ستدلال رافضی مبنی بر اینکه علی (رض) امام امت است زیرا او بهترین شخص این امت بود</a><a class="text" href="w:text:155.txt">فصل (102)  پاسخ به شبهات رافضی در مورد دلالت آیه (انما ولیکم الله ورسوله..)بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:156.txt">فصل (103)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیت ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ ﴾ مبنی بر امامت علی(رض) </a><a class="text" href="w:text:157.txt">فصل (104)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ ﴾ مبنی بر امامت علی(رض) </a><a class="text" href="w:text:158.txt">فصل (105)  بطلان استدلال رافضی به آیۀ ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى﴾ در مورد علي (رض) </a><a class="text" href="w:text:159.txt">فصل (106)  بطلان استدلال رافضی به آیۀ تطهیر در مورد امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:160.txt">فصل (107)  بطلان ادعای رافضی در دلالت آیۀ ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ ﴾. بر امامت علي (رض) </a><a class="text" href="w:text:161.txt">فصل (108)  ابطال دعوای رافضی مبنی بر اینکه منظور از آیۀ ﴿الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى). علی(رض) است </a><a class="text" href="w:text:162.txt">فصل (109)  بطلان ادعای رافضی مبنی بر اینکه آیۀ ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ﴾.  دلالت بر امامت علی (رض) دارد. </a><a class="text" href="w:text:163.txt">فصل (110)  بطلان ادعای رافضی مبنی بر اینکه آیۀ مباهله دلیل بر امامت علی  (رض)دارد</a></body></html>رافضی می‌گوید: «پنجم: واجب است که امام از پیروانش برتر باشد، و علی چنانکه خواهد آمد، برترین اهل زمانش است، لذا به علت قبح مقدّم ساختن خوب بر خوب‌تر از نظر عقل و نقل، او امام است. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ﴾. (يونس: 35).
«آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏كنيد».
پاسخ او چند وجه دارد: یکی آنکه: به فرض دوم این سخن صحیح نیست، ما نمی‌پذیریم که علی بهترین اهل زمان خویش است، بلکه بهترین این امت بعد از پیغمبرش ابتدا ابوبکر و سپس عمر است و این حکم از زبان علی و افراد دیگر هم روایت شده است. که توضیح آن در جواب ما به این مسأله خواهد آمد. 
دوم: درست است که عموم اهل سنت و غیر آنان می‌گویند: در صورت امکان واجب است که فرد برتر امام شود، ولی این رافضی دلیلی برای اثبات این مقدمه نیاورده است، و بسیاری از علما در خصوص آن با وی مخالفت کرده‌اند. آیه ذکر شده هم برهانی برای آن مقدمه محسوب نمی‌شود. چون آنچه در آیه ذکر شده این است که: آن کس که راه راست را نشان می‌دهد، و آن کس که راه راست را نشان نمی‌دهد مگر آن که خود هدایت شود، و اینکه برتری داده شده قاعدتاً هدایت نمی‌شود مگر اینکه برتر، وی را هدایت نماید، اما گاهی فرد بدون آن که از هادی برتر یا بهترش چیزی بیاموزد به هدایت زیادی نائل می‌شود، و گاهی فرد از کسی که از او برتر است عالم‌تر می‌شود، هر چند آن شخص برتر مرده باشد، و این فرد عالم‌تر از او که زنده است از آن فرد برتر چیزی نیاموخته باشد. 
علاوه بر این: آن کس که راه راست (راه حق) را نشان می‌دهد مطلقاً خداوند متعال است، و آن کسی که هدایت نمی‌شود مگر آن که هدایت شود صفت هر یک از مخلوقات است که هدایت نمی‌شوند مگر آن که خداوند متعال هدایتشان فرماید، مقصود از عبارت آیه همین است و مراد آن که پرستش خداوند سزاوارتر از پرستش آفریده‌های اوست. چنانکه در سیاق آیه آمده است: ﴿قُلْ هَلْ مِن شُرَکَآئِکُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ﴾. (يونس: 35).
«بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، به سوى حق هدايت مى‏كند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدايت مى‏كند! آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏كنيد».
خداوند این آیات را با این فرموده‌اش آغاز نموده که: ﴿قُلْ مَن يَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ﴾. (يونس: 31).
«بگو: «چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مى‏دهد؟ يا چه كسى مالك (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد».
تا به آنجا می‌رسد که: ﴿قُلْ هَلْ مِن شُرَکَآئِکُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ﴾. (يونس: 35).
همچنین باید اشاره نمود که: بسیاری از علما معتقد هستند که: ولایت فرد بهتر یا برتر در صورتی واجب است که در ولایت افراد پایین‌تر از او مصلحت بیشتری یافته نشود، و ولایت آن فرد برتر مفسده‌ای به دنبال نداشته باشد. 
اصولاً این مسائل را کسانی مطرح می‌کنند که علی را از ابوبکر و عمر برتر می‌دانند مانند زیدیه و معتزله یا کسانی که در این امر متوقف هستند همچون یکی از فرقه‌های معتزله. 
اما اهل سنت نیازی به رد این پیش فرض ندارند، چون ابوبکر صدیق نزد آنان بهترین امت است. منظور ما این است که روشن کنیم رافضه هر چند هم که سخن حقی بگویند اما قادر نیستند که دلیل صحیحی برای اثبات آن بیاورند، چون آنان بسیاری از راه‌های علم را بر خود بسته‌اند، به طوری که از بیان حقیقت عاجز گشته‌اند. تا آنجا که نمی‌توانند ایمان علی را به خوارج و امامت او را به مروانیه و دشمنان او ثابت کنند. چون این رافضه همان استدلال آنان را علیه خودشان اطلاق می‌کنند و از شدت جهل‌ و دنباله‌روی کورکورانه از امیال شخصی‌شان متوجه نیستند که چه تناقض و فسادی در سخنان باطلشان جاری است.رافضی می‌گوید: «روش دوم: استناد به ادله برگرفته از قرآن است و برهان‌های دال بر امامت علی در کتاب ارجمند خداوند فراوان است: 
برهان نخست: فرموده خداوند است که: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ﴾. (المائده: 55).
«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند (مراد از ركوع‌: خشوع‌ و خضوع‌ براي‌ خدا است‌. يعني: نماز را در حالي‌كه‌ خاشع‌ و خاضع‌اند برپا مي‌دارند و زكات‌ را در حالي‌ كه‌ بر فقرا تكبر نورزيده‌ و برآنان ‌برتري‌ نمي‌جويند، مي‌پردازند پس‌ ايشان‌ پيوسته‌ فروتن‌اند)».
علما اجماع دارند که این آیه درباره علی نازل شده است. ثعلبی در استناد به روایتی از زبان ابوذر می‌گوید: (از رسول خدا ص شنیدم که فرمود: علی راهبر نیکان و قاتل کفار است. یاری‌کننده او پیروز و منصور، و پشت‌کننده به او