ً نقشی نداشت به جز نقش بقیه یاران پیامبر ص.
احادیث مشهور فراوانی درباره فتح مکه وجود دارد که این امر را ذکر کرده‌اند. علی تصمیم گرفت دو برادر شوهر خواهرش ام‌هانی را که او بدان‌ها پناه داده بود بکشد. پیامبر ص افرادی را که ام‌هانی پناه داده بود. پناه داد. او خواست با دختر ابو جهل ازدواج کند تا اینکه خشم پیامبر ص را بر انگیخت در نتیجه از این کار منصرف شد.در جنگ حنین زمانی که پیامبر ص در میان (10) هزار نفر از مسلمانان به سمت دشمن لشکر کشید، ابوبکر آنها را چشم زد و گفت: امروز به علت فراوانی تعداد شکست نخواهیم خورد. ولی شکست خوردند و از میان مسلمانان فقط (9) نفر که از بنی هاشم بودند پیرامون پیامبر ص باقی ماندند. از جمله آنها ایمن ابن ام یمن و امیر المؤمنین بودند که او با شمشیر خودش از پیامبر دفاع می‌کرد و چهل تن از مشرکان را کشت در نتیجه آنها شکست خوردند. 
در پاسخ می‌گوییم: اولاً این موضوع در کدام کتاب مورد اعتماد روایت شده و چه کسی آنها را صحیح شمرده است؟
ثانیاً: اینکه می‌گوید ابوبکر آنها را چشم زد، دروغ و افترای آشکاری است. این کتاب‌های حدیث، سیره، مغازی و تفسیر که در دسترس همگان است در هیچ کدام از آنها نیامده است که ابوبکر آنها را چشم زد. اما این لفظ از او روایت شده است که گفت: ما به علت کمی تعداد شکست نخواهیم خورد. همچنین گفته می‌شود این سخن از او نیست. بلکه یکی از مسلمانان چنین گفت: در پاسخ این ادعای او که می‌گوید فقط (9) تن از بنی هاشم اطراف پیامبر ص باقی ماندند، کذب محض است، همچنین ادعای او مبنی بر اینکه علی در جلوی پیامبر بود و با شمشیرش از او دفاع می‌کرد و چهل تن از مشرکان را کشت. به اتفاق همه کسانی که از حدیث، مغازی و سیره آگاهی دارند، دروغ آشکاری است.رافضی می‌گوید: «پنجم: خبر دادن او از غیب و رویدادها قبل از وقوع آنها زمانی که طلحه و زبیر از او اجازه خواستند برای عمره به مکه بروند فرمود: نه به خدا قسم قصد عمره ندارید بلکه می‌خواهید به بصره بروید. و همانگونه که گفته بود شد. او در ذی قار در حالی که نشسته بود تا بیعت بگیرد خبر داد که از سوی کوفه (1000) مرد نه یکی بیشتر و نه کمتر به سوی من می‌آیند و با من بر سر مرگ بیعت می‌کنند و عملاً همچنین شد. آخرین فرد آنها اویس قرنی بود. او از کشته شدن ذی الثدیه خبر داد و چنین هم شد. 
شخصی در جریان نهروان به او خبر داد که خوارج از آنجا می‌گذرند. او فرمود: آنها عبور نخواهند کرد. سپس فرد دیگری چنین امری را به اطلاع او رساند. فرمود: آنها از اینجا عبور نخواهند کرد به خدا قسم کشته خواهند شد. و این امر تحقق یافت. 
او به شهربان خبر داد که معاویه دست‌ها و پاهایش را قطع خواهد کرد و او را بر دار خواهد آويخت. معاویه او را چنین کرد. به میثم تمار خبر داد که او بر در خانه عمرو بن حریث که درختانش از بقیه مردم کوتاه‌تر است به دار آویخته خواهد شد. و گفت: گویی من درختی را که بر آن اعدام خواهد شد می‌بینم و چنین شد، به رشید هجری گفت: دست‌ها، و پاها و زبانش بریده خواهد شد و او را بر دار خواهند آویخت و چنین شد، به کمیل بن زیاد خبر داد که حجاج او را می‌کشد، و به قنبر گفت که حجاج او را ذبح می‌کند هر دو امر تحقق یافت. 
به براء بن عازب گفت: پسرم حسین کشته خواهد شد و تو به او کمک نخواهی کرد، و چنین شد حتی از محل کشته شدن او خبر داده بود. 
از بر سر کار آمدن حکومت بنی عباس خبر داده بود که ترک‌ها (مغولان) حکومت را از آنها خواهند گرفت و گفت: حکومت بنی عباس ضعیف است و هیچ استحکامی ندارد. چنانکه ترک‌ها، دیلمی‌ها، هندوها، بربرها و مردم طیلسان برای ساقط کردن حکومت آنها تلاش کنند، قادر به این کار نخواهند بود تا اینکه غلامان و مامورانشان شورش کنند و پادشاهی ترک از همان جایی بیاید که حکومتشان از آنجا شروع شده است، و بر هر شهری می‌گذرد آن را فتح می‌کند، و هر پرچمی را که در مقابل او برافراشته شود پایین می‌آورد. کسی که با او بجنگد، بیچاره خواهد شد. همچنان خواهد بود تا اینکه او را بر آنها (بنی عباس) پیروز می‌کند. سپس پیروزی او به وسیله مردی از اهل بیت من که براساس حق سخن می‌گوید و عمل می‌کند، در هم خواهد شکست، آگاه باشید که عملاً چنین شد، و از همان جایی که ابو مسلم خراسانی برای عباسیان بیعت می‌گرفت هولاکو ظهور کرد. 
در پاسخ باید گفت: خبر دادن از برخی از امور غیبی از کسانی که از علی هم در جایگاه پایین‌تری بوده‌اند، روایت شده است، علی از این امر والاتر است. در میان پیروان ابوبکر، عمر و عثمان کسانی هستند که چندین برابر این، از امور غیبی خبر داده‌اند و برای امامت صلاحیت و شایستگی نداشتند، همچنین برترین افراد زمانه خودشان هم نبوده‌اند. چنین افرادی در گذشته هم بودند و امروزه هم فراوانند. حذیفه بن یمان، ابو هریره و دیگر یاران پیامبر ص از مسائل عینی چندین برابر این امر را به اطلاع مردم رسانده‌اند. ابوهریره آن را به پیامبر ص نسبت می‌داد. حذیفه گاهی آن را اسناد می‌داد و گاهی اسناد نمی‌داد، اگر چه در حکم مسند بود. 
آنچه او و دیگران از آن خبر داده‌اند ممکن است آن را از پیامبر ص شنیده باشند، و شاید از اموری باشند. که خودشان آنها را تجربه کرده‌اند. عمر(رض) چندین مورد از اینها را بیان کرده است. 
کتاب‌های فراوانی درباره کرامات و اخبار اولیاء تألیف شده است. از جمله آنچه در کتاب (الزهد) امام احمد یا (حلية الأولياء) محمد بن خلال (صفوة الصفوة) و ابن ابی الدنیا و (كرامات الأولياء) لالکائی درباره کرامات برخی از پیروان ابوبکر و عمر وجود دارد مانند علاء بن حضرمی نماینده ابوبکر، ابومسلم خولانی یکی از پیروان آن دو، ابی صهباء عامر بن عبد قیس و دیگرانی که علی از آنها والاتر و برتر بود. این بدان معنی نیست که آنها از یاران پیامبر ص برتر بوده‌اند، چه برسد به خلفا برای این حکایاتی که آنها را درباره علی ذکر کرد. هیج اسنادی نیاورده است. صحت و دروغ برخی از آنها آشکار است. برخی دیگر نیز معلوم نیست که صحیح‌اند یا کذب. 
خبری که آن را درباره پادشاه ترک‌ها ذکر کرد دروغ بستن به علی است. این از اموری است که متأخران آن را وضع کرده‌اند. 
ادعای غالیان که ادعا می‌کنند علی از همه امور آینده به طور مطلق خبر دارد، دروغ آشکاری است. علم درباره برخی از آنها فقط به او اختصاص ندارد و علم به همه آنها برای او یا دیگران حاصل نشد. رافضی می‌گوید: ششم: او دعایش همواره مستجاب می‌شد. او بسر بن ارطاه را نفرین کرد تا خداوند عقلش را از او بگیرد. و چنین شد. همچنین علیه عیزار دعا کرد تا کور شود که چنین شد. زمانی که انس از شهادت دادن درباره ابتلایش به پیسی خودداری کرد علیه او دعا کرد. او هم بدان مبتلا شد. همچنین زید بن ارقم را نفرین کرد تا کور شود، او چنین شد. 
در پاسخ می‌گوییم: این امر بیش از این درباره یاران پیامبر ص و تابعین تا زمانی که مؤمنی روی زمین وجود داشته باشد. روایت شده است. دعای سعید بن ابی وقاص به خطا نمی‌