بي است که براي هميشه پشت ابر نمي ماند اگر افرادي از نويسندگان سني و شيعه اين روايات را بر ضد حضرت علی و معاويه –رضي الله عنهما– نقل کرده اند خداوند سبحان افرادي حقيقت طلب را نيز به ميدان آورده تا حقيقت را براي حقيقت جويان آشکار نمايند.چرا معاويه گفت ما او را نکشته ايم؟

اين نکتة مهمي است که چرا معاويه و همچنين عمرو بن عاص با قاطعيّت گفتند ما عمّار را نکشته ايم؟! بلکه افراد ديگري او را کشته اند و جسدش را اينجا منتقل کرده اند. معاويه با تعجب تمام گفت: أنحن قتلناه؟ آيا ما او را کشته ايم؟! اين نوع استفهام را در اصطلاح، استفهام انکاري مي گويند، يعني به هيچ وجه ما او را نکشته ايم حالا اين مهم است که چرا با اين قاطعيّت قتل عمّار -رضی الله عنه- را از سوي سپاه خويش انکار کرد:
1. تمام افراد لشکر معاويه حديث مشهور در مورد شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- را شنيده بود ند و به همين خاطر کسي در فکر کشتن او نبود تا مصداق حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قرار نگيرند که فرموده : "تقتلک الفئة الباغية".
2 . معاويه يکي از فرماندهان کار آزموده و با تجربه اي بود که در ميدان های نبرد زيادی حضور يافته بود . به محض ديدن حضرت عمار -رضی الله عنه- فهميد که اين جسد در اين محل ضربه نخورده است و تشخيص اين امر برای يک فرمانده نظامی قوی چون معاويه کار دشواری نبوده است . 

از مذاکره و گفتگوی ( عمروبن عاص ) و ( هنی ) مولای حضرت عمر-رضی الله عنه- نيز همين مسائل برداشت می شوند:
1- اينکه حديث "تقتلک الفئة الباغية" به گوش لشکريان شام رسيده بود .
2- بنابر همين همراهان معاويه و لشکريانش می خواستند از کشتن حضرت عمار-رضی الله عنه- پرهيز نمايند. عمروبن عاص می گويد: (اگر ما او را بکشيم بنابر اين حديث باغی هستيم) يعنی آنها خود را کاملاً حق می دانستند و اقدام به قتل حضرت عمار را بغاوت تصور می کردند و اصلاً حاضر نبودند که مصداق چنين نسبتی قرارگيرند ، لذا سوگند خورده و عزم خود را جزم کرده بودند که به هيچ وجه آسيبي به عمار -رضی الله عنه- نرسانند .
3 - عمر و بن عاص مطمئن بود و يقين داشت که سپاه ايشان قطعاً حضرت عمار -رضی الله عنه- را نمي کشند و به همين خاطر در لحظه مشاهده جسد او، بسيار مات و مبهوت شد .
4 - وقتي جسد را مشاهده کرد، پس از فکر و تدبر (و بررسي کردن محل حادثه و نشانه هاي آن) به کُنه و حقيقت حادثه پي برد و اطمينان حاصل کرد که اين حرکت شوم ، از اقدامات منافقان مخفي در سپاه حضرت علي -رضی الله عنه- است که پس از ترور عمار -رضی الله عنه- به خاطر متهم کردن سپاه معاويه جسدش را به اينجا منتقل کرده اند[1]  تشخيص اين امر نيز برای عمروبن عاص که به زيرکی وچالاکی شهره خاص و عام بود کار دشواری نبود . 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] پرده برداری ص 47 و 48.گروه باغی همان خوارج اند

پس از اين تفاصيل به اين نتيجه رسيديم که اين گروه باغی که رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قبلاً در مورد آنان خبر داده بود همان خوارج هستند که بعد از جريان (حمکيت) بر ضد حضرت علی -رضی الله عنه- شمشير کشيدند و نهايتاً نيز در يک نقشه شوم حضرت علی -رضی الله عنه- را به قتل رساندند. 

(علامه عينی) در (عمده القاری شرح صحيح بخاری) از (ابن بطال) نقل می کند که ايشان در مورد گروه باغی فرموده اند: (إنّما يصح هذا فی الخوارج الذين بعث إليهم علی -رضی الله عنه- عماراً يدعوهم إلی الجماعة)[1]  به راستی که مصداق اين حديث (الفئه الباغيه) خوارج می باشد؛ همان کسانی که حضرت علی -رضی الله عنه- حضرت عمار را نزد آنان فرستاد تا برای پيوستن به حماعت مسلمانان آنان را دعوت دهد. 

پس رأی بسياری از بزرگواران و محققان اين است که (فئه باغيه) که در حديث (تقتلک الفئة الباغية) به آن اشاره شده همان گروه منافقان هستند که بعداً به خوارج شهرت يافتند چرا که دلايل زيادی در کتاب های سيره و تاريخ وجود دارد که حضرت علی -رضی الله عنه- حضرت عمّار -رضی الله عنه- را برای تبليغ و ارشاد به ميان آنان فرستاد حال اين قضيه را با اصل حديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم-  در روز ساختن مسجد النبی ،مقايسه کنيد آنجا پيامبر -صلی الله عليه وسلم- فرمود کسانی عمّار را خواهند کشت که عمّار آنان او را به سوی جهنم دعوت می دهند اما آنان را به سوی بهشت دعوی می دهد اما آنان نمی پذيرند و بالاخره همين ها عمار را می کشند پس با دلايل قطعی ثابت می شود که گروه باغی همان گروه خوارج هستند که قبل از اينکه خوارج را تشکيل دهند مجری تفکرات و برنامه های ابن سباء بودند . 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] عمده القاری شرح صحيح بخاری ج 2 ص 393خيانت در نقل اين صفحه تاريخ

مطلب ديگری که بايد به آن اشاره نمائيم اين که شايد برای بعضی ها اين سؤال پيش بيايد که چرا قضيه قتل حضرت عمار -رضی الله عنه- به اين شکل بود که گذشت و سپاه معاويه در آن هيچ دخالتی نداشته اند پس اين مطلب چرا در کتاب های تاريخ و حتی در کتب اهل سنت نيز وجود دارد؟ بايد بگوييم اين نيز يکی از ترفند های خود آن منافقان و دشمنان حضرت علی-رضی الله عنه- می باشد که پس از اجرای اين نقشه شوم و نسبت دادن آن به معاويه و يارانش آن را در صفحاتی ثبت و ضبط کرده وبه خورد آيندگان دادند بعضی از مورخان نيز بدون تحقيق و بررسی اين مطلب را از يکی ديگر نقل کرده و بدين ترتيب به عنوان اصل تاريخی در کتاب های تاريخی ثبت شده است .پس اين قضيه فقط به شيعه ربط ندارد بلکه بسياری از نويسندگان اهل سنت نيز از همين رويه تبعيت کرده و معاويه و سپاهيانش را مسؤول قتل حضرت عمار-رضی الله عنه- دانسته اند و با اين شکل خود به خود بطلان و ستمکار بودن وی را ثابت کرده اند در حالی که اصل ماجرا اين طور نبوده و اين يک اشتباه تاريخی به حساب می آيد .مفهوم صحيح حديث نبوي

اگر اندکي در حديث رسول الله-صلی الله عليه وسلم- عمّار -رضی الله عنه- تأمل کنيم، به دو نتيجه مي رسيم:
1 - بيان کيفيت رحلت و مرگ حضرت عمّار و مطلع ساختن ايشان که مرگ او به صورت طبيعي نخواهد بود، بلکه به خلعت شهادت سرافراز گرديده است و به درجة رفيع آن نائل خواهد شد .
2 - قاتل عمّار يک فرقة باغيّه خواهد بود. 

پس از حديث تقتلک الفئه الباغيه اين استنباط که کشته شدن حضرت عمّار -رضی الله عنه- نشاني وعلامت باغي بودن گروه قاتل است، استنباطی بی مورد و قطعاً غلط می باشد. 

مفهوم صحيح اين حديث صرفاً می تواند يکی از دو مطلب زير باشد:
1 - اينکه يک فرقه باغيه که از اول باغی بوده و باغی بودنش معروف و برای همگان معلوم خواهد شد، حضرت عمار را به قتل می رسانند.
2 - مفهوم صحيح حديث اين است که گروهی که او را خواهند کشت به ظاهر فرمانبردار و مطيع دستگاه حکومت خواهند بود، اما فی الواقع به طور پنهانی و درپرده، مخالف و منکر حکومت هستند، که پس از شهيد شدن حضرت عمار بغاوتشان آشکار و ظاهر خواهد شد[1].

با توجه به اين مفهوم، شهادت وی علامت ظهور بغاوت گروهی قرار خواهد گرفت. از اين حديث مبارک سه پيش گويی استنبا