ز باب مصلحت و لطف می‌باشد. بدیهی است این امام غایب باعث تحقق هیچ مصلحت و لطفی نیست و فرقی نمی‌کند که این امام همچنانکه جمهور می‌گویند: مرده باشد، و یا چنانکه روافض امامیه گمان می‌کنند، زنده باشد. و همچنین پدران و اجداد او نیز باعث تحقق هیچ یک از مصالح و الطافی نشدند که نتیجه وجود یک امام معصوم قدرتمند می‌باشد، همچنانکه پیغمبر ص بعد از هجرت، در مدینه امام مؤمنان بود و اطاعتش بر آنان واجب بود و سعادت آنها در گرو همین اطاعت بود و بعد از ایشان برای کسی از صاحبان قدرت – جز علی در زمان خلافتش – ادعای عصمت نشده است.
بسی واضح است لطف و مصلحتی که مؤمنان در دوران خلافت سه خلیفه نخست از آن بهره‌مند بودند، بزرگتر از لطف و مصلحتی بود که در عهد خلافت علی محقق شده بود، زیرا مصادف بود با جنگ و فتنه و چند دستگی. بنابراین از آنجا که به جز علی، هیچ یک از ائمه معصوم مورد امامیه از طریق بیعت افراد صاحب قدرت و شوکت به حکومت نرسیده‌اند و به علاوه مصلحت و لطفی که در زمان علی متوجه دین و دنیای مؤمنان بود کمتر از لطف و مصلحت محقق شده در زمان سه خلیفه نخست بود، پس بطلان قطعی ادعای آنها مبنی بر تحقق لطف و مصلحت به خاطر وجود ائمه معصوم، روشن و آشکار می‌گردد.
ادعای امامیه از جنس ادعای هدایت و ایمان محقق شده توسط مردان غایبی است که بعضی ادعا کرده‌اند در کوه لبنان و کوههای دیگری مثل کوه قاسیون در دمشق، و غار الدم، و کوه فتح در مصر، و کوهها و غارهایی از این قبیل وجود دارند. این مواضع، جاهایی هستند که جنیان در آنجا سکونت دارند، و شیاطینی وجود دارند که گاهی خود را برای بعضی از مردم نمایان می‌سازند، و اکثر اوقات از دیده‌ها پنهان می‌شوند. و به این ترتیب بعضی از گمراهان و جاهلان تصور نموده‌اند که اینها بشر هستند در حالی که آنها جنی هستند.
همچنانکه خداوند می‌فرماید: ﴿وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا﴾. (الجن: 6).
«مرداني از بشر به مرداني از جن پناه مي‌بردند، و آنها سبب افزايش گمراهي و طغيانشان مي‌شدند».
و گروههای گمراهی به این جنیان و مشایخی که آنها را به تصرف خود درآورده‌اند، ایمان می‌آورند. با این وجود مشایخ گمراهی که این مردان غایب را به کنترل خود درمی‌آورند باعث فسادی به بزرگی فساد کسانی نمی‌شوند که ادعای امام معصومی را دارند، بلکه فساد و شر حاصل از این مذهب بیشتر است. چرا که اینان ادعای دعوت به سوی امام معصوم را می‌کنند، در حالی که هیچ امام صاحب قدرت و شوکتی وجود ندارد که اینها را یاری کند مگر کافران، فاسقان، منافقان و جاهلان، و رؤوس اصلی‌شان از این اقسام خارج نیست.
و اسماعیلیه از آنها بدترند: اسماعیلیه مردم را به سوی امام معصوم دعوت می‌کنند ولی غایت دعوتشان به سوی افراد ملحد، منافق و فاسق می‌باشد و بعضی از آنها در باطن از یهودیان و مسیحیان بدترند.
بنابراین مدعیان دعوت به معصوم، در واقع به جای دعوت به سوی امام معصوم، مردم را به سوی حکومت کفر و ظلم فرا می‌خوانند، و این امر مشهور بوده و هر کس از اوضاع و احوالشان مطلع باشد، به آن پی می‌برد.
خداوند می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً﴾. (النساء: 59).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر(حكام و فرماندارن مسلمان) را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است».
خداوند در این آیه به مؤمنان دستور داده که به هنگام تنازع به خدا و پیغمبرش مراجعه کنند. در حالی که اگر غیر از پیغمبر ص، امامی معصوم در بین مردم وجود می‌داشت، خداوند دستور می‌داد که به آن شخص مراجعه شود، به این ترتیب قرآن بر عدم وجود معصومی غیر از پیغمبر ص دلالت دارد.
---------------------------------------------------
1) بخاری، 1/12 و مواضع دیگر،  مسلم، 1/102.مؤلف می‌افزاید: «جمهور مسلمانان ائمه را در عدد معینی محصور نمی‌دانند».
این کلام صحیح است و حقیقت همین است، زیرا خداوند فرموده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکُمْ ﴾. (النساء: 59).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر(حكام و فرماندارن مسلمان) خود».
خداوند در این آیه ائمه را در عدد معینی محصور نکرده است.
و همچنین پیغمبر ص نیز در احادیث مستفیضی که از او روایت شده تعداد «اولی‌الامر» را در عدد معینی محصور ننموده است، در صحیحین به روایت ابوذر آمده که می‌گوید: «إن خليلي أوصاني أن أسمع وأطيع وإن كان عبداً حبشياً مجدّع الأطراف»(1) . یعنی: دوستم [پیغمبر ص] به من سفارش کرد که به اوامر ولی‌امر گوش دهم و از آن اطاعت کنم اگرچه ولی‌امر غلامی حبشی و گوش بریده باشد.
----------------------------------------------
1) مسلم، 1/448 و 3/1467، و ابوداود، 2/955.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:53.txt">فصل (11) دربارۀ چگونگی انعقاد بیعتی که اطاعتش واجب می‌شود</a><a class="text" href="w:text:54.txt">فصل (12) دربارۀ قیاس و مذاهب فقهي</a><a class="text" href="w:text:55.txt">فصل (13) دربارۀ باطل بودن ادعای رافضی مبنی بر اینکه فرقۀ امامیه همان فرقۀ نجات یافته است</a><a class="text" href="w:text:56.txt">فصل (14) دربارۀ بطلان قول امامیه که خود و امامانشان نجات یافتگانند</a><a class="text" href="w:text:57.txt">فصل (15) دربارۀ بطلان ادعای رافضی که می‌گوید امامیه مذهب خود را از امامان معصوم گرفته‌اند</a><a class="text" href="w:text:58.txt">فصل (16) دربارۀ سیرت علی زین العابدین و باقر و صادق</a><a class="text" href="w:text:59.txt">فصل (17)  دربارۀ سیرت موسی بن جعفر کاظم </a><a class="text" href="w:text:60.txt">فصل (18)  در بارۀ سیرت علی بن موسی الرضا </a><a class="text" href="w:text:61.txt">فصل (19)  دربارۀ سیرت محمد بن جواد</a><a class="text" href="w:text:62.txt">فصل (20)  دربارۀ سیرت علی بن محمد الهادی </a></body></html>مؤلف از جمهور مسلمانان نقل می‌کند که می‌گویند: «هرکس با یک شخص قریشی بیعت نماید، امامت آن قریشی منعقد می‌گردد و اطاعتش، چنانچه احوالش پوشیده باشد بر جمیع مخلوقات واجب می‌شود، حتی اگر در نهایت فسق و کفر و نفاق باشد».
کلام مؤلف از چند زاویه قابل بررسی است:
اول اینکه: این کلام، دیدگاه اهل سنت نیست و در مذهب اهل سنت به مجرد بیعت یک قریشی امامتش منعقد نمی‌گردد و اطاعتش بر جمیع مخلوقات واجب نمی‌شود، و اگرچه بعضی از متکلمان این قول را گفته‌اند، ولی دیدگاه اهل سنت چنین نیست، بلکه عمر بن خطاب می‌گوید: «هرکس بدون مشورت مسلمانان ب