اينان خويشاوندان همسر رسول خدايند! و به اين ترتيب، از هر زن ديگري براي قوم و قبيله‌اش پربرکت‌تر بود. جُوَيريه در ماه ربيع‌الاّول سال 56 ق- و به قولي 55 ق- در سن شصت و پنج سالگي از دنيا رفت.

* اُمّ حبيبه رَمله دختر ابوسفيان: وي نخست همسر عبدالله بن جحش بود و براي او حبيبه را به دنيا آورد و به همين جهت کنية اُمّ حبيبه را به او دادند. امّ‌حبيبه با همسرش به حبشه مهاجرت کرد. همسرش عبدالله در آنجا مرتدّ شد و آيين نصرانيت برگزيد و همانجا از دنيا رفت، اما او بر دين و هجرتش پايبند ماند، و هنگامي که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در ماه محرم سال هفتم هجرت عمروبن اُمية ضَمُري را با نامه‌اي از سوي خودشان بسوي نجاشي فرستادند، وي امّ حبيبه را از سوي پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- خواستگاري کرد و از جانب ايشان چهارصد دينار به عنوان مهرية او پرداخت، و او را همراه شُرَحبيل بن حَسنه نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- فرستاد، و آنحضرت پس از بازگشت از فتح خيبر با او زفاف کردند. امّ حبيبه در سال 42 ق- يا 33ق يا 50 ق- از دنيا رفت.

* صفيه دختر حَيي بن اَخطَب: پدرش رئيس قبيلة بني‌نضير و از نژاد بني‌اسرائيل بود. صفيه در ميان اسيران خيبر بود و رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- او را در سهم اختصاصي خودشان قرار دادند و اسلام را بر او عرضه کردند و او نيز اسلام آورد. پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- او را نخست آزاد کردند و سپس بعد از فتح خيبر در سال هفتم هجرت به عقد همسري خودشان درآوردند، و در ناحية سدّ صهباء، واقع در مسافت دوازده ميل تا خيبر، در راه بازگشت به مدينه با او زفاف کردند. صفيه در سال پنجاهم هجرت- و به قولي 52ق، و به قولي 36ق- از دنيا رفت و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد.

* ميمونة بنت حارث: وي خواهر امّ‌الفضل لُبابه دختر حارث بود. رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در ماه ذيقعدة سال هفتم هجرت- بنا به قول صحيح- در عُمره‌القضاء بعد از آنکه از احرام عمره درآمدند، وي را به عقد خودش درآوردند، و در ناحية سَرِف، واقع در مسافت نُه ميل تا مکه، با او زفاف کردند. ميمونه در سال 61ق- و به قولي 63ق، و به قولي 38ق- در همان ناحية سَرِف از دنيا رفت و همانجا به خاک سپرده شد، و تا امروز آرامگاه وي در آن منطقه شناخته شده است.

تا اينجا، يازده تن از همسران رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- را نام برديم که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- آنان را به عقد ازدواج خودشان درآوردند، و با آنان زفاف کردند. دو تن از ايشان، خديجه و زينب ام‌ّ‌المساکين، در زمان حيات آنحضرت از دنيا رفتند و هنگامي که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- رحلت فرمودند، نُه تن از ايشان در قيد حيات بودند. آن دو همسر ديگر که پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- با آندو زفاف نکردند، يکي از آندو از بني‌کلاب، و ديگري از کِنده بود که معروف به جونيه است؛ در اين زمينه اختلاف نظرهاي فراوان و روايات گوناگون است که نيازي به شرح و بسط آن نيست.

از ميان کنيزان نيز، مشهور آن است که نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- با دو تن از کنيزان خودشان هم‌بستر شده‌اند. يکي از آندو مارية قبطيه است که وي را مقوقس به ايشان هديه کرده بود، و فرزند پسرشان ابراهيم را براي ايشان آورد. البته، ابراهيم در کودکي، در زمان حيات پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم-، روز 28 يا 29 ماه شوال سال دهم هجرت- مطابق با 27 ژانوية سال 632 ميلادي- از دنيا رفت. دومي، ريحانة بنت زيدنضريه يا قُرَظيه است که از اسيران يهوديان بني‌قريظه بود، و حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- وي را در سهم اختصاصي خويش قرار دادند. بعضي نيز گفته‌اند که وي در عِداد همسران نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- بوده، و آنحضرت وي را ابتدا آزاد کرده‌اند و سپس او را به همسري خويش درآورده‌اند. ابن قيم قول اوّل را ترجيح داده است. علاوه بر اين دو، ابوعبيده نام دو کنيز ديگر را افزوده است: يک، جميله که پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- وي را از ميان اسيران انتخاب کردند، و ديگر، کنيزي که زينب بنت جحش به آنحضرت هبه کرده بود [2].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سوره احزاب، آيه 37.
[2]- زاد المعاد،‌ج 1، ص 29.فلسفهء تعدُّد زوجات پيامبر
هرکس زندگاني رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- را به دقت بررسي کند، نيک درمي‌يابد که ازدواج آنحضرت با اين زنان متعدد در اواخر عمر شريفشان، پس از آنکه حدود سي سال از بهترين دورانهاي عمر و نشاط جواني خود را تنها به يک همسر نسبتاً سالمند، ابتدا با خديجه و سپس با سوده، گذرانيده‌اند؛ درمي‌يابد که اين ازدواج‌ها بخاطر آن نبوده است که ناگهان دروجود خودشان اشتياق و شهوت بي‌حد و مرزي نسبت به زنان احساس کرده‌اند، و جز در پرتو همخوابگي با اين شمار فراوان از زنان نمي‌توانسته‌اند در برابر آن شکيبايي کنند!؟ بلکه قطعاً اهداف و آرمانهاي ديگري برتر و بزرگتر از آن غرض و منظوري که معمولاً با ازدواج برآورده مي‌گردد، در کار بوده است.

رويکرد حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- به وصلت با ابوبکر و عمر از طريق همسري با عايشه و حفصه؛ همچنين، درآوردن دخترشان فاطمه به همسري علي‌بن ابيطالب، و درآوردن دو دختر ديگرشان رقيه و سپس امّ‌کلثوم به همسري عثمان‌بن عفّان، آشکارا اشارت دارد به اينکه آنحضرت مي‌خواسته‌اند از طريق اين ازدواج‌ها با اين چهار مرد بزرگ که کوشش و فداکاري ايشان در بحران‌هاي متعددي که بر اسلام گذشته بود و خداوند چنان مقدر فرموده بود که اسلام از آن بحران‌ها بگذرد، براي آنحضرت به اثبات رسيده بود، روابطي محکم برقرار سازند.

يکي از آداب و رسوم قوم عرب اين بوده است که براي خويشاوندي سببي از طريق وصلت احترام خاصي قائل مي‌شده‌اند، و اين نوع ارتباط خويشاوندي از نظر آنان بابي از ابواب نزديکي در برقراري روابط ميان تيره‌ها و طايفه‌هاي گوناگون بوده است، و آنان ستيز و نبرد با خويشاوندان سببي را براي خودشان ننگ و عار تلقّي مي‌کرده‌‌اند. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- از طريق ازدواج با چند تن از امّهات مؤمنين، مي‌خواستند شدّت عداوت و دشمني قبايل عرب را با اسلام کاهش دهند، و از گزندگي کينه‌توزي‌هاي آنان بکاهند.

اُمّ‌سَلمه از طايفة بني مخزوم- طايفة ابوجهل و خالدبن وليد- بود؛ وقتيکه رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- وي را به همسري خويش درآوردند، از آن پس، خالدبن وليد آن موضعگيري شديد خود را در برابر مسلمانان مورد تجديدنظر قرار داد، و پس از مدتي نه چندان طولاني از سرِ طوع و رغبت اسلام آورد. همچنين، ابوسفيان پس از ازدواج آنحضرت با امّ‌حبيبه در هيچگونه نبردي با ايشان روياروي نگرديد. نيز، پس از ازدواج رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- با جويريه و صفيه هيچگونه تحرّکي را از سوي بني‌نضير و بني‌مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمي‌کنيم، از سوي ديگر، مشاهده مي‌کنيم که جويريه از جهت برکت‌آفريني براي قوم و قبيله‌اش يک زن نمونه شناخته مي