مل نمود هدایت یافته است و هرکس بخواهد با چنگ یازی به آن پیروز شود، ظفر یافته است و هرکس از در مخالفت با آن درآید از راهی غیر از طریق مؤمنان پا نهاده است و خداوند هرکه را بخواهد بر او چیره می‎گرداند و او را به دوزخ می¬فرستد و آن چه بد مکانی است» و بحق چنين كلامي شايسته¬ی اعجاب و تحسين است؛ زيرا آن سخني است كوتاه و جامع كه تمام اصول بنيادي و نيكوي سنّت را در خود جمع كرده است. از آن جمله كه مي گويد: « کسی را نسزد آن را تغییر یا به چیزی دیگر بدل نماید هرچه مخالف با آن است شایسته¬ی توجّه نیست» اين سخن حدّ فاصل و فصل الخطاب تمامي بدعت‎هاست. و از آن جمله كه مي فرمايد: «هركس بدان عمل كند هدايت يافته است» اين سخن ستايشي است براي پيروان سنّت و نكوهشي براي مخالفان آن با استناد به دليلي كه بر آن بنا شده است و آن سخن خداوند ـ بلند مرتبه- است كه مي فرمايد:
(وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا) النساء: ١١٥
‏كسي كه با پيغمبر دشمنانگي كند ، بعد از آن كه ( راه ) هدايت (از راه ضلالت براي او) روشن شده است، و (راهي) جز راه مؤمنان در پيش گيرد، او را به همان جهتي كه (به دوزخ منتهي مي‌شود و) دوستش داشته است رهنمود مي‌گردانيم (و با همان كافراني همدم مي‌نمائيم كه ايشان را به دوستي گرفته است) و به دوزخش داخل مي‌گردانيم و با آن مي‌سوزانيم، و دوزخ چه بد جايگاهي است!
و از آن جمله است آنچه را كه خلفاي راشدين بعد از پيامبر به انجام رساندند و اعمال آنها خود عین سنّت رسول اسلام است و قطعاً بدعت گزاري محسوب نخواهد شد، گرچه ما در كتاب خدا و سنّت حضرت رسول به صورت اختصاصي، نصّي بر تائيد آن نمي بينيم امّا به طور کلّی احاديثي از حضرت رسول در تائيد اعمال و كارهاي خلفاي راشدين روايت شده است، از آن جمله، حديث عرباض بن سارية(رض) است كه رسول خدا فرمود:
«فعليكم بسنّتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين تمسّكوا بها و عضو عليها بالنواجذ و ايّاكم و محدثات الامور.»(17) 
بر شما باد كه به سنّت من و سنّت خلفاي راشدين و مهديين، چنگ يازيد و آن را از بُـن دندان دريافت كرده، محكم بگيريد و از بدعتها دوري ورزيد»
چنانكه ملاحظه مي شود حضرت رسول، سنّت و سلوك خلفاي راشدين را در رديف و همنوا با سنّت خود ذكر نمود و اينكه هركسي از سنّت حصرت رسول پيروي مي كند لازم است كه از سنّت خلفاي راشدين نيز پيروي نمايد و بدعتها خلاف آن دو مي باشد و چيزي از اين دو سنّت (خلفا و پيامبر) در بدعت بدعت گزاريها ديده نمي شود؛ زيرا خلفاي راشدين و اصحاب در آنچه ابداع كرده‎اند از دو حال خارج نبوده‎اند يا پيرو سنّت حضرت رسول(ص) هستند يا اينكه فهم و برداشت خود را به صورت اجمال يا تفسیر سنّت حضرت رسول اعمال كرده‎اند به گونه‎اي كه بر غير ایشان چنين برداشتي پوشيده است و قابل فهم نمي باشد كه به مدد الهي تشريح و بسط آن خواهد آمد.
(نكته) عبدالله بن حاكم از يحيي بن آدم در باره ی سلف صالح( که چه كساني هستند) نقل كرده است كه منظور از آن، سنّت و روش ابوبكر و عمر(رض) است و امّا مهم اين است كه بدانيم آیا پيامبر تا هنگام وفات نيز بر همان سنّت و روش(در انجام امور) بوده است یا خیر، آن وقت است كه بعد از سخن پيامبر جاي حرفی براي كسي باقي نخواهد ماند»
اين سخن در ذات خود صحيح است و آن همان چيزي است كه حديث عرباض(رض) بيان مي كند، بدون اينكه زوایدی در آن باشد؛ يعني آنچه در سنّت حضرت رسول(ص) به اثبات رسيد ديگر جاي بحث ندارد، امّا بيم آن مي رود كه آن سنّت و سلوك به وسيله¬ی سنّتي ديگر نسخ شده باشد كه در اين جا علما نيازمند تاسّي به سنّت و سلوك خلفا هستند تا بدانند که آن همان چيزي است كه حضرت رسول(ص) تا هنگام وفات بر انجام آن مُصرّ بوده است بدون اينكه ناسخي و مبطلي بر آن سنّت بوده باشد و اگر آنان(خلفا) به چيزي تازه دست زده‎اند آن محدث منتج از سنّت حضرت رسول(ص) است.
براي همين است كه مالك بن انس در استدلال خود لزوم عمل به سنّت خلفا و ارجاع به آن در هنگام پيدايش تعارض در سنّت تاكيد ورزيده است و یكي از مسائل اصولي و پايه‎اي كه در سخن عمر بن عبدالعزيز نهفته است اين است كه سنّت خلفا و عمل ايشان، تفسير و مبيّن كتاب خدا و سنّت حضرت رسول(ص) است: « تمسك به سنّت خلفا تصديقي است بر كتاب خدا و مكمل عبوديت پروردگار و استحكام بخشي است بر دين خدا». و اين اصل ثابت شده‎اي است كه جز اين موضع در جاهاي ديگر نیز آمده است، ولي سخن عمر(رض) اصولي نيكو وفوائدي مهم در خود جمع ساخته است.
و در آنچه به ابن عباس‎ابياني (18) ،  نسبت داده شده آمده است: سه چيز است اگر برناخني نوشته شوند گسترش يافته و در آن خير دنيا و آخرت نهفته است و آن سه چيز است: پيرو سنّت باش، بدعت گزاري مكن، اهل تواضع باش و بلند مقامي طلب نکن و هركس كه ورع و تقوای واقعی داشته باشد (بسيار) ثروتمند نخواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------
1) ابن وضاح در البدع (ص34) این روایت را آورده است.
2) ابن وضّاح در البدع (ص43) این روایت را ذکر کرده  است.
3) ابن وضّاح در البدع (ص54) این روایت را آورده است.
4) روایت از ابن وضاح در البدع(ص55).
5) روایت از ابن وضاح در البدع(ص55).
6) روایت از ابن وضاح در البدع(ص34).
7) او هشام بن حسان ازدی فردوسی است با کنیه ابو عبدالله بصری. مطمئن و از معاصران صغار تابعین بوده است متوفی 147 هـ ق.
8) او یحیی بن ابن کثیر طائی است، از علمای مطمئن و زاهد، متوفی 132هـ ق.
9) او عوام بن حوشب بن یزید شیبانی است با کنیه ابوعیسی واسطی، از رجال مطمئن و ثابت شده و از معاصران صغار تابعین است متوفی 148 هق
10) البدع و النهی عنها، ابن وضاح،ص56.
11) او ابوبکر بن عیاش بن سالم اسدی کوفی است از رجال مطمئن و عابد جز اینکه وقتی پیر شد، قدرت حافظه را از دست داد، متوفی 194هـ ق.
12) او یونس بن عبید بن دینار عبدی، ابو عبدالله بصری یکی از پیشوایان بصره از رجال مطمئن و علمای عامل، مطمئن بودن او را تائید کرده‎اند متوفی 139هـ .
13) او یحیی بن ابی عمرو با کنیه ابوزرعه شامی حمصی از معاصران صغار تابعین متوفی 148یا بعد از آن.
14) در نسخه مغربی در رباط مراکش: عبارت« بخمس عشرة سنة- به مدت پانزده سال» وجود ندارد و به نظر مترجم این نسخه از آنچه ما در بالا آورده‎ایم مرجح تر است؛ زیرا فاصله زمانی نزول قرآن تا شهادت حضرت عثمان(رض) چیزی در حدود 25 سال است نه 15 سال(مترجم).
15) او مقاتل بن حیان نبطی، ابو بسطام بلخی است از کسانی که معاصر صغار تابعین بوده‎اند، عالمی مطمئن و صالح است متوفی 150هـ .
16) او ابراهیم بن یزید بن شریک تیمی، ابو اسماء کوفی است از صغار تابعین و از بزرگان علمی و دانش عصر (متوفی192).
17) منابع روایتی این حدیث قبلاً ذکر شد.
18) او عبدالله بن احمد بن ابراهيم، با كنيه ابو العباس مشهور به ابياني تميمي است او عالمي آفريقايي است و گرايش به فقه شافعي داشته 