به پیامبری و به هر آنچه گفته فایده‌ای به محمد نمی‌رساند و گواهی علی حجتی بر مردم نخواهد بود. دلیل معتبری هم برای استدلال کننده نمی‌شود و کسی بوسیله آن قانع نخواهد شد. چون احتمالاً خواهند گفت: علی خود از کجا به رسالت و نبوت محمد ص پی برده؟ آیا جز از خود محمد ص آن را گرفته است؟ و در نهایت شهادت علی برای محمد ص به مثابه شهادت خود محمد ص برای خودش خواهد بود. 
از همین جهت ممکن است بگویند: این که پسر عمویش است‌ و اولین کسی که به او ایمان آورده است، در نتیجه احتمالاً از وی طرفداری و جانبداری می‌کند (پس شهادتش اعتباری ندارد).
می‌بینیم که این جاهل خواسته فضیلتی برای علی بیابد اما در واقع با این ادعا هم به شأن و منزلت علی و پیامبر ص متعرض گردیده و هم ادله و حجت‌های اسلام را زیر سؤال برده است، اصلاً چنین چیزی را جز زندیقان و جاهلان بی‌خبر از همه چیز نمی‌گویند. 
وإن كنت لا تدري فتلك مصيبة
		وإن كنت تدري فالمصيبة أعظم

اگر از قضایا اطلاع‌ نداری‌ که ‌این‌خود مصیبتی است. واگر خبر داری که مصیبت‌بزرگ‌تر است
پنجم: خداوند سبحانه و تعالی به شهادت طلبیدن اهل کتاب را در چند آیه ذکر نموده است، همچون این فرموده: ﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَکَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ﴾. (الأحقاف: 10).
«بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه شاهدى از بنى اسرائيل (مانند عبدالله بن سلام) بر آن شهادت دهد».
مگر علی از قوم بنی اسرائیل است؟!رافضی می‌گوید: «برهان سی و دوم: فرموده حق تعالی است: ﴿يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ﴾. (التحريم: 8). «(اين كار) در روزي خواهد بود كه خداوند پيامبر و كساني را كه با او ايمان آوردند خوار نمي‌كند».
ابونعیم در روایتی مرفوع از ابن عباس گفته است: اولین کسی که از لباس‌ها و زینت‌آلات بهشتی می‌پوشد ابراهیم ؛ است به خاطر دوستی‌اش با خداوند، محمد ص هم به خاطر اینکه برگزیده خداوند است. سپس علی در بین این دو به بهشت می‌رود. ابن عباس سپس خواند: (َوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ﴾.  و گفت: مراد علی و یارانش است، و این نشان می‌دهد که او بهتر از دیگران است، پس او امام بر حق است. 
جواب این گفته‌ها بر چند وجه است: یکی: صحت این روایت باید اثبات شود به خصوص در چنین موردی که هیچ اصل و اساسی ندارد. 
دوم: این حدیث به اتفاق حدیث‌شناسان دروغین و جعلی است. 
سوم: این ادعا به طور قطع باطل است؛ چون اقتضایش آن است که علی برتر از ابراهیم و محمد باشد چون او در وسط قرار گرفته و آن دو در دو طرفش قرار گرفته‌اند. در حالی که بهترین خلایق ابراهیم ؛ و محمد ص هستند. به طوری که هر کس علی را بر این دو برتری دهد از یهود و نصاری کافرتر است. 
چهارم: در صحیحین از پیامبر ص حدیث ثابتی آمده که ایشان فرمودند: «نخستین کسی که روز قیامت به آن لباس می‌پوشانند ابراهیم است»(1).
ولی در آن ذکری از محمد ص و علی(رض) نیامده است. 
البته مقدم داشتن ابراهیم برای لباس پوشاندن مطلقاً به معنای برتری او بر محمد نیست. 
پنجم: فرموده حق تعالی: ﴿يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾. (التحريم: 8). «(اين كار) در روزي خواهد بود كه خداوند پيامبر و كساني را كه با او ايمان آوردند خوار نمي‌كند، اين در حالي است كه نور حقيقي آنها از پيشاپيش و از سوي راستتان در حركت است، و مي‌گويند: پروردگارا! نور ما را كامل كن، و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايي».
و این فرموده حق تعالى: ﴿يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾. (الحديد: 12). «(اين پاداش بزرگ) در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مى‏نگرى كه نورشان پيش‏رو و در سمت راستشان و به اندازه اعمال خود بر پل صراط حركت مى‏كند (و به آنها مى‏گويند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است; جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است!».
و آیاتی از این قبيل كه نصی عام درباره مومنانی است که با پیامبر ص هم مسلک‌اند، هم سیاق عبارات بر عمومیت آن دلالت دارد، و هم احادیث و روایات مرتبط با آن.
---------------------------------------------------------
1) نگا: بخاری (4/139،168) و جاهایی دیگر، و مسلم (4/2194-2195).1- حافظ ابن دقیق العید متوفای(702هـ)که از معاصرین شیخ الاسلام بوده بعد از اینکه از کارنامه‌های شایان شیخ الاسلام در قاهره آگاه می‌شود، می‌فرمايد: گمان نمی‌کردم که خداوند عالم و فاضلی مثل تو را خلق نماید. و می‌فرمايد: آنگاه که با ابن تیمیه نشستم دیدم که همۀ علوم در جلو روی اوست، هر چه از آن را بخواهد بر می‌دارد، و هرچه را که بخواهد می‌گذارد.
2- آنگاه که شیخ الاسلام به مصر سفر نمود تا حاکمان اسلام را در آن دیار بر ضد مغولها به جهاد تشویق نماید علامه ابن حیان الأندلسی نیز در آن جمع حضور داشت و پس از ملاقات با شیخ الاسلام فرمود: چشمهای من هرگز شخصیتی چون ابن تیمیه را ندیده است، و اشعاری در مدح او نیز سروده است. 
3- امام العلامه قاضی القضات بهاء الدین محمد بن عبدالبر السبکی الشّافعی می‌فرمايد: قسم بخدا با ابن تیمیه دشمنی نمی‌كند مگر جاهل و یا صاحب بدعت.
4- شیخ المحدثین حافظ جمال الدین یوسف بن عبدالرحمن المزی الشافعی می‌فرمايد: من هرگز کسی را مثل ابن تیمیه ندیده‌ام، و نه هم او مثل خویش را دیده است، و هیچ کس را ندیدم که به کتاب خدا و سنت رسول الله از ابن تیمیه عالم‌تر باشد، و یا بیشتر عمل نماید.
5- حافظ ذهبی می‌فرمايد: شیخ ما و شیخ الاسلام در علم و معرفت، شجاعت و شهامت یگانه‌ی روزگار است، و من کمتر از آنم که در بارۀ سیرت او چیزی بنویسم. و اگر بین رکن یمانی و مقام ابراهیم سوگند یاد کنم که هیچ کس را مانند او ندیدم و نه هم او مانند خویش را دیده است، قسم‌گیر نخواهم شد.
6- علامه علی بن سطان محمد القاری الهروی می‌فرمايد: اگر شخصی به کتابهای ابن تیمیه مراجعه نماید در خواهد یافت که شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگرد رشید او حافظ ابن قیم از بزرگان اهل سنت و جماعت و از اولیای این امت می‌باشند.
جواب دندان شکن: 
در مبحث تألیفات شیخ الاسلام ابن تیمیه از کتاب منهاج السنة النّبويةفي نقض كلام الشيعة القدرية که به نام منهاج السنه معروف است نام بردیم. و بدون شك این کتاب از مهمترین تألیفات شیخ الاسلام ابن تیمیه بلکه یکی از مهمترین و بهترین تالیفات علمی امّت اسلامی در 