، ثعلبی هم همین را روایت کرده است، و از آنجا که آیه در شأن کس دیگری نیامده، علی بهتر و برتر بوده و امام بر حق است. پاسخ او بر چند وجه است: اول: لزوم اثبات درستی روایت چون روایت ابو نعیم و ثعلبی دلیل بر درستی نیست. 
دوم: این حدیث دروغ است و ثابت نشده است. 
سوم: آیه لفظ عام دارد و هر چه را که در شبانه روز و آشکار و نهان انفاق شود در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر هر کس به آن عمل کند مصداق آن می‌شود خواه علی باشد خواه هر کس دیگری، و ممکن نیست که مراد آیه فقط یک فرد معین باشد. 
چهارم: آنچه در حدیث آمده با معنای آیه متناقض است: آیه بر انفاق کردن در دو وقتی دلالت دارد که هیچ وقتی خارج از آن دو نیست، و دو حالتی را قصد کرده که همه کارها حتماً در یکی از آنها انجام می‌شوند. هر فعلی حتماً باید در زمانی انجام گیرد. زمان هم یا شب است یا روز. خود فعل هم یا پنهانی است و یا آشکارا، پس انفاق کردن همیشه از او زمان و دو حالت مذکور خارج نیست (و لذا آیه انفاق همه را شامل می‌شود).
پنجم: ما اگر هم فرض كنيم که علی آن کار را کرده و آیه درباره او نازل شده است، آیا فراتر از این است که او چهار درهم را در چهار حالت انفاق کرده است؟! و این کاری است که تا روز قیامت جایز و میسر است، و انفاق‌گران مبالغی چون آن و چندین برابر آن بسیار زیاد و بی‌شمارند. و اصولاً هر کس که در او خیری باشد، به ناچار ان شاء الله گاهی در شب و گاهی در روز، گاهی پنهانی و گاه آشکارا حتماً چیزی انفاق می‌کند. پس این کار از خصائص آنان نیست، و بر فضیلت امامت هم دلالت نمی‌کند. رافضی می‌گوید: «برهان بیست و هشتم: یک روایت احمد بن حنبل از ابن عباس است که گفت: هیچ آیه‌ای از قرآن با آغاز ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ﴾. نیست که علی رأس و أمیر و سرور و سید مصادیق آن آیه نباشد. و اگر چه خداوند گاهی اصحاب محمد را در قرآن عتاب و سرزنش فرموده اما از علی جز ذکر خیر نیامده است، و این نشان می‌دهد که او بهتر و شایسته‌تر است و لذا امام اوست. 
جواب به چند صورت است: یکی مطالبه صحت روایت که در مسند ذکر نشده، و صرف روایت آن در کتاب «فضائل» هم – در صورت وجود – دلالت بر راست بودن آن نمی‌کند. 
بنابراین می‌شود نتیجه گرفت که از اضافات قطیعی بر کتاب «فضائل» است(1)  چون نه در مسند امام احمد آمده و نه در اصل کتاب «فضائل» او ذکر شده است. 
دوم: این حدیث دروغی است که بر ابن عباس بسته شده است، آنچه افراد متعدد از ابن عباس روایت کرده‌اند این است که وی ابوبکر و عمر را بر علی برتری می‌داد، و ایراداتی بر علی و برخی کارهای او گرفته است. حتی وقتی که علی زندیقانی را که در او ادعای الوهیت کرده بودند سوزاند، ابن عباس گفته بود: اگر من بودم آنان را نمی‌سوزاندم چون پیامبر ص نهی فرموده که به عذاب او مجرمان را عذاب دهند، اگر من بودم به جای او گردن‌هایشان را می‌زدم بخاطر این فرموده پیامبر که: «هر کس دینش را عوض کرد او را بکشید». به روایت بخاری(2)  و دیگران، و چون این سخن به گوش علی رسید گفت: رحمت بر مادر ابن عباس! 
سوم: این کلام موجب مدح علی نیست چون خداوند در بسیارى از مكانها مردم را در مقابل نکوهش با چنین عبارتی خطاب می‌دهد مانند فرموده‌ی: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ(2) کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ(3)﴾. (الصف: 2-3). «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! چرا سخني مي‌گوئيد كه عمل نمي‌كنيد. نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخني بگوئيد كه عمل نمي‌كنيد».
در اینجا اگر علی رأس آیه باشد، در واقع باید مرتکب عملی شده باشد که مایه خشم و نکوهش الهی بوده است. 
چهارم: علی هم از کسانی است که مشمول خطاب آیه شده‌اند، هر چند که او خود سبب نزول آیه نشده باشد، ولی بدون تردید لفظ آیه، هم او، و هم سایرین را مورد خطاب قرار داده است. در لفظ آیه هم نشانی بر جدا کردن مؤمنانی خاص از دسته‌ای دیگر وجود ندارد. 
پنجم: توصیف یکی از یاران پیامبر ص به اینکه او رأس و امیر و سید و سرور آیات قرآن است، سخنی دور از حقیقت است، چون اگر مراد این باشد که او اولین کسی است که مورد خطاب آیات قرار می‌گیرد. که این چنین نیست؛ و اصولاً لفظ خطاب همه مخاطبین را به طور مساوی و همزمان مورد خطاب قرار می‌دهد، و اینگونه نیست که ابتدا برخی از مخاطبان و بعد دیگران را خطاب قرار دهد. 
نهایت چیزی که می‌تواند ادعا کند این است که ابن عباس علی را برتری می‌داده است، این فرض با اینکه کذب است و برخلاف شناخت مسلمانان از ابن عباس، اگر – فرضاً – درست باشد – با وجود مخالفت اکثریت اصحاب – حجت نيست. 
ششم: این سخن مؤلف که: خداوند اصحاب محمد را در قرآن مورد عتاب قرار داده ولی از علی جز ذکر خیر نگفته، دروغی آشکار است. نمی‌دانيم که خداوند در قرآن ابوبکر را هم عتاب و ملامت کرده باشد، حتی نمی‌دانيم که وی رسول خدا ص را اذیت یا آزرده کرده باشد. به طوری که از ایشان روایت است که در یکی از خطبه‌هایشان فرمود: «ای مردم! قدر ابوبکر را بشناسید. چرا که او هیچ گاه مرا آزرده نكرده است».
-----------------------------------------------------
1) نگا: فضائل الصحابة (2/654). 
2) نگا: بخاری (9/15). رافضی می‌گوید: برهان بیست و نهم: فرمود حق تعالی است: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾. (الأحزاب: 56).
«خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم (فرمان او) باشيد».
در صحیح بخاری از کعب بن عجره روایت شده که گفت: از رسول خدا ص پرسیدیم، ای رسول خدا سلام دادن را خدا به ما آموخته است، درود فرستادن بر شما اهل بیت چگونه است؟ فرمودند: (بگویید: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد)(1)  در صحیح مسلم نیز آمده: گفتیم ای رسول خدا! سلام فرستادن به تو را می‌دانیم، درود فرستادن بر شما چگونه است؟ فرمود: (بگویید: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد، كما صليت على إبراهيم وآل إبراهيم(2) ). و شکی نیست که علی بهترین و برترین اهل بیت محمد است، پس او به امامت سزاوارتر از همه است. 
در پاسخ باید گفت: بدون تردید حدیث مذکور حدیثی صحیح و متفق علیه است و علی از آل محمد و مشمول آیه: «اللهم صل على محمد وعلى آل محمد»، اما این خصوصیت شخص وی تنها نیست: بلکه همه بنی هاشم داخل در مصادیق آل محمد در آیه هستند، یعنی اشخاصی مانند عباس و فرزندانش، حارث بن عبدالمطلب و فرزندانش، دختران پیامبر ص و رقیه و کلثوم دو همسر عثمان، و دخترشان فاطمه نیز همسران آن حضرت ص چنانکه در صحیحین از قول پیامبر ص آمده است: «اللهم صل على محمد وعلى أزواجه وذريته»(3)  
سایر اهل بیتش هم به علاوه برادرهای علی، جعفر و عقیل، تا روز قیامت داخل در اهل بیت او هستند. 
و روشن است که مشمول سلام و درود بودن هر یک از اینها به معنای آن نیست که هر یک از آنان از افرادی 