ها گفت هیچ اطلاعی از مکان او ندارد، و در آنجا از سوی کسی بیمی بر علی نمی‌رفت، همگان تنها در مورد جان پیامبر ص و صدیق او (ابوبکر) نگران و بیمناک بودند. اگر آنان غرضی به علی داشتند حتماً وقتی او را در بستر پیامبر یافتند تعرضی به او می‌کردند. اما چون تعرضی به جان او نکردند، نشان دادند که وی مورد هدفشان نبوده است، پس از جان گذشتگی‌ای در اینجا صورت نگرفته است. 
آن کسی که بدون تردید جانش را برای پیامبر در طبق اخلاص گذاشت و با جان خود قصد دفاع از وی را داشت و همه آسیب‌ها و آزارها را برای خود می‌خواست، ابوبکر بود که چون به یاد جویندگان پشت سر می‌افتادند در پشت حضرت قرار می‌گرفت، و چون بیم از دیده شدن بود جلوی ایشان سپر می‌شد و برای خبر گرفتن از حضرت دور می‌شد و هر گاه نگرانی از جانبی پیش می‌آمد دوست می‌داشت که آن نگرانی و خطر متوجه او باشد نه متوجه پیامبر ص. افراد متعددی از میان صحابه جان خود را در میدان‌های جنگ و کارزار فدای پیامبر کردند. برخی از آنان در جلو دیدگان حضرتش کشته شده‌اند، و بعضی دستشان را از دست داده‌اند همچون طلحه بن عبیدالله، و این بر همه مؤمنین واجب بود. پس اگر فرض کنیم که کار علی از جان گذشتگی هم بوده، مطمئناً این از فضیلت‌های مشترک برای او و تعداد دیگری از اصحاب است، اما اگر واقعاً هیچ بیم و خطری متوجه شخص علی نشده باشد چه؟ 
علاوه بر این پیامبر ص فرمود: (این ردای سبزم را در خود بپیچ و در آن بخواب، که امر ناپسندی از آنان به تو نخواهد رسید). و با این سخن به او وعده داد و او صادق است که بدی و آزاری به وی نخواهد رسید، علی این دلگرمی و اطمینان را به وعده رسول خدا پیدا کرده بود. و خیالش آسوده بود. 
چهارم: در این حدیث دلائل کاملاً آشکاری بر کذب بودنش وجود دارد، مثلا ًدر مورد ملائکه چنین اباطیلی گفته نمی‌شود که در خور شأنشان نیست. هیچ یک از آن دو گرسنه نبوده تا آن دیگری غذایش را برای او ایثار کند، هیچ بیمی هم بر جان يكى از آن دو نبوده تا آن دیگری جان خود را به خاطرش به خطر اندازد، پس چگونه خدا به آن دو می‌گوید: کدام یک از شما زندگی رفیقش را بر زندگی خود ترجیح می‌دهد؟ مواخات و برادری بین ملائکه هم اصل و اساسی ندارد، جبرئیل وظیفه‌ای دارد که تنها به او اختصاص دارد و میکائیل هم کار و وظیفه مختص به خودش را دارد که ربطی به جبرئیل ندارد. و در آثار و اخبار آمده است و مثلاً حمل وحی و نصرت کار جبرئیل، و بردن رزق و باران وظیفه میکائیل است. 
وجه پنجم: پیامبر ص نه با علی، و نه با هیچ کس دیگر پیوند برادری نبست، و هر چه در این خصوص روایت شده کذب و دروغ است. 
آن حدیث اخوتی هم در این باره روایت شده – با وجود ضعف و بی‌اساس بودنش – طبق روایت ترمذی تنها بیان‌گر مواخات او با علی در مدینه است، اما اینکه ایشان در مکه با علی پیمان اخوت بسته باشند علی التقدیرین بی‌پایه و اساس است. 
علاوه بر اینها دانستیم که کار علی به اتفاق علمای نقل و حدیث از جان گذشتگی و ایثار نبوده است. 
وجه ششم: نزول جبرئیل و میکائیل برای حفظ یک تن از مردم از بزرگترین منکرات است؛ اصولاً خداوند هر که را بخواهد بدون چنین کاری حفظ می‌کند. نزول این دو فرشته تنها در روز جنگ بدر برای پیکار و موارد بسیار مهم دیگری روایت شده است، و اگر قرار بود برای محافظت از یکی از افراد امت این دو نزول کنند مطمئناً برای حفظ پیامبر ص و همراه صدیقش پایین می‌آمدند چرا که دشمنان از هر سو در تعقیبشان بودند، و دیه هر یک از آن دو را در جهت دستگیری و قتلشان هزینه کرده بودند و نسبت به آن دو سیاه‌ترین کینه‌ها و شدیدترین خشونت‌ها را اعمال می‌کردند. 
هفتم: این آیه در سوره بقره است که در مدنی بودن آن اختلافی نیست، آیه در مدینه و بعد از هجرت پیامبر ص به این شهر نازل شده است، نه در زمان هجرت ایشان، همچنین گفته شده که آیه مذکور وقتی نازل شد که صهیب هجرت کرد و دارایی خود را در ازای آزادی‌اش به مشرکانی که سد راه وی شده بودند پرداخت کرد سپس به مدینه آمد. آنگاه پیامبر ص در مورد کار او گفت: «ای ابو یحیی معامله‌ی پر سودی کردی». این قصه در تفاسیر مشهور است و افراد چندی آن را روایت کرده‌اند. 
هشتم: در مورد این گفته او که: «این فضیلتی است که تنها نصیب علی شده و بر افضلیت او دلالت می‌کند، پس او امام است».
باید گفت: تردید نیست فضیلتی که ابوبکر در ماجرای هجرت حاصل کرد به گواهی کتاب و سنت و اجماع نصیب هیچ یک از اصحاب دیگر نشده است. به طوری که این فضلیت نه برای عمر و عثمان و علی و سایر صحابه، بلکه تنها برای او به ثبت رسیده است، پس او باید امام می‌گردید. 
فرموده خداوند دلیل کامل و درستی است که دروغ در آن نیست می‌فرماید: ﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ کَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا﴾. (التوبه: 40).
«اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد; (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت;) آن هنگام كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند، در حالى كه دومين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت); در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست».
همانند چنین افتخار و فضیلتی قطعاً برای هیچ کس غیر از ابوبکر حاصل نگردیده است. بر خلاف سپر بلا کردن جان که اگر درست هم باشد باید گفت تنها یک نفر از یاران پیامبر ص با جان خویش را سپر ایشان نکرده است، اصولاً این کار بر هر مؤمنی واجب است و تنها از فضیلت‌های مختص و ویژه اصحاب بزرگ پیامبر ص نمی‌باشد.
-----------------------------------------------
1) نگا: بخاری (5/58-60).رافضی می‌گوید: (برهان نهم: فرموده خداوند است که: ﴿فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِينَ﴾. (آل عمران: 61).
«هرگاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
همه نقل کرده‌اند که لفظ «پسرانمان» اشاره به حسن و حسین دارد، و «زنان» اشاره به فاطمه، و «خویشانمان» اشاره به علی دارد. و این آیه دلیلی بر ثبوت امامت برای علی است؛ چون حق تعالی او را «نفس» رسول خدا ص قرار داده است و از آنجا که اتحادشان محال است، تنها می‌ماند که مراد خداوند متعال مساوی بودنشان در امر ولایت باشد، همچنین پیامبرش را به دعوت آن فرد نیز امر می‌فرمود؛ چون به این کار نیاز بود، و اگر آنان (سه خلیفه پیش از 