صدقه براى آنان حرام است)».
و عبارت «المودة في ذوبي القربى». نیز اشتباه بود، و باید گفته شود: «المودة لذوي القربى». با این وجود چگونه «القربی» در آیه مورد نظر به خویشاوندان تفسیر می‌شود: ﴿قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾. (الشورى: 23).
«بگو: در برابر آن از شما پاداش و مزدي نمي‌خواهم مگر آن كه به خاطر خويشاوندي‌ام مرا دوست داشته بايد (يعني‌: بلكه‌ آنچه‌ از شما مي‌طلبم، مودت‌ و دوستي‌ در قرابت‌ و نزديكي‌ نسبي‌اي‌ است‌ كه‌ ميان‌ من‌ و شما وجود دارد، پس‌ فقط صله‌ و پيوندي‌ را كه‌ ميان‌ من ‌و شما وجود دارد، در نظر آوريد و همان‌ را رعايت‌ كنيد و اگر فقط اين‌ را در نظرداشته‌ باشيد، بر من‌ عجولانه‌ نمي‌تازيد و ميان‌ من‌ و مردم‌ را خالي‌ كرده‌ و اجازه‌ مي‌دهيد كه‌ اين‌ دعوت‌ را به‌ آنان‌ برسانم‌)».
و به این ترتیب ثابت می‌شود که رسول اکرم ص هیچ اجری در قبال دعوت نمی‌خواهد و تنها خدا پاداش او را می‌دهد. مسلمانان باید اهل بیت را دوست بدارند ولی نه به خاطر این دلیلی که مؤلف رافضی ذکر کرد، بلکه به دلایل دیگری که وجود دارد. دوست داشتن اهل بیت پاداش پیغمبر ص محسوب نمی‌شود. و همچنین این آیه مکی است و علی (رض) در زمان نزول آیه هنوز با فاطمه ازدواج نکرده بود و هنوز فرزندی نداشت.
در مورد آیه ابتهال و یا مباهله نیز حدیث صحیحی آمده که وقتی این آیه نازل شد، پیغمبر ص دست علی، فاطمه، حسن و حسین را گرفت و برای مباهله با خود برد(2) . علت اختصاص مباهله به این چند نفر توسط پیامبر این بود که: این افراد بیش از بقیه با پیغمبر ص قرابت داشتند، زیرا پیغمبر ص پسر نداشت وگرنه حتماً او را با خود می‌برد. پیغمبر ص در مورد حسن می‌گفت: «این فرزند من و سید است»، بنابراین برای انتخاب فرزندان و زنان مسلمان، این گروه در اولویت بودند تا برای مباهله برده شوند، چون هیچ یک از دختران پیغمبر ص جز فاطمه زنده نبودند، زیرا این مباهله زمانی بود که گروهی از مسیحیان نجران به مدینه آمده بودند و این واقعه بعد از فتح مکه و بلکه در سال نهم هجری روی داده است. 
این آیه مثل حدیث کساء نشان دهنده ارتباط وثیق و محکم این افراد با رسول اکرم ص می‌باشد ولی به هیچ وجه اقتضای این را ندارد که یکی از این افراد از سایر مؤمنان برتر و یا عالم‌تر باشد، زیرا برتری در اسلام تنها به ایمان و تقوی است و نه به قرابت نسب.
همچنانکه خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ﴾. (الحجرات: 13). «گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».
و ابوبکر صدیق(رض) به گواهی قرآن و حدیث متقی‌ترین شخص امت بوده است و به تواتر از پیغمبر ص روایت شده که فرمودند: «لو كنت متخذاً من أهل الأرض خليلاً لاتخذت أبابكر خليلاً»(3) . یعنی: چنانچه از اهل زمین دوستی برای خود ‌بر می‌گزیدم، آن دوست ابوبکر(رض) بود.
این حدیث در جای خودش با بسط آمده است.
آنچه مؤلف در مورد علی(رض) بیان کرده که در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خواند. نشان دهنده جهالت مؤلف به فضیلت و واقعیت است، زیرا: 
این عمل فضیلت نیست، چراکه در حدیث صحیحی از پیغمبر ص روایت شده که ايشان شبانه بیش از سیزده رکعت نماز نمی‌خواند(4) . و باز در حدیث صحیحی از پیغمبر ص روایت شده که فرمودند: «أفضل القيام قيام داود، كان ينام نصف الليل ويقوم ثلثه وينام سدسه(5) ». یعنی: بهترین قیام و شب زنده‌داری، شب زنده‌داری داود ؛ می‌باشد: ایشان نصف شب را می‌خوابید، سپس یک سوم شب را بیدار بود، و بعد از آن یک ششم دیگر می‌خوابید.
به علاوه ادعای مؤلف که می‌گوید: علی بن ابی‌طالب بعد از رسول اکرم ص برترین مخلوقات است، ادعای صِرف بوده و جمهور مسلمانان متقدم و متأخر با آن مخالف‌اند. و اینکه می‌گوید: خداوند علی(رض) را نفس رسول اکرم ص به حساب آورده و فرموده: ﴿وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ﴾. (آل عمران: 61).
و محمد ص او را برادر خودش شمرده است.
باید به مؤلف گفت: حدیث مواخات و گرفتن برادر، باطل و موضوع است و پیغمبر ص هیچ کسی را به برادری نگرفت و حتی پیمان مواخات و برادری بین مهاجرین با یکدیگر و یا بین انصار با یکدیگر را نیز برقرار نکرد و تنها پیمان مواخات بین مهاجران و انصار بود، همچنانکه سعد بن ربیع با عبدالرحمن بن عوف و سلمان فارسی با ابوالدرداء پیمان اخوت بستند. و این مطلب در حدیث صحیح نقل شده است.
و در رد ادعای مؤلف درباره: ﴿وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ﴾. (آل عمران: 61).
باید گفت: این تعبیر مثل آیه زیر است که می‌فرماید: ﴿لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا ﴾. (النور: 12). «چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود گمان خير نبردند».
این آیه ناظر به داستان افک و افتراء بستن به عایشه ك نازل شد. و بنا به تعبیر آن هر یک از مؤمنان از جنس زنان و مردان مؤمن شمرده شده است.
ازدواج علی با فاطمه را البته می‌توان فضیلتی برای علی (رض) شمرده، همچنانکه ازدواج عثمان (رض) با دو دختر پیغمبر ص نیز فضیلتی برای عثمان شمرده می‌شود و به همین دلیل عثمان را «ذوالنورین» نامیده‌اند. و به همین ترتیب ازدواج پیغمبر ص با دختر ابوبکر و دختر عمر برای آن دو فضیلت شمرده می‌شود. بنابراین خلفای چهارگانه همگی از طریق ازدواج با پیغمبر ص نسبت داشته‌اند.
اینکه مؤلف می‌گوید: «معجزات بسیاری از او دیده شده است».
گویا مرادش از معجزات، کرامات اولیاء می‌باشد و این اصطلاح برای بسیاری از مردم بکار برده شده است. مثلاً گفته می‌شود علی از بسیاری از کسانی که کرامات داشته‌اند، برتر بوده است. و از عوام اهل سنت که ابوبکر و عمر را بر علی ترجیح می‌دهند، کراماتی به صورت متواتر نقل شده است، پس چگونه کرامات برای علی(رض) به ثبوت نرسیده است؟ ولی البته باید گفت: صرف اثبات کرامات برای شخصی دلالتی بر فضیلت آن شخص نسبت به سایرین ندارد.
و اینکه می‌گوید: «کار به جایی کشید که عده‌ای در مورد علی ادعای ربوبیت کردند و علی آنها را کشت». این کلام نشان می‌دهد که مؤلف در غایت جهل و نادانی است زیرا: 
اولاً: معجزات پیغمبر ص به مراتب بزرگتر از کرامات علی بوده است، با این وجود هیچ یک از صحابه در مورد او ادعای الوهیت نکرده‌اند.
ثانیاً: معجزات ابراهیم ؛ موسی ؛ خیلی بزرگتر بوده‌اند، ولی هیچ کس ادعای الوهیت آنها را نکرده است.
ثالثاً: معجزات پیغمبر ما ص و معجزات موسی از معجزات عیسی بزرگتر بوده است، ولی در مورد این دو ادعای الوهیت نشده و در مورد عیسی ادعای الوهیت شده است.
رابعاً: ادعای الوهیت عیسی بزرگتر از چنین ادعایی در مورد محمد و ابراهیم و موسی ؛ مطرح شده است، ولی این ادعا نه نشان می‌دهد که او از بقیه برتر است و نه نشان می‌دهد که معجزاتش حیرت‌انگیزتر است.
خامساً: ادعای الوهیت این دو – عیسی و علی – ادعای باطلی است که ادعای باطل 