یثی که به پیامبرص متصل می شود و در روایت گفته می¬شود. قال النبی- قال رسول‎الله (مترجم)
7) ابن ماجه این حدیث را به صورت مرفوع روایت کرده است(45) و آلبانی این حدیث را در کتاب (ضعیف الجامع) ضعیف خوانده است(4873).
8) قضاعی این حدیث را در «مسند الشهاب» (2/263). روایت کرده است.
9) منابع روایتی این حدیث قبلا ذکر شد.
10) روایت حدیث از مسلم (2674) و ترمذی(2674).
11) روایت از مسلم(1017) و ترمذی(2675) از احادیث جریر بن عبدالله.
12) نوع حدیث، صحیح: روایت از امام احمد(4/126) و ابو داود(4607) این حدیث را آلبانی نیز صحیح دانسته است.
13) این حدیث به طرق دیگر نیز روایت شده است.
14) روایت از بخاری،(3606،3607،7084).
15) اين حديث را بخاري به شيوه هاي ديگر حكايت كرده است.
16) حديث متفق عليه: روايت از بخاري(111/1870/3047/6755) و مسلم(1370).
17) امام مالك اين حديث را روايت كرده است (1/8) و امام مسلم(249).
18) تخریج حدیث از ابو یعلی، مسند( 4100)
19) منابع روايتي اين حديث قبلا ذكر شده است.
20) روايت از بخاري(7307) و مسلم(2673).
21) روايت از مسلم (654)
22) مسلم(2408)
23) روايت از ابن وضاح در البدع اين حديث را روايت كرده است(ص34)
24) حديث حسن : منابع روایتی این حدیث قبلاً ذکر شد. 
25) نوع حديث ضعيف، روايت كرده است ابن عدي آن را در الكامل(2/324) و ابن عساكر در تاريخ دمشق(14/4)
26) نوع حديث ضعيف، « السلسلة الضعيفة» (1862) و نگا: ضعيف الجامع(12647).
27) ابن وضاح (ص62) با اسناد بسيار ضعيف اين حديث را روايت كرده است.
28) اسناد حديث حسن: طبراني آن را در الاوسط (4/281) روايت كرده است و هيثمي در المجمع (10/307) رجال آن را صحيح دانسته است به روایت، هارون بن موسي فروي).
29) منابع روايتي حديث ذكر شده است.
30) منابع روايتي حديث ذكر شده است.
31) نوع حديث ضعيف: نگا: ضعيف الجامع(3448) و« ضعيف الترغيب و الترهيب»
32) متقي هندي در « كنز العمال » آن را به دار قطني در الافراد نسبت داده است و خطيب نيز در المتفق و المفترق.
33) نوع حديث صحيح: صحيح الجامع(2152)
34) روايت از امام احمد(5/409).
35) نوع حديث صحيح روايت از امام احمد )1/407) و آلباني نيز اين حديث را در السلسلة الصحيحة صحيح دانسته‎اند.(281).
36) روايت حديث از مسلم (534).
37) نوع حديث ضعيف: نگا: ضعيف الترمذي(453) و ضعيف الجامع(5476).
38) نوع حديث صحيح: ابوداود آن را روايت كرده است(4343) و آلبانی در صحيح الجامع (570) آن را صحيح دانسته است.
39) حديث مرسل: حديثي است كه در روايت آن صحابي حذف شده باشد و تابعي بگويد قال النبي (مترجم)
41) نوع حديث ضعيف، امام احمد آن را روايت كرده است (5/232/243) از حديث معاذ بن جبل(رض) و آلباني در ضعيف الترهيب (ص206) اين حديث را ضعيف دانسته است.
41) الاجري في الشريعه(275).
42) امام سيوطي براي عمل به احاديث ضعيف سه شرط را مطرح كرده اند:
الف: حديث ضعيف غير شديد باشد و از دروغ گويان و متعصبين به كذب و دروغ دور باشد.
ب: در ذيل يك اصل حديثی صحيح آورده شود.
ج: هنگام اثبات حديث نبايد اصل بر عمل به آن باشد بلكه بايد اصل برخورد محتاطانه با آن باشد و حتي گفته شده است كه نبايد به حديث ضعيف عمل كرد. « مترجم»و آن بسيار است:
* آنچه كه از اصحاب حضرت رسول ص در نكوهش بدعت آمده است:
در روايتي صحيح از عمر بن خطاب(رض) آمده است كه وي براي مردم خطبه مي خواند و فرمود: « اي مردم، براي شما سنّت هايي مقرر و واجباتي، واجب شده است و بدانيد كه شما بر شاهراه اين راه آشكار قرار داده شده‎ايد (اما بيم آن مي رود كه) مردم به گمراهي كشيده و به سستي( چپ و راست) جز صراط مستقيم کشانیده شوند» آنگاه عُمر با يكي از دستان خود بر ديگر دستش زد و گفت:« بپرهيزيد از اينكه در باره¬ی آيه رجم (سنگسار كردن مردو زن زانی) به هلاكت بيفتيد و يكي از شما بگويد: ما احكام اين دو حد را (سنگسار كردن زن و مرد ازدواج كرده بر اثر زنا 2- حدّ تازيانه بر جواني كه ازدواج نكرده ولی مرتكب زنا شده) در كتاب خدا نمي بينيم در حالي كه رسول خدا سنگسار و رجم زنا كاران ازدواج كرده را انجام داد و ما هم همچنين تا پايان حديث»(1) 
در صحیح بخاری از حذیفه(رض) روایت شده است که گفت: «ای عالمان به قرآن و سنّت، بر تمسّک به کتاب خدا و اقتدا به سنّت رسول‎اللهص ثبات قدم ورزید که اگر اینگونه کردید بر دیگران پیشی گرفتید، امّا اگر به راه‎هایی غیر از کتاب خدا و سنّت رفتید [بدانید] که در گمراهی شدیدی افتاده‎اید»(2) 
از عمر(رض) به شیوه‎ای دیگر روایت شده است که به مسجد رفت و بر روی آن ایستاد و گفت: ای گروه عاملین به قرآن و سنّت! صراط مستقیم دین را پی گیرید که اگر بر آن راه رفتید پیروز شده‎اید و اگر راه را گم کرده و در مسیر غیر مسیر دین گام برداشتید شما در گمراهی شدیدی گرفتار آمده‎اید»(3) 
در روایت ابن مبارک آمده: « به خدا قسم اگر ثبات ورزید شما پیروزی فراوانی حاصل کرده‎اید»
از همو نقل شده که گفت: «ترسناک¬تر از آنچه مردم از آن هراسانند دو چیز است: ترجیح دهند و اختیار نمایند آنچه را که می بینند بر چیزی که به علم یقین می دانند و بدان سبب به گمراهی بیفتند و درک نکنند» ودر ادامه گفت: چنین افرادی از بدعت گزارانند.
از او باز روایت شده است: «که وی دو سنگ را به دست گرفت و یکی از آنها را بر دیگری قرار داد، سپس به یارانش گفت: آیا مابین این دو سنگ روشنایی می بینید؟ گفتند: ای اباعبدالله، جز نوری ضعیف چیزی دیده نمی شود. گفت: به خدایی که جانم در دست اوست بدعتها آشکار می شوند به گونه‎ای که از حق جز روشنایی مانند این دوسنگ چیزی دیده نمی شود. به خدا قسم، بدعت¬ها شایع و همه گیر خواهند شد به گونه‎ای که اگر چیزی از آن بدعتها ترک گفته شود خواهند گفت: سنّتی از سنّتهای حضرت رسول ترک شده است»
و از او باز روایت است که گفت: « اولین چیزی که از این دین از دست خواهد داد امانتداری است و آخرین چیزی که از دست می دهید نماز است. و اصول آن، اصل به اصل شکسته خواهد شد و زنان در حالی که حائض‎اند نماز می گذارند و شما از ملل قبل از خود قدم به قدم و مو به مو پیروی خواهید کرد و در این پیمایش انحرافی هیچ خطایی نخواهید داشت تا جایی که فقط دو گروه بزرگ باقی می ماند و یکی از آن دو خواهد گفت: وضع نمازهای پنجگانه را چه شده است؟ به واقع آنان که قبل از ما بوده‎اند در گزاردن نمازهای پنجگانه، گمراه شده‎اند. نه این است که خداوند در قرآن کریم نمازهای گزاردنی را سه تا می خواند:
(وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِينَ) هود: ١١٤
در دو طرف روز وقت نماز صبح و عصر و در اوایل شب چنانکه باید نمازها را به جای آورید» بر همین اساس جز سه نماز از نمازهای پنجگانه را نخواهند گزارد و یکدیگر را گویند: مومنان به خدا مانند مومنان به فرشتگان‎اند و در میان ما کافر و منافقی نیست، لذا حق است که خداوند آن گروه‎ها را با دجال محشور کند» (4) 
و این سخن موافق و همخوان با حدیثی است که ابن رافع از رسول خداص روایت کرده است که فرمود:
«لا الفینَّ احدکم متّکئاً علی اریکته یاتیه الامرُ من امری مما امرت