w:text:212.txt">سازماندهي لشکر قريش</a><a class="text" href="w:text:213.txt">حرکت لشکر مکّه و خبر يافتن پيامبر</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آماده باش دائمي مدينه</a><a class="text" href="w:text:215.txt">لشکر مکه پشت باروي مدينه</a><a class="text" href="w:text:216.txt">تشکيل شوراي عالي دفاع در مدينه</a><a class="text" href="w:text:217.txt">سازماندهي لشکر اسلام</a><a class="text" href="w:text:218.txt">سرپيچي عبدالله بن اُبّي و هوادارانش</a><a class="text" href="w:text:219.txt">رويارويي لشکر اسلام با دشمن</a><a class="text" href="w:text:220.txt">نقشهء دفاع</a><a class="text" href="w:text:221.txt">قهرمان پروري پيامبر</a><a class="text" href="w:text:222.txt">سازماندي لشکر مکه</a><a class="text" href="w:text:223.txt">مانورهاي سياسي قريش</a><a class="text" href="w:text:224.txt">کوشش هاي زنان قريش</a><a class="text" href="w:text:225.txt">نخستين شرارهء نبرد</a><a class="text" href="w:text:226.txt">از پاي درآمدن علمداران</a><a class="text" href="w:text:227.txt">پيکار در ديگر صحنه هاي کارزار</a><a class="text" href="w:text:228.txt">شهادت شير خدا حمزه بن عبدالمطلب</a><a class="text" href="w:text:229.txt">برتري رزمي مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:230.txt">از آغوش همسر به زير بال شمشيرها</a><a class="text" href="w:text:231.txt">سهم دستهء تيراندازان در کارزار</a><a class="text" href="w:text:232.txt">شکست مشرکان</a><a class="text" href="w:text:233.txt">اشتباه فاجعه آميز تيراندازان</a><a class="text" href="w:text:234.txt">حملة گازانبري خالد بن وليد</a><a class="text" href="w:text:235.txt">موضعگيري قهرمانانهء پيامبر</a><a class="text" href="w:text:236.txt">پراکندگي در صفوف مسلمين</a><a class="text" href="w:text:237.txt">اوج گيرودار جنگ پيرامون پيامبر</a><a class="text" href="w:text:238.txt">دشوارترين لحظات زندگي پيامبر</a><a class="text" href="w:text:239.txt">جمع شدن صحابه پيرامون پيامبر</a><a class="text" href="w:text:240.txt">حفاظت اعجازآميز پيامبر</a><a class="text" href="w:text:241.txt">قهرماني هاي بي نظير</a><a class="text" href="w:text:242.txt">شايعهء قتل پيامبر</a><a class="text" href="w:text:243.txt">حضور مجدد پيامبر در عرصهء فرماندهي</a><a class="text" href="w:text:244.txt">قتل اُبي بن خلف به دست پيامبر</a><a class="text" href="w:text:245.txt">طلحه دستيار پيامبر</a><a class="text" href="w:text:246.txt">آخرين حملهء مشرکين</a><a class="text" href="w:text:247.txt">مُثله کردن شهيدان</a><a class="text" href="w:text:248.txt">آمادگي رزمي مسلمانان تا پايان کار</a><a class="text" href="w:text:249.txt">پيامبر در شعب اُحُد</a><a class="text" href="w:text:250.txt">شماتت ابوسفيان</a><a class="text" href="w:text:251.txt">قرار جنگ بعدي در بدر</a><a class="text" href="w:text:252.txt">خبرگيري پيامبر از وضعيت مشرکان</a><a class="text" href="w:text:253.txt">رسيدگي به شُهدا و مجروحين</a><a class="text" href="w:text:254.txt">دعا وثناي پيامبر</a><a class="text" href="w:text:255.txt">در راه بازگشت به مدينه</a><a class="text" href="w:text:256.txt">ورود پيامبر به مدينه</a><a class="text" href="w:text:257.txt">شمار کشته شدگان طرفين</a><a class="text" href="w:text:258.txt">حالت آماده باش در مدينه</a><a class="text" href="w:text:259.txt">غزوهء حمراء الأسد</a><a class="text" href="w:text:260.txt">گزارش تحليلي قرآن کريم از جنگ احد</a><a class="text" href="w:text:261.txt">دستاوردهاي والاي جنگ احد</a></body></html>فصل پنجم

جنگ اُحُد
آماده باش قريش براي انتقام‌جويي
مکه، بر اثر شکست خانمان برانداز جنگ بدر، و کشته شدن سران و اشراف در گيرودار آن کارزار، در آتش خشم و کينه نسبت به مسلمانان مي‌سوخت. حسّ انتقام‌جويي و غيرت خون‌خواهي، خون قريشيان و مکيان را به جوش آورده بود! حتي، قريشيان نوحه‌سرايي و گريستن بر کشتگان بدر را ممنوع گردانيده بودند، و اين و آن را وامي‌داشتند تا از شتاب‌زدگي در آزادسازي اسيران جلوگيري به عمل آورند، به اين منظور که مسلمانان به ميزان مصيبت زدگي و شدت غم و غصه آنان پي نبرند.

به دنبال جنگ بدر، دودمان بزرگ قريش همه با هم يک سخن شده بودند که جنگي تمام عيار را بر عليه مسلمانان به راه اندازند، تا مگر شعلة خشمشان فروکش کند، و حرارت عطش آنان کاهش يابد؛ و سرانجام، عملاً براي ورود به چنين ميدان جنگي سرنوشت‌ساز آماده شدند.

عکرمه پسر ابوجهل، صفوان بن اميه، ابوسفيان بن حرب و عبدالله بن ابي‌ربيعه نسبت به ديگر زمامداران و سران قريش، شور و حرارت بيشتري براي آغاز اين جنگ از خود نشان مي‌دادند، و در اين راستا بيش از همه رجز مي‌خواندند.

نخستين کاري که قريشيان در اين راستا انجام دادند، اين بود که کاروان رهايي يافتة ابوسفيان را که موجب برپايي جنگ بدر گرديد، در اختيار گرفتند، و به تاجراني که اموالشان با آن کاروان بود، گفتند: اي جماعت قريش، محمد بر شما ستم کرد و نخبگان شما را از دم تيغ گذرانيد؛ شما با اين اموال ما را ياري دهيد تا با او بجنگيم؛ و تقاص خون عزيزانمان را از او بازپس گيريم! همه پذيرفتند. يکهزار باز شتر کالاي بازرگاني بود. همه را فروختند؛ مبلغي بالغ بر يکهزار دينار تدارک گرديد. در همين‌باره است که خداوند متعال اين آية شريفه را نازل فرمود:

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ﴾[1].

«اين کفر پيشگان اموالشان را انفاق مي‌کنند تا راه خدا را بر بندگانش ببندند؛ اينان اموالشان را انفاق مي‌کنند، و آنگاه جز حسرت برايشان بازدهي نخواهد داشت، و آنگاه مغلوب و مقهور خواهند گرديد!»

آنگاه، باب گردآوري کمکهاي داوطلبانه و صدقات را مفتوح گردانيدند، تا از احابيش و بني‌کنانه و اهل تهامه، هر کس که مايل است در نبرد با مسلمانان سهيم گردد، راه براي او باز باشد و راه‌ها و شيوه‌هاي مختلف تشويق و تبليغ را نيز به کار گرفتند. حتي، صفوان بن اميه ابوعزّة شاعر را- که درجنگ بدر اسير شده بود، و رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- بر او منت نهاده بودند و بدون فديه او را آزاد کرده بودند، و از او پيمان گرفته بودند که بر ضد ايشان اقدامي نکند- تحريک کرد تا به تشويق قبايل عرب بر ضد مسلمانان بپردازد، و به او وعده داد که اگر از اين جنگ زنده باز گردد، بي‌نيازش گرداند؛ و اگر از دنيا برود، دخترانش را سرپرستي کند. ابوعزّه نيز به تشويق و تحريک قبايل پرداخت، و با اشعار خويش کينه‌هاي دروني آنان را بيرون ريخت و شدت بخشيد و همچنين، شاعر ديگري را به نام- مُسافع بن‌ عبدمناف جمحي- به همين مأموريت گماردند.

ابوسفيان نيز، پس از آنکه از غزوة سويق دست خالي بازگشت، و نه تنها به مراد خويش نرسيد، مقدار زيادي از ذخيره‌هاي غذايي و تدارکاتي خود را در اين غزوه از دست داد، بيش از همه عليه مسلمانان فعاليت مي‌کرد.

به هر حال، اگر اين تعبير درست باشد، گل بود و به سبزه نيز آراسته شد! يا: علاوه بر تري، نم هم پيدا کرد! در همين سرية زيدبن حارثه، قريش آنچنان خسارت کمرشکني ديدند که ستون فقرات اقتصادشان را خرد کرد، و آنچنان غم و اندوهي را دامنگيرشان ساخت که حد و اندازه‌اش معلوم نبود؛ و به اين ترتيب، شتاب قريش در جهت آمادگي هرچه بيشتر براي درگير شدن در يک نبرد تعيين کننده بامسلمانان دو چندان گرديد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سوره انفال، آيه 36.سازماندهي لشک