كه، كتابت حديث در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- چندان عموميت نداشت كه به دنبال آن مجموعه اي صحيح و تمام عيار از احاديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- فراهم آيد و اين وضعيت در زمان صحابه -رضي الله عنهم- نيز تا اندازه اي وجود داشت و با اينكه نوشتن احاديث در ميانشان رواج يافته بود، اما باز هم بسياري از آنان بنا به دلايلي خودشان را از اين كار دور نگهداشته بودند. 

كم توجهي عده اي از صحابه -رضي الله عنهم- را به كتابت حديث، مي توان معلول يكي از علتهاي ذيل دانست: 

 الف_ رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- در سالهاي نخستين بعثت، به جز ((قرآن)) از نوشتن چيزي ديگر منع فرمود و با وجود اينكه بعدها اين ممنوعيت را منسوخ فرمود، اما بسياري از صحابه -رضي الله عنهم- كه از نسخ آن خبر نداشتند، تا لحظات آخر عمر خويش، به تحرير احاديث نظري محتاطانه داشتند. 

 ب_ بسياري از صحابه -رضي الله عنهم- مي ترسيدند از اينكه با نوشتن احاديث در مصاحف، از محنت پر ثمره ي حفظ و تكرار زباني محروم بمانند و با اعتماد به نوشته ها، بي كار شوند. 

 ج_ اين حضرات از اين نيز واهمه داشتند كه، هر نااهل و جاهلي نوشته هاي حديثي را بدست مي گيرد و ادعاي عالم بودن سر مي دهد و با صرف نظر كردن از بيداري و احتياط كامل در روايت حديث، سبب گمراهي عوام مي گردد. 

 د_ خداوند به عربها حافظه ي فوق العاده و ملكه ي يادداشت قلبي حيرت انگيزي بخشيده بود و آنها بكار بردن آن را از كتابت مقدم مي پنداشتند و به آن عادت داشتند، بلكه نزد آنها نوشتن مطلبي و محفوظ كردن آن، نشانه ي ضعف حافظه بود و اين يك عيب بزرگ به شمار مي رفت. [2] 

گفتيم كه اين نحوه بينش به كتابت حديث، محدود به عده اي كم از صحابه بود و يا صرف نظر از اين گروه مي توان گفت نوشتن حديث در دوران رسالت، يكي از چهار طريق رايج براي حفظ سنت بوده است و خود پيامبر -صلی الله عليه وسلم- نه تنها اجازه، بلكه به آن چنين توصيه فرموده است: ((قيدو العلم بالكتال)). علم را با نوشتن مهار كنيد. 
--------------------------------------------------------------------------------
* در اين قسمت، از كتاب ((حجيت حديث))، اثر مولانا ((محمد تقي عثماني)) كمك گرفته ايم. (با تلخيص و اندكي تصرف.) 
[1] درباره ي علل منع و سپس اجازه ي كتابت حديث، مفصلاً در فصل دوم همين كتاب توضيح خواهيم داد.
[2] محمد رفيع عثماني، ((كتابت حديث))، ص: 38-37.خلاصه اي از كارهاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در نشر سنت

عهد رسالت، مبرا از هر نوع دسيسه و اغتشاش بود و مطمئنترين و مناسبترين بستر جر