آنها را تأیید نموده و آنها را به دوستی با یکدیگر امر می‌کند، ولی روافض از آنها بیزاری می‌جویند، و با آنها دوستی نمی‌کنند، اصل موالات محبت، و اصل دشمنی بغض است، و شیعه صحابه را دوست ندارند، و بلکه نسبت به آنها بغض می‌ورزند.
و بعضی از افترا زنندگان حدیثی را جعل نموده‌اند مبنی بر اینکه آیه ولایت در مورد علی نازل شده است؛ هنگامی که در نماز انگشترش را داد این آیه نازل شد. کذب و بطلان این روایت مورد اجماع علمای حديث می‌باشد و کذب آن از وجوه بسیاری مشخص است:
1- «الذین» در آیه به صیغه جمع آمده، ولی علی مفرد است.
2- واو در «وهم راکعون» واو حالیه نیست، زیرا در این صورت تنها ولایت و دوستی کسانی مقبول است که در حال رکوع زکات می‌دهند، و بنابراین دوستی با سایر نزدیکان و صحابه پیغمبر ناروا خواهد بود.
3- مدح در پی عملی متصور است که آن عمل واجب و یا مستحب باشد، در حالی که به اجماع علمای اسلامی زکات‌دادن در داخل نماز نه واجب است و نه مستحب، زیرا باعث عدم تمرکز در نماز می‌شود.
4- چنانچه دادن زکات در نماز یک حُسن می‌بود، نمی‌بایست تفاوتی بین دادن آن در حال رکوع و غیررکوع وجود داشته باشد، و بلکه دادن آن در حالت ایستاده و نشسته راحت‌تر است.
5- در زمانی که پیغمبر ص زنده بود، هنوز زکات بر علی فرض نشده بود.
6- چیزی غیر از انگشتر برای زکات بهتر از انگشتری است، و اکثر فقهاء می‌گویند: دادن انگشتری برای زکات کافی نیست [و به تنهایی زکات محسوب نمی‌شود].
7- در حدیث مورد استشهاد روافض آمده که گدایی درخواست کمک کرد و علی انگشتری‌ را به او داد در حالی که شایسته است زکاتی مورد مدح واقع گردد که بدون درخواست‌ گدا و ابتداءاً انجام شده باشد، نه اینکه شخص منتظر درخواست گدا بماند.
8- کلام با سیاق نهی از دوستی با کفار و امر به دوستی مؤمنان با یکدیگر نازل شده است، همچنانکه سیاق آیه بر این مطلب دلالت می‌کند.
ان شاءالله در جای مناسب خودش به صورت کامل در مورد این آیه صحبت خواهیم کرد. روافض به هیچ حجتی استناد نمی‌کنند مگر اینکه آن حجت به جای اینکه دلیلی برای ادعایشان گردد، دلیلی در رد ادعای آنهاست، مثلا این آیه را دلیل ولایت به معنی امارت و حکومت می‌دانند، در حالی که این آیه به معنی ولایتی است که نقیض عداوت و دشمنی است، و روافض از آن بی‌بهره و بلکه مخالف چنین ولایتی می‌باشند.
و اسماعیلیه و نصیریه و امثال اینان با کفاری همچون یهودیان، مسیحیان و منافقان رابطه دوستی برقرار می‌کنند، و با مؤمنانی همچون مهاجران و انصار و پیروان آنها دشمنی می‌ورزند، و این در بین آنها رایج و مشهور است.
با بهترین بندگان خدا یعنی مؤمنان دشمنی می‌ورزند و با یهودیان، مسیحیان و مشرکانی از ترک و غیره رابطه دوستی برقرار می‌کنند، در حالی که خداوند می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾. (الأنفال: 64).
«اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، براى حمايت تو كافى است (;فقط بر آنها تكيه كن)».
یعنی خداوند برای تو و پیروان مؤمن تو کفایت می‌کند و صحابه در بین مؤمنانی که تا قیام قیامت می‌آیند، بهترین و سزاوارترین هستند.
و می‌فرماید: ﴿إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا(3)﴾. (النصر: 1-3).
«هنگامي كه ياري خدا و پيروزي (فتح مكه) فرا رسد. و ببيني مردم گروه گروه وارد دين خدا مي‌شوند. پس (به شكرانهء اين نعمت بزرگ و اين پيروزي و نصرت الهي) پروردگارت را تسبيح و حمد كن، و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‌پذير است».
آنهایی که پیغمبر ص می‌دید دسته‌دسته وارد دین اسلام می‌شوند همانهایی بودند که با او معاصر بودند، همچنانکه در جای دیگر نیز می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ(62) وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ(63)). (الأنفال: 62-63).
«او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد و دلهاى آنها را با هم، الفت داد».
همانا این تأیید و حمایت در زمان حیات پیغمبر و به وسیله صحابه بوده است.
و می‌فرماید: ﴿وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ(33) لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ(34) لِيُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي کَانُوا يَعْمَلُونَ(35)﴾. (الزمر: 33-35).
«اما كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند، آنان پرهيزگارانند آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است; و اين است جزاى نيكوكاران تا خداوند بدترين اعمالى را كه انجام داده‏اند (در سايه ايمان و صداقت آنها) بيامرزد، و آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند پاداش دهد».
و این صنفی که راستگو بوده و راستی و حقیقت را تصدیق می‌کنند برخلاف صنفی که دروغ می‌گویند و یا حق را تکذیب می‌کنند همچنانکه – ان شاء الله – در مورد این دو صنف مفصل صحبت خواهیم کرد.
و صحابه‌ای که به وحدانیت خدا، رسالت محمد ص و حقانیت قرآن شهادت می‌دادند، بعد از پیغمبران برترین کسانی هستند که به راستی روی می‌آورند و راستی را تصدیق می‌کنند، و در بین طوایف منتسب به اسلام هیچ گروهی افتراء و دروغ به اندازه روافض بر خدا نه بسته است، و هیچ گروهی به اندازه اینها حقیقت را تکذیب نکرده‌ است، و به همین دلیل می‌بینیم که غلو موجود در بین اینها از سایر طوایف و مذاهب بیشتر است: بعضی از ایشان ادعای الوهیت بشر را می‌کنند، و ادعای نبوت غیر پیغمبر ص و عصمت ائمه و امثال اینها را می‌کنند، که در هیچ مذهبی با این شدت وجود ندارد، و علماء در این مورد اتفاق‌نظر دارند که دروغ در بین پیروان هیچ مذهبی به اندازه روافض رواج ندارد.
و خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى﴾. (النمل: 59). «بگو: «حمد مخصوص خداست; و سلام بر بندگان برگزيده‏اش!».
بعضی از سلف گفته‌اند: مراد از آیه، اصحاب پیغمبر ص می‌باشد و شکی نیست که آنها برترین برگزیدگان این امت می‌باشند، امتی که خداوند در مورد آن می‌فرماید: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِيرُ(32) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ(33) وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ(34) الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِ