ست: ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا(1) لِيَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکَ وَيَهْدِيَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا(2) وَيَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا(3)﴾. (الفتح: 1-3).
«ما براى تو پيروزى آشكارى فراهم ساختيم. (از نظر جمهور مفسران‌، مراد از (فتح‌ مبين) در اين‌ آيه‌ صلح‌ حديبيه‌ است‌ و خداوند متعال‌ از آن‌ رو آن‌ را فتح‌ ناميد كه‌ صلح‌ حديبيه‌ سبب‌ فتح‌ مكه‌ و فتوحات ‌بعدي‌ گرديد، و اين‌ از باب‌ اطلاق‌ سبب‌ بر مسبب‌ مي‌باشد). تا خداوند گناهان گذشته و آينده‏اى را كه به تو نسبت مى‏دادند ببخشد (و حقانيت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو (با آشكار كردن دينت و پيروزي بر دشمنان) تمام كند، و به راه راست هدايتت فرمايد. و پيروزى شكست‏ناپذيرى (كه‌ هيچ‌ ذلتي‌ در پي‌نداشته‌ باشد) نصيب تو كند».
بعضی از مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! این آیات که خطاب به شماست، در مورد ما چه چیزی نازل شده است؟ که خداوند آیه زیر را نازل فرمود: ﴿هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ ﴾. (الفتح: 4).
«او خداوند متعال است كه آرامش را (در صلح حديبيه) در دلهاى مؤمنان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند».
این آیه نص صریحی است در بیان برتری انفاق‌کنندگان مجاهد قبل از فتح – صلح حدیبیه – نسبت به انفاق‌کنندگان مجاهد بعد از فتح و به همین دلیل جمهور علماء بر این باورند که در آیه: ﴿وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ ﴾. (التوبه: 100). «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار».
مراد از سابقین، همانهایی هستند که قبل از فتح انفاق‌کننده و مجاهد بوده‌اند، و اهل بیعت رضوان همگی از این دسته‌اند که تعدادشان بیش از هزار و چهارصد نفر بوده است. بعضی از علماء نیز بر این باورند که مراد از سابقین در این آیه، آنهایی هستند که به سوی هر دو قبله (بیت‌المقدس و کعبه) نماز خوانده‌اند، ولی این رأی، قول ضعیفی است. زیرا نمازخواندن به سوی قبله‌ای که بعداً حکم آن نسخ می‌گردد، به تنهایی هیچ فضیلتی ندارد، و نیز به این دلیل ضعیف است که نسخ حکم نماز به سوی قبله اولی ربطی به کار آنها که به سبب آن برتری یافته‌اند، ندارد. به علاوه هیچ دلیل شرعی گویای برتری نمازخواندن به سوی دو قبله نیست آن چنانکه دلایل شرعی فضیلت انفاق، جهاد و بیعت زیر آن درخت را بیان می‌کنند.
بسی بدیهی است که ابوبکر، عمر، عثمان، علی، طلحه و زبیر از زمره همین سابقین اولیه هستند؛ پیغمبر ص با دست چپ خودش به جای عثمان با خودش بیعت فرمود زیرا در هنگام بیعت عثمان غایب بود، چون به دستور پیغمبر اکرم ص به سوی اهل مکه فرستاده شده بود تا رسالت پیغمبر ص را به آنها ابلاغ نماید و وقتی که به پیغمبر گزارش رسید که عثمان (رض) را کشته‌اند مردم با پیغمبر تجدید بیعت نمودند.
و در حدیث صحیحی که مسلم روایت کرده از جابر بن عبدالله(رض) نقل شده که پیغمبر ص فرمودند: «لا يدخل النار أحد بايع تحت الشجرة»(10) .
یعنی: هیچ یک از افرادی که در زیر این درخت بیعت نموده‌اند وارد آتش جهنم نمی‌شوند.
و خداوند می‌فرماید: ﴿لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا کَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ﴾. (التوبه: 117).
«مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود; بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است».
و آنها را در وصف توبه با پیغمبر ص هم داستان می‌شمارد.
و می‌فرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ ﴾. (الأنفال: 72).
تا آنجا که می‌فرماید: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَکُمْ فَأُوْلَئِکَ مِنکُمْ ﴾. (الأنفال: 75).
«كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند; و آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند، هيچ گونه ولايت ( دوستى و تعهدى) در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دين (خود) از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضد گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان (ترك مخاصمه) است; و خداوند به‏آنچه عمل مى‏كنيد، بيناست ... و كسانى كه بعدا ايمان آوردند و هجرت كردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند; و خويشاوندان نسبت به يكديگر، در احكامى كه خدا مقرر داشته، (از ديگران) سزاوارترند; خداوند به همه چيز داناست».
و به این ترتیب وجود دوستی بین آنها را مورد تأیید قرار می‌دهد.
و به مؤمنان می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾. (المائده: 51).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولى (و دوست و تكيه‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند; و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند; خداوند، جمعيت ستمكار را هدايت نمى‏كند».
﴿إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ(55) وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ(56)﴾. (المائده: 55-56).
«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او، و آنها كه ايمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند (مراد از ركوع‌: خشوع‌ و خضوع‌ براي‌ الله است. يعني‌: نماز را در حالي‌كه‌ خاشع‌ وخاضع‌اند برپا مي‌دارند و زكات‌ را در حالي‌ كه‌ بر فقرا تكبر نورزيده‌ و برآنان ‌برتري‌ نمي‌جويند، مي‌پردازند پس‌ ايشان‌ پيوسته‌ فروتن‌اند) و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند; (زيرا) حزب و جمعيت خدا پيروز است».
و باز می‌فرماید: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء﴾. (التوبه: 71).
«مردان و زنان باايمان، ولى (و يار و ياور) يكديگرند».
به این ترتیب وجود موالات (دوستی) در بین 