ی داد، و شر و فسادی که به دنبال آن و در اثر آن پدید آمد چندین برابر شر و فسادی بود که در اثر کشته‌شدن حسین پدید آمد.
و غیر اینان نیز افرادی کشته شده‌اند و یا مرده‌اند و هیچ کسی – مسلمان و غیرمسلمان – مجالس سوگواری و عزاداری را بعد از مدتها از وفات و یا قتل آنها برپا نکرده‌اند، به جز این احمقانی که اگر پرنده بودند از صنف نجاست‌خواران می‌شدند، و اگر از چهارپایان بودند، الاغ می‌شدند.
و از حماقت‌های روافض اینکه: بعضی از آنها هیزم منطقه طَرْفاء را آتش نمی‌زنند زیرا شنیده‌اند که خون حسین بر درختی از طرفاء ریخته شده است! در حالی که حتی سوزاندن همان درختی که خون حسین و یا خون هر کس دیگری بر آن بوده، کراهت ندارد، چه برسد به سایر درختانی که خونی بر آنها ریخته نشده است.
و حماقت‌هایشان به حدی است که ذکر همه آنها خیلی طولانی می‌شود و نیازی هم به ذکر مستند آنها نیست، ولی شایسته است به این نکته توجه شود که مقصود این بود که روافض از روزگاران قدیم به این اوصاف مشهور بوده‌اند، و مردم از دوره تابعان(13)  و تبع تابعان آنها را همین گونه شناخته‌اند، همچنانکه گوشه‌ای از آن را بازگو کردیم، که چه آن نقل قول، کلام شعبی باشد، و چه کلام عبدالرحمن باشد، در هر دو صورت مقصود حاصل می‌شود زیرا عبدالرحمن از طبقه تبع تابعان است.
علت ذکر آن اسناد نیز این بود که بسیاری از مردم روایات مفرد عبدالرحمن را حجت نمی‌دانند، یا به خاطر سوءحافظه و یا به خاطر متهم‌بودن به تحسین احادیث. اگرچه در انواع علوم صاحب معرفت و دانش بوده‌ است. ولی نقل قول از او، از باب اعتضاد(14)  و متابعه(15)  مثل نقل از مقاتل بن سلیمان و محمد عمر واقدی و امثال آن دو جایز است، زیرا کثرت ادله و اخبار باعث علم به صحت چیزی می‌شود، اگرچه تک‌تک ناقلان ثقه و حافظ نباشند، و حتی اگر ناقلان اخبار متواتر از فاسقان باشند، ولی بین آنها تبانی نشده باشد، از خبر منقول توسط آنها علم حاصل می‌شود.
به علاوه، قول درستی که دلیل بر آن اقامه شود از هر کسی پذیرفته می‌شود، اگرچه به صرف نقل قول قابل قبول نباشد.
به این دلیل از عبدالرحمن بن مالک بن مغول نقل کردیم، زیرا در نهایت می‌توان گفت: عبدالرحمن این مطلب را به عنوان نقل یک اثر بازگو کرده است، و آن را از پدرش و از اعمش و از عبدالله بن عمر نقل می‌کند، اگرچه احادیث مفرد خودش به خاطر ضعف، حجت نباشند.
اقوال و افعال مذمومی که در بین شیعه رایج است اگرچه چندین برابر آن مقداری است که ما گفتیم، ولی باید توجه کرد که همه آن افعال و اقوال در بین امامیه و یا در بین زیدیه وجود ندارد، البته بسیاری از آن در بین غالیان و بسیاری از عوام شیعه وجود دارد، مثل: تحریم گوشت شتر و لزوم رضایت زن در طلاق و اقوال دیگری از این قبیل که در بین عوام شیعه متداول است، اگر چه علمایشان اینها را نمی‌گویند ولی از آنجا که اصل مذهبشان از جهل سرچشمه می‌گیرد، بنابراین از همه طوایف بیشتر در دروغ و جهالت غرق شده‌اند.
------------------------------------------
1)  نگا: مسلم، 4/1942.
2) نگا: بخاری، 3/47-48 و مسلم، 2/830-831 .
3) نگا: بخاری، کتاب الصوم، 2/823 .
4) نگا: بخاری، 2/20 و ترمذی، 2/129 .
5) نگا: بخاری، 6/48-49.
6) نگا: ترمذی، 4/341، ترمذی گوید: حدیث غریبی است.
7) نگا: مسلم، 3/1356.
8) نگا: سنن ابی‌داود، 3/72، دارمی، 1/390.
9) نگا: بخاری، 2/82 در مواضع متعدد و مسلم، 1/99.
10) بخاری، 2/81 و مواضع دیگر و مسلم، 1/100.
11) نگا: مسلم، 2/644 و بخاری، 2/80.
12) نگا: مسلم، 2/644.
13) اینکه روافض روز عاشورا سوگواری می‌کنند، به منظور برافروختن آتش دشمنی و کینه با اهل سنت است نه به خاطر محبت حسین و اهل بیتش، زیرا آنها تصور می‌کنند اهل سنت ایشان را کشته‌اند درحالی که خود ایشان (شیعیان) ایشان را کشته‌اند و مقدمه قتل ایشان را فراهم کردند. برای اطلاعات بیشتر در این باره به کتاب «من قتل الحسین» نوشتة: عبدالله بن عبدالعزیز مراجعه کنید.
14) دو حدیثی که یکدیگر را تأیید می‌کنند.
15) حدیثی که مفهوم حدیث دیگری را تأیید می‌کند.و ما – ان شاء الله – راه درست در معرفت کتاب «منهاج الندامة» را به یاری خدا بیان می‌کنیم. این مرد مسلک شیوخ رافضی متقدم خود مثل ابن نعمان مفید و پیروانش مثل کراجکی، ابوالقاسم موسی، طوسی و امثال آنها را پیموده است.
روافض اساساً اهل علم نبوده و در طریق نظر و مناظره و معرفت ادله و موانع و معارض ادله مهارتی ندارند، همچنانکه نسبت به معرفت منقولات و احادیث و آثار و تفکیک صحیح آن از سقیم، جاهل‌ترین مردم‌اند، و بیشترین اعتمادشان در منقولات بر تواریخی است که سند آنها منقطع بوده، و بسیاری از آن را افراد معروف به کذب و الحاد جعل کرده‌اند.
و علمایشان بر منقولات افرادی مثل ابی‌مخنف لوط بن یحیی، هشام بن محمد بن سائب و امثال این دو که در نزد علماء به کذب و دروغ معروفند، اعتماد می‌کنند. البته امثال این دو از گرانقدرترین معتمدانشان در نقل می‌باشد، زیرا روافض بر افرادی اعتماد می‌کنند که در نهایت جهالت و افتراء هستند، افرادی که حتی در کتب هم ذکر نمی‌شوند و علمای رجال آنها را اصلا نمی‌شناسند.
علمای متخصص در نقل و روایت و اسناد متفق‌اند بر اینکه روافض دروغگوترین طایفه هستند، و دروغگویی در بین آنها سابقه طولانی دارد، و به همین دلیل ائمه این علوم، این طائفه را با کثرت کذب و دروغ از سایرین تفکیک می‌نمایند.
ابوحاتم رازی می‌گوید: از یونس بن عبدالأعلی شنیدم که می‌گفت: اشهب بن عبدالعزیز گفت: از مالک در مورد روافض پرسیده شد، جواب داد: با آنها صحبت نکنید و از آنها روایت ننمایید زیرا آنها دروغگو هستند.
ابوحاتم می‌گوید: حرمله نقل می‌کند که از شافعی شنیدم که می‌گفت: کسی را ندیده‌ام که از روافض بیشتر به دروغ سوگند یاد کند.
مؤمل بن إهاب می‌گوید: از یزید بن هارون شنیدم که گفت: از هر صاحب بدعتی که داعی آن بدعت نباشد، حدیث بنویسید به جز روافض، زیرا آنها دروغگو هستند.
محمد بن سعید اصفهانی می‌گوید: از شریک شنیدم که می‌گفت: علم را از هر کس که ملاقات نمودم، برگرفتم به جز روافض. زیرا آنها حدیث جعل می‌کنند و همان را دین خود می‌شمارند. 
و این شریک، همان شریک بن عبدالله قاضی، قاضی کوفه است و از معاصران ثوری و ابوحنیفه می‌باشد و کسی است که خودش به صراحت می‌گوید: من شیعه هستم و با این وجود نظر ایشان در مورد شیعه چنین است.
ابومعاویه می‌گوید: از اعمش شنیدم که می‌گفت: مردم [زیادی] را دیدم که یاران مغیره بن سعید را جز دروغگو و کذاب نمی‌نامند.
اعمش می‌گوید: مبادا این را بگویید، زیرا من می‌ترسم که [روافض] بگویند: اعمش را با زنی دیده‌ایم.
این آثار صحیح بوده وابوعبدالله ابن بطه در «إبانة الكبرى» و نیز دیگران آن را روایت نموده‌اند.
ابوالقاسم طبری نقل می‌کند که شافعی می‌گفت: از بین اهل هوی و هوس هیچ قومی را ندیده‌ام که بیشتر از روافض شهادت به دروغ بدهد. این معنی اگرچه صحیح است ولی الفاظ سابق این اثر از آن شافعی است.
و مقصود این 