رود فرستادن بر ائمه دوازده گانه امر نکرد: نه در نماز و نه در غیر نماز، و هیچ یک از مسلمانان در هنگام حیات رسول الله ص چنین کاری انجام نداده‌اند، و چنین چیزی نه با سند صحیح و نه ضعیف از رسول الله ص روایت نشده است. و در هنگام حیات رسول الله ص بر کسی واجب نبوده که یکی از این دوازده نفر را امام خود بداند، چه برسد به اینکه بر او واجب باشد در نماز بر آنها درود بفرستد. 
بدیهی است و به اجماع نیز ثابت است که نماز مسلمانان در عهد رسول اکرم ص صحیح بوده است. حال هر کس درود بر این ائمه دوازده گانه را در نماز واجب بداند و نماز را به خاطر ترک این درود باطل بداند، دین محمد ص را تغییر داده است، همچنانکه یهودیان و مسیحیان دین پیغمبرانشان را تغییر دادند. 
اگر گفته شود: مراد وجوب درود فرستادن بر خاندان پیغمبر ص است و این ائمه دوازده گانه نیز از زمره آنان هستند. 
باید گفت: خاندان پیغمبر ص شامل بنی هاشم و همسران ایشان می‌شود و بنابر یکی از دو دیدگاه مشهور در این باره بنو عبدالمطلب نیز خاندان رسول الله ص شمرده می‌شوند و اکثریت این خاندان توسط روافض مورد مذمت قرار می‌گیرند: روافض فرزندان عباس و مخصوصاً خلفای عباسی را مورد نکوهش قرار می‌دهند، در حالی که آنها نیز از خاندان رسول الله ص می‌باشند. و روافض هر کس را که ولایت ابوبکر و عمر را بپذیرد، نکوهش می‌کنند، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق بنی هاشم ولایت ابوبکر و عمر را پذیرفته‌اند و از افرادی که نسب صحیحشان به بنی هاشم می‌رسد جز تعداد اندکی، همه ولایت آن دو را پذیرفته‌اند، و اهل علم و دین این خاندان همگی ولایت ابوبکر(رض) و عمر(رض) را پذیرفته‌اند. 
عجیب‌تر اینکه روافضی که مدعی تعظیم و حفظ حرمت خاندان نبوت ص هستند، به هنگام حمله مغولان کافر به بغداد – مرکز خلافت – یاوران آنها بودند و آن زمانی بود که کفار از مسلمانان بنی هاشم و غیر بنی هاشم را آنقدر کشتند که تعدادشان را جز خدا نداند، و یک میلیون و هشتصد و هفتاد هزار و اندی را در اطراف بغداد به قتل رساندند، خلیفه عباسیان را کشتند و زنان بنی هاشم و کودکانشان را غصب نمودند. 
این کار روافض بدون شک از بغض و خشم آنها نسبت به خاندان نبوت خبر می‌دهد. روافض در این جنایت بزرگ همکاران کفار بودند و همان‌هایی بودند که در غصب زنان و فرزندان بنی هاشم تلاش نمودند. روافض هیچ عیبی از دیگران را گوشزد نمی‌کنند، مگر اینکه خودشان مرتکب بزرگتر از آن شده‌اند.مولف رافضی می‌گوید: «ششم: امامیه وقتی فضایل و کمالات امیر المؤمنین را دیدند که موافق و مخالف نقل می‌کند و از حد احصاء خارج است و دیدند که جمهور در مورد سایر صحابه جز علی مطاعن زیادی نقل می‌کنند و در مورد علی هیچ طعنی روایت نمی‌کنند، از قول او پیروی کرده و او را امام خود قرار دادند، چرا که موافق و مخالف او را مبرا می‌دانند و غیر علی را بدان سبب ترک کردند که حتی معتقدان به امامتشان نیز مطاعنی در مورد آنها روایت کرده‌اند که باعث مخدوش کردن امامتشان می‌شود. ما در اینجا اندکی از دریای فضایل و کمالات علی را ذکر می‌کنیم که در کتب مورد اعتماد خودشان – اهل سنت – روایت شده است، تا در روز قیامت حجتی علیه آنها باشد: 
از جمله ابو الحسن اندلسی در کتاب «الجمع بین الصحاح السته» که جامع موطای مالک، صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود، صحیح ترمذی و صحیح نسایی است، از ام سلمه – همسر پیغمبر ص روایت کرده که آیه: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا﴾. (الأحزاب: 33).
«خداوند قطعاً می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت (پیغمبر) دور کند و شما را کاملاً پاک سازد».
ام سلمه می‌گوید: این آیه در منزل من بر پیغمبر ص نازل شده است، در حالی که من در نزد در نشسته بودم، گفتم: ای رسول خدا! آیا من از اهل بیت نیستم؟ فرمود: (تو بر خیر هستی، تو همسر پیغمبر ص هستی. ام سلمه می‌گوید: علی، فاطمه حسن و حسین آنجا بودند، پیغمبر ص آنها را با عبای خود پوشانید و فرمود: خداوندا! اینان اهل بیت من هستند، پس پلیدی را از آنها دور و آنها را پاک گردان).
در جواب مولف باید گفت: فضایل ثابت شده در احادیث صحیح در مورد ابوبکر و عمر بیشتر و بزرگتر از فضایلی است که در مورد علی روایت شده است، و احادیثی هم که مولف رافضی در اینجا ذکر کرده و آنها را از دیدگاه جمهور صحیح شمرده و گفته که آنها در اقوال و کتب مورد اعتمادشان آنها را ذکر کرده‌اند. آشکارترین دروغ و افتراء را بر جمهور علماء بسته است، زیرا اکثر احادیثی که ذکر کرده به اتفاق علماء دروغ و یا ضعیف هستند و احادیثی هم که صحیح‌اند دلالتی بر امامت علی و یا حتی برتری او نسبت به ابوبکر و عمر ندارند و حق متضمن خصایص او نیستند و بلکه فضایلی را بیان می‌کنند که غیر علی(رض) نیز با او در آن فضایل شریکند برخلاف فضایل ابوبکر و عمر که بسیاری از آن مختص آن دو است، مخصوصاً در مورد ابوبکر فضایلی روایت شده که عموم آنها مخصوص او بوده و کسی در آنها با او شریک نیست. 
در مورد مطاعنی هم که مولف رافضی ذکر کرد، باید گفت: هیچ طعنی بر خلفای ثلاثه وارد نیست، مگر اینکه در مورد علی مثل همان و یا بزرگتر از آن وارد است. 
به این ترتیب روشن شد آنچه مولف ذکر کرد از بزرگترین مطالب باطل است و ما بطلان آن را با تفصیل بیان می‌کنیم: 
مولف می‌گوید: «امامیه علی را امام خود قرار دادند، چون مخالف و موافق او را منزه می‌نمایند، و دیگران را ترک کردند، زیرا معتقدان به امامتشان نیز مطاعنی در مورد آنها روایت می‌کنند که امامتشان را مخدوش می‌سازد».
در جواب باید گفت: این کلام دروغی آشکار است، زیرا مخالفان علی را منزه ننموده‌اند و بلکه کسانی که بر علی طعن وارد می‌سازند، فرقه‌ها و گروه‌های متعددی بوده و برتر از آنهایی هستند که طعنی بر ابوبکر، عمر و عثمان وارد می‌کنند. کسانی که طعنی بر علی وارد می‌دادند از آنهایی که در مورد او غلو می‌کنند، برتر هستند. خوارج بر کفر علی اتفاق نظر دارند، و در نزد همه مسلمانان خوارج از غلات شیعه بهترند که ادعای الوهیت علی و یا نبوت او را می‌کنند، و بلکه خوارج و صحابه و تابعینی که با علی جنگیدند در نزد جمهور مسلمانان از روافض اثنی عشری که معتقد به امامت و عصمت او هستند، بهترند. 
جز روافض هیچ کس دیگری از امت طعنی بر ابوبکر، عمر و عثمان وارد نمی‌سازد، و خوارجی که علی را تکفیر می‌کنند، ابوبکر و عمر را دوست دارد، و بر آنها «رضوان الله» می‌فرستند، و مروانیه که علی را ظالم می‌دانند و می‌گویند: علی خلیفه نبوده است، ابوبکر و عمر را دوست دارند، در حالی که خویشاوندان آنها نیستند. با این وجود، چگونه می‌توان گفت بر خلاف خلفای ثلاثه، موافق و مخالف علی را مبرا می‌دانند؟ بدیهی است که آنهایی که این خلفای سه گانه را منزه می‌نمایند بزرگتر، بیشتر و برترند، و طعن زنندگان به علی – حتی آنهایی که او را به کفر