يشابوري)) (216،206 يا 204 هـ) و از ميان كتب حديث صحيح ترين كتاب پس از ((صحيح بخاري)) است. ((صحيح مسلم)) از نظر ترتيب و تناسب احاديث و مباحث در غالب خوبي قرار دارد و بسياري از صاحبنظران در اين خصوصيت آن را از ((صحيح بخاري)) برتر دانسته اند، اگر چه در کل خصوصاً در اسناد و قبوليت در درجه ي دوم قرار دارد. 
تعداد رويات ((صحيح مسلم)) با حذف احاديث تكراري، 4000 مي باشد. 
- احاديثي كه در ((صحيح بخاري)) و ((صحيح مسلم)) گرد آمده اند، همه از احاديث صحيح انتخاب شده اند، لذا در يك اطلاق كلي به اين دو كتاب، ((صحيحين)) مي گويند. در صحت، مقبوليت، محبوبيت و مرجعيت هيچ كتابي به پايه ي ((صحيحين)) نيست. با تصنيف ((صحيحين))، رتبه ي اول در مصنفات حديثي، براي هميشه مختص اين دو كتاب پر ارج گرديد. 
چهار كتاب ديگر – كه به ترتيب جاري معرفي مي شوند – نيز در بعضي از ويژگيها و خصوصيات، همتا ندارند كه با نظر به همين امتيازات آنها را در جرگه ي ((صحيحين)) جاي داده اند. و چون مولفين اين كتابها در تدوين احاديث از شيوه ي تبويب به احكام فقهي كار گرفته اند، به آنها ((سنن)) مي گويند. 

 3- سنن ترمذي- نوشته ي امام ((محمد بن عيسي ترمذي)) (279-209 هـ) است و در آن كليه ي بابهاي حديث روايت شده اند. بنابراين مانند ((صحيح بخاري)) مي توان به آن ((جامع)) نيز گفت. 
((سنن ترمذي)) (يا ((جامع ترمذي)) )، كتابيست كه نزد محدثين از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين كتاب داراي خصوصياتي است كه آن را از ساير كتابهاي ((صحاح سته)) ممتاز ساخته است. از آن جمله يكي اينكه امام ترمذي اسامي تمام رواياتي را كه از آنها حديث را اخذ كرده است، آورده تا مشهور يا متوانر يا آحاد بودن حديث روشن گردد. ديگر اينكه پس از نقل حديث اختلاف نظرها و مذاهب علماي را درباره ي مسئله اي كه از آن حديث استنتاج شده، نوشته است. بيان احوال و مراتب حديث در ضعف و قوت، صحيح و حسن بودن، غريب يا منكر بودن از ويژگيهاي امتياز دهنده ي ديگر اين كتاب پر ارج هستند. 

4- سنن ابي داود- اين كتاب حاصل كوششهاي فراوان و نتيجه ي سالها قلم فرسايي دقيق و محتاطانه ي امام ((سليمان بن اشعث سجستاني)) (275-202 هـ)، مشهور به ((ابوداود)) مي باشد. از ديدگاه فقه، ((سنن ابوداود)) كتابي بس معتبر و مرجع فقها و محققين است. اگر ((صحيح بخاري)) در صحت، دومين كتاب پس از كتاب الله است، اين كتاب در دقيق بودن، دقیقترین کتاب بعد از كتاب الله محسوبست. 

مولف حدود 16000 حديث را از بين 500000 احاديث انتخاب كرده  و در كتاب خويش جاي داده است. ناگفته نماند كه از ميان كتابهاي حديث، ((سنن ابوداود)) اولين كتابيست كه علماي بر آن شرح نوشته اند. 

 5- سنن نسايي- از امام بزرگوار – ((احمد بن شعيب بت علي)) (214-303 هـ) – است و چون از يكي از شهرهاي خراسان قديم به نام ((نسا)) بودند، او را ((نسايي)) مي گويند. 
((سنن نسايي)) به اعتبار صحيح بودن اسناد، بلافاصله پس از ((صحيحين)) قرار دارد. نظر امام ((نسايي)) در شناخت و ارزيابي اسناد، بسي ژرف تر از نظر ((ابوداود)) و ترمذي است. اصل كتاب موصوف، داراي حجمي به مراتب بزرگتر و احاديث بيشتري بوده كه بنام ((سنن كبري)) ناميده مي شد. كتابي كه هم اكنون به عنوان يك ماده ي درسي در حوزه ها بنام ((سنن نسايي)) تدريس مي شود، در واقع مختصري از اصل كتاب است كه مولف آن خود بنا به تقاضاي يكي از امراي آن زمان، آن را تلخيص كرده است. نام حقيقي اين كتاب مختصر، ((المجتبي من سنن النسايي)) يا ((سنن مجتبي)) مي باشد. 

6- سنن ابن ماجه- تاليف امام ((محمد بن يزيد بن ماجه)) (273-209 هـ) است و از نظر ترتيب، آخرين كتاب از كتب ششگانه محسوب مي گردد. ((سنن ابن ماجه)) نيز به نوبه ي خود در وسعت و جامعيت رتبه اي بلند دارد و مورد قبول عموم فقهاء و محدثين قرار گرفته است. 

با ترتيب و تدوين شش كتاب مذكور، فن حديث به نصف النهار خود رسيد. در مرحله ي چهارم و پنجم، محدثين فقط به كارهايي دست زدند كه جوانب اين كار را بيش از پيش سترگ تر و كاملتر مي ساخت. پس از آن براي خدمت به ((سنت))، بجز تحقيق در اسماي رجال و تخريج و تشريح احاديث، كاري ديگر باقي نماند. خلاصه و نتيجه ي بحث 

اگر بخواهيم خلاصه اي از كل مطالب اين فصل را در چند جمله، پيش نظر داشته باشيم، مي توان چنين نوشت: 
((مسلمين به محض صدور اجازه ي نوشتن حديث، اندكي در اين كار فروگذاري نكردند و با فعاليتهاي فردي و پراكنده، مقدمات ((تدوين حديث)) را فراهم آورده و در اواخر قرن اول، قدمهاي اوليه و اساسي را در اين راه برداشته و رفته رفته به آن نظم و رونقي خاص بخشيدند. آنچنانكه تا پايان قرن سوم، كار ((تدوين حديث)) به يمن كوششهاي بي دريغ و دقت نظر بي نظير مردان حديث، به ذروه ي شكوه و كمال رسيد و جمله ي سنن به شيوه هاي متنوع در مجموعه هاي متعددي گرد آوري شد. 

 مسلم است كه در قرن سوم هجري، كار ((تدوين حديث)) به اوج بالندگي و كمال خود رسيد، اما گفتن اينكه ((تدوين حديث)) تا قرن سوم به تعويق افتاده است، منصفانه نيست. ((منكرين سنت)) در اين مورد نيز مانند ساير ادعاهاي بي اساسشان، بي گدار به آب زده اند. و مانند هميشه از اين نوع انتقادهاي غرض آلود چيزي عايدشان نشده و نخواهد شد.با چند اصطلاح آشنا شويم (اقسام حديث) 

هر حديث به سبب ويژگيهاي مخصوصي كه دارد، در اصطلاح علماي حديث مسمي به اسميست كه به آن، در رده ي خويش جاي گرفته و از انواع احاديث ديگر ممتاز مي گردد. اين نامگذاري ممكن است به اعتبار كيفيت روايت، يا درجه بندي در صحت و سقم، يا به لحاظ مبدا حديث و . . . باشد. احاديثي را كه ذيلاً از آنها نام مي بريم، فقط چند نوع از انواع زياد حديث مي باشند. از ميان اينها، به اسامي برخي در مباحث كتاب برخورده ايم و برخي ديگر چون كاربرد بيشتري دارند يا قسمت بزرگي از كل احاديث را تشكيل مي دهند، انتخاب شده اند. 

- اقسام حديث به اعتبار مبدا صدور[1]:
1- مرفوع: آن است كه از نبي -صلی الله عليه وسلم- روايت شده است. قول باشد يا فعل يا تقرير. مساويست كه سند متصل باشد يا منقطع. 

2- موقوف: حديثي است كه در آن نقل قول يا حكايت فعل صحابي باشد؛ متصل باشد يا منقطع. 

3- مقطوع: حديثي است كه در آن نقل قول يا حكايت افعال تابعين باشد و موقوف بر آنهاست. 

- اقسام حديث به لحاظ كيفيت روايت: (در تقسيم كلي بر دو نوع است).
1- مسند: روايتي است كه سندش كامل بوده و مرفوعاً به نبي -صلی الله عليه وسلم- مي پيوندد. به سخني ديگر: حديثي است كه هيچ كدام از واسطه ها از سندش حذف نشده اند. 

 2- مرسل: آن است كه راوي پس از اينكه يك يا چند واسطه را از ميان بر مي دارد، آن را به پيامبر -صلی الله عليه وسلم- نسبت مي دهد. (اين قسمت خود به اعتبار تعداد واسطه هاي محذوف و مقاطع حذف، به انواع متعددي منشعب مي گردد).

- اقسام حديث ازنظر كامل يا ناقص بودن سند: 
1- حديث متصل: به حديثي مي گويند كه سندش متصل و كامل باشد. خواه مرفوع باشد و خواه موقوف و مانند آن. 

2- حديث منقطع: روايتي است كه از وسط سند آن يك راوي حذف شده است. ( از انواع ((مرسل)) مي باشد).

3- حديث معضل: به روايتي مي گويند كه از س