لله عليه وسلم-، آب را بر روي آنان بستند. يهوديان از قلعه بيرون آمدند و به کارزاري سخت پرداختند، که طي آن گروهي از مسلمانان کشته شدند، و حدود 10 تن از يهوديان نيز مجروح شدند، و رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- اين قلعه را نيز فتح کردند.

فتح قلعة اُبَي
پس از گشوده شدن قلعة زبير، يهوديان به قلعة اُبّي نقل مکان کردند و در آن بست نشستند، و مسلمانان حلقة محاصره را بر آنان تنگ کردند. دو مرد پهلوان از قوم يهود، يکي پس از ديگري مبارز طلبيدند، و دلاوران مسلمان آندو را به قتل رسانيدند. آن کسي که دومين جنگجوي يهودي را به قتل رسانيد، قهرمان مشهور اسلام ابودُجانه سِماک بن خَرَشة انصاري صاحب پيشاني‌بند قرمز بود. ابودجانه پس از کشتن وي شتابان بسوي قلعه تاخت، و به قلعه وارد شد، و لشکريان اسلام همراه او وارد قلعه شدند، و ساعتي درون قلعه کارزاري سخت روي داد، و يهوديان از اين قلعه نيز به بيرون خزيدند، و به قلعة نزار که واپسين قلعة ناحية نخستين شهرک خيبر بود نقل مکان کردند.

فتح قلعة نَزار
اين قلعه دست نايافتني‌ترين قلعة يهوديان در اين ناحيه بود، و يهود تقريبا يقين داشتند که مسلمانان نخواهند توانست به اين قلعه وارد شوند؛ حتي اگر آخرين جدّيت و کوشش خود را به کار بگيرند! به همين جهت در اين قلعه، علاوه بر مردان رزمنده کودکان و زنان را نيز سُکنا داده بودند، در صورتيکه چهار قلعة پيشين را بکلّي از زنان و کودکان تخليه کرده بودند.

مسلمانان اين قلعه را به شدت در محاصرة خويش گرفتند، و با خشونت و سرسختي يهوديان را تحت فشار قرار دادند، اما، از آنجا که قلعة نَزار برفراز کوهي مرتفع و دست‌نايافتني واقع شده بود، مسلمانان راهي براي ورود به آن نمي‌يافتند، يهوديان نيز جرأت آن را نداشتند که از قلعه بيرون آيند، و با نيروهاي رزمندة مسلمانان درگير شوند. در عين حال، سرسختانه، در برابر مسلمانان مقاومت مي‌کردند، و به تيراندازي و سنگ غلطانيدن بر سر مسلمانان دست مي‌زدند.

زماني که قلعة نَزار در برابر نيروهاي رزمندة مسلمانان سرسختي نشان داد و حلقة محاصره پس از مدتي شکسته شد. نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- دستور دادند دستگاه‌هاي منجنيق را سرپا کنند، و ظاهراً مسلمانان از اين منجنيق‌ها بر عليه يهوديان استفاده کرده‌‌اند، و سرانجام در ديوارهاي قلعه شکاف ايجاد کرده‌اند و وارد شده‌اند. درون قلعه کارزار سختي درگرفت، و يهوديان با شکستي مفتضحانه از برابر سپاهيان اسلام گريختند. علت اين شکست آن بود که يهوديان آنچنان که از قلعه‌هاي ديگر بي‌سروصدا بدون درگيري بيرون مي‌خزيدند، از اين قلعه نمي‌توانستند بيرون بروند. سرانجام، از قلعه گريختند، و زنان و فرزندانشان را از چنگ مسلمانان وانهادند.

با فتح اين دژ برافراشته، فتح ناحية نخستين شهرک خيبر تماميت يافت که عبارت بود از نطاه و شَقّ؛ در اين ناحيه قلعه‌هاي کوچک ديگر نيز وجود داشت؛ امّا يهوديان به محض آنکه مسلمين اين قلعة دوردست را فتح کردند، آن قلعه‌هاي کوچک را تخليه کردند، و به ناحية دوم شهرک خيبر گريختند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- صحيح البخاري، «باب غزوة حيبر»، ج 2، ص 605-606.
[2]- صحيح مسلم، «باب غزوه خيبر» ج 2، ص 122؛ «باب غزوة ذي قرد و غيرها»، ج 2، ص 115؛ صحيح ا لبخاري، «باب غزوة خيبر» ج 2، ص 603.
[3]- در منابع، اختلاف فراواني مشاهده مي‌شود بر سر اينکه چه کسي قاتل مرحب خيبري بوده است؛ همچنين، بر سر اينکه چه روزي وي به قتل رسيده و قلعه‌اي که وي در آن سکونت داشته فتح شده است، حتي در مضامين روايات صحيحين نيز برخي از اين اختلافات موجود است. روند گزارش متن کتاب را ما از روايت صحيح بخاري گرفته‌ايم که در نظر ما رُجحان داشته ا ست.
[4]- سيرةابن‌هشام، ج 2، ص 332؛ با تلخيص.فتح ناحيهء دوم شهرک خيبر
پيامبر بزرگ اسلام، همينکه از فتح کامل ناحية نطاه و شقّ اطمينان حاصل کردند، بسوي ناحية ديگر خيبر رفتند که قلعة قَموص، قلعة بني‌ابي‌الحُقيق از بني‌نضير، حصن وَطيح و سُلالم در آن ناحيه قرار داشت، روي آوردند. از سوي ديگر، همة فرارياني که از نطاه و شق بيرون گريخته بودند به ساکنان اين ناحيه پيوستند، و يهوديان بر شدت مقاومت خود افزودند.

صاحبان مغازي پيرامون اينکه آيا در اين سه قلعه کارزاري ميان مسلمانان و يهوديان روي داده است يا نه، اختلاف‌نظر دارند. از گزارش ابن اسحاق چنين برمي‌آيد که مسلمانان براي فتح قلعة قموص ناگزير از کارزار شده‌اند. حتي، از نحوة گزارش وي مي‌توان برداشت کرد که اين قلعه سرانجام تنها با جنگ فتح شده است، بدون آنکه گفتگويي بر سر تسليم و مانند آن پيش آيد[1]. اما، واقدي با صراحت تمام تأکيد دارد بر اينکه قلعه‌هاي سه‌گانة اين ناحيه به دنبال گفتگوي يهوديان با سپاه اسلام تسليم شده‌اند. چنين نيز مي‌تواند بوده باشد که گفتگو براي تسليم قلعة قموص به دنبال درگيري و کارزار صورت پذيرفته باشد، و دو قلعة ديگر بدون جنگ و کارزار به دست مسلمانان افتاده باشند.

به هر حال، وقتي رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- به اين ناحيه روي آوردند، حلقة محاصره را بر ساکنان آن تنگ کردند، و محاصره مدت چهارده روز ادامه پيدا کرد. يهوديان از درون قلعه‌هايشان بيرون نمي‌آمدند، تا آنکه رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- بنا را بر آن نهادند که منجنيق‌ها را به کار اندازند و تير و سنگ بر سر آنان ببارانند. از اين رو، به قطع دريافتند که هلاکتشان حتمي است، و از رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- تقاضاي صلح کردند.

مذاکرات صلح
ابن ابي‌الحُقَيق نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- فرستاد و پيغام داد که فرود آييد تا با شما سخن بگويم! پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: نَعَم! و فرود آمدند، و با او مصالحه کردند، مبني بر اينکه خون جنگجويان متحصّن شده در قلعه‌ها مصون و محفوظ باشد، و مسلمانان زنان و کودکان يهوديان را در اختيار ايشان بگذارند، و يهوديان به اتفاق زنان و فرزندانشان از خيبر بيرون بروند، و همة دارايي‌ها و زمين‌هاي زراعتي خود را در اختيار رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- قرار دهند، و زرد و سفيد- طلا و نقره- و اسبان و اسلحه هرچه دارند بگذارند و بروند، به استثناي لباسهايي که بر تن پوشيده باشند [2]. آنگاه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:

(وبرئت منکم ذمة الله وذمة رسوله إن کتمتوني شيئاً).

«اگر چيزي را از من پنهان کرده باشيد، خدا و رسول در برابر شما هيچ تعهدي نخواهند داشت!»

يهوديان نيز اين مطلب را ضمن معاهدة صلح پذيرفتند [3]. به دنبال اين قرارداد صلح، کار تسليم قلعه‌هاي خيبر به پايان رسيد، و به اين ترتيب، فتح خيبر بطور کامل توسط مسلمانان انجام پذيرفت.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سيرة ابن‌هشام، ج 2، ص 331، 336-337.
[2]- در گزارش ابوداود تصريح شده است بر اينکه پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- با يهوديان صلح کردند مبني بر اينکه مسلمانان به يهود