َهُمْ کَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاءَ مَا يَزِرُونَ) النحل: ٢٥
«آنان باید در روز قیامت بار گناهان خود را به تمام و کمال بر دوش کشند و هم برخی از بار گناهان کسانی را حمل کنند که ایشان را بدون آگاهی گواه ساخته‎اند».
همچنین در صحیح مسلم و بخاری از حضرت رسول روایت شده است که فرمود:
«مَن سَنَّ سنّةً سیّئةً کان علیه وزرُها و وزرُ مَن عَملَ بها الی یوم القیامة»
هرکس که سنّت و شیوه‎ای بد بنا نهد بر او گناه آن سنّت زشت خواهد بود و گناه کسانی که تا روز قیامت به آن عمل کنند»
و این حدیث نیز به همین نکته اشاره دارد:
« ما من نفسٍ تُقتَلُ ظُلماً الا کانَ علی ابن آدم کفلٌ منها لانّه اوّل مَن سَنّ القتلَ»(18) 
هرکس فردی را به ستم بکشد بر فرزند حضرت آدم[قابیل] جزئی از عقاب آن قتل نوشته خواهد شد زیرا او اولین کسی است که قتل و کشتن را بنا گذاشت»
این تحلیل، اشعار به محتوای حدیث ما قبل است بنابراین علت اینکه گناه کشتن و قتل به ستم، بر فرزند حضرت آدم خواهد بود این است که او اول کسی است که سنّت قتل را پیاده کرد و به این نکته اشاره دارد که قتل بر کسی که سنّت قتل را بنا نهاده بدین خاطر تعلق نگرفته است که بدون عمل، قتلی در کار نمی بود بلکه علت تعلق گناه دیگر قتلها این است که او سنّت بدی را بنا نهاد و راه را برای دیگران هموار ساخت تا از او پیروی کنند.
نظیر همین مظمون از آنچه گذشت یا بعداً می آید حدیث حضرت رسول است که فرمود:
«و مَن ابتدعَ بدعةً ضلالةً لا ترضی اللهُ و رسولُه کان علیه مثلُ آثام مَن عملَ بها لا ینقصُ ذالک من اوزار الناس شیئاً»(19) 
هرکس راه و رسمی اغواگرانه و گمراه کننده در دین به وجود آورد خدا و رسولش آن را نپسندند بر آن فرد گناه آن بدعت گزاری خواهد بود و گناه کسانی که به او عمل می کنند بدون اینکه چیزی از گناه مردم بکاهد.
در همین راستا احادیث دیگری نیز روایت شده‎اند.
پس باید که انسان تقوا پیشه کند و بنگرد قبل از اینکه درصدد ایجاد بدعتی است در کدامین لغزشگاه خونش به هدر خواهد رفت؛ چون در واقع او مسئول امر و فرمان خودش است[آیا] به عقل خود در قانون گزاری اعتماد می‏کند و خداوند را در آنچه مقرر فرمود متهم می‏سازد، امّا بیچاره نمی‏داند چه چیزها با این بدعت گزاری در کفه¬ی گناهان خود قرار می‏دهد، حال آنکه این اعمال را اصلا حساب نکرده بود و نمی فهمد که گناهان و درج آنها برخاسته از عملکرد اوست؛ زیرا هیچ بدعتی وجود ندارد که فردی آن را بنا نهد و بعد بدان عمل شود جز اینکه بر فرد نخستین، گناه کسی که بدان عمل می کند نوشته خواهد شد افزون بر گناه بدعت گزار اولیه و بعد از آن عمل کنندگان بعدی.
حال چون ثابت شد هر بدعتی که بنا نهاده می‏شود جز به گذشت زمان اشتهار و انتشار نخواهد یافت همچنانکه گذشت. پس به اندازه¬ی همان توالی و گذشت زمان برای بدعت‏گزار گناه خواهد بود همچنانکه کسی که سنّتی نیکو بنا نهاد برای او پاداشی خواهد بود و پاداش کسانی که بدان سنّت حسنه تا روز قیامت عمل خواهند کرد. همچنین وقتی لازمه¬ی بدعتی در مقابل، افول سنّتی است اینگونه بر افول و از بین رفتن آن سنّت نیز برای فرد بدعت گزار گناهی است و این گناه افزون بر گناه بدعتی است که به وجود آورده است و این گناه، گناه بدعتی که بدان عمل می‏شود را دو چندان می کند؛ زیرا هر اندازه آن بدعت در گفتار و کردار زنده می‏شود و طراوت گیرد و در مقابل آن، مرگ و افول سنّت تازه می‏شود.
به بدعت گزاری خوارج با چشم عبرت بنگرید که حضرت رسول(ص) ما را از عملکرد آنها آگاه ساخت: «یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة» تا آخر حدیث؛ یعنی خوارج از دین همانند تیری که از چله¬ی کمان به سرعت خارج می‏شود از دین خارج خواهند شد یا اینکه خوارج همانگونه که تیر از بدن شکار خارج می‏شود از دین خارج می‏شوند» در این حدیث، تفسیر و بیانی بر عملکرد خوارج وجود دارد و آن اینکه برای آنان دینی باقی نخواهد ماند جز اینکه مردم به دیده¬ی شک و تردید بنگرند آیا چیزی از دین در آنها هست یا خیر! و سبب این امر بدعت گزاری است در دین خدا و سخن حضرت رسول(ص) مویّد همین نکته است که فرمود:
«یمرقون من الدّین مروقَ السّهم من الرّمیة لا یرجعون الیه حتّی یرجع السهم علی فوقة»
آنان(خوارج) چون خارج شدن تیر از چله¬ی کمان از دین خارج گردیده و به آن بر نمی‏گردند تا وقتی که تیر به کمان برگردد [و به واقع تیری که از کمان خارج شد هیچ وقت برنمی‏گردد]
از این سه بدعتی که در حدیث فوق از آن سخن رفت به خدا پناه خواهیم برد که به فضل خود ما را از آن مصون بدارد.
* امّا اینکه در ابتدای فصل گفتیم: بدعت گزار و صاحبان بدعت را توبه¬ای نیست:
همچنانکه در حدیث حضرت رسول(ص) آمده است که فرمود:
« انّ اللهَ حجر التّوبةَ عن کل صاحب بدعة»
خداوند راه توبه و بازگشت را بر بدعت گزار بسته است.
از یحیی بن ابی¬عمر و سیبانی روایت شده است که گفت: گفته می‏شود که خداوند از پذیرش توبه¬ی بدعت گزار، ابا دارد و صاحب بدعت از لحاظ جاه و مقام جز به پست¬تر و شرتر از قبل نخواهد رسید»
نظیر همین سخن از علی بن ابی طالب(رض) روایت شده است که گفت: هیچ فردی باعث نمی‏شود که بدعتی را که بر آن است رها کند و به مرتبه‏ای پایین‏تر از آن گرفتار نیاید(20) 
ابن وهب از عمر بن عبدالعزیز روایت کرده است که گفت: دو گروه را نباید به خاطر عملشان سرزنش کرد: انسان طمع کار و فرد بدعت گزار؛ زیرا این دو صفت از ذات انسان جدا نخواهد شد.
از ابن شوذب(21)  روایت شده است که گفت: از عبدالله بن قاسم شنیدم که می‏گفت: کسی باعث نمی‏شود تا شری را رها سازد به بدتر از آن گرفتار می¬آید».
این سخن ابن قاسم را برای برخی از یاران خود گفتم، دوستانم سخن وی را همسو با حدیث حضرت رسول دانستند: «یمرقون من الدّین مروقَ السّهم من الرّمیة لایرجعون الیه حتّی یرجع السهم علی فوقه»
از ایوب سختیانی روایت شده است که گفت: « اگر کسی نظر شخصی خود را درباره¬ی دین ابراز می‏داشت و بعد، از آن نظر برمی گشت، من با خوشحالی به نزد محمّد بن سیرین می¬آمدم و خبر می‏دادم که آیا می‏دانی فلان کس از ابراز نظری که کرده بود برگشته است؟ او گفت: به کسی که مایه¬ی این تحوّل و دگرگونی است عاقلانه بنگر؛ زیرا پایان حدیثی که در باب خوارج است از ابتدای آن شدیدتر است: «یمرقون من الدین ...... ثم لا یعودون  از دین خارج می‏شوند..... پس به آغوش دین رجوع نخواهند کرد»
این حدیث صحیح که ذکر آن گذشت تایید و استحکام بخشی است برای سخنانی که از بزرگان دین نقل شد که نتیجه و حاصل آن¬ها این است که بدعت گزار را از بدعتش توبه¬ای نیست و چنان که سخن ایوب سختیانی بدان اشاره کرده است وقتی بدعت گزاری از بدعت خود توبه کند به بدتر از آن مبتلا خواهد شد و چون برآن بدعت اصرار و پافشاری ورزد سرانجامش چون غیلان با عمر بن عبدالعزیز می¬شود که ذکر آن گذشت.
و حدیث فرَق بر همین مضمون و محتوا تاکید 