 به این خطا دچار کرده است؛ چون افعال تنوین نمی پذیرند. فرد قریشی متحیر شد ولی به این قانع نشد. ابن مجاهد به او گفت: تمام مصاحف قرآنی را می آوریم و جلو خود می گذاریم تا ببینیم آیا کلمه ی «تحید» با تنوین آمده یا بدون تنوین. وقتی به آنها نگاه کردند دیدند که بدون تنوین اعراب گذاری شده است. پس آن قاری قرآن به حق بازگشت. داستان در اینجا به پایان می رسد. ای کاش قضیه ی ما هم مثل این بود؛ ولی آنان از گردن نهادن به حق و صواب امتناع کردند .
هفتم: رأی افرادی که معتقدند عمل جمهور ائمه ی جماعات و مسلمانان در امروز راجع به پایبندی به دعای دسته جمعی پس از نمازها و التزام و پایبندی دو مؤذن نماز صبح به تثویبِ مکروه موقع اذان، به طور مطلق صحیح است بدون آنکه مخالفت یا موافقت با شریعت در نظر گرفته شود و اینکه کسانی که با دلیلی شرعی اجتهادی یا تقلیدی با آنان مخالفت کنند، از سنت و روش مسلمانان خارج اند.
آنان در این کار به اموری استناد می کنند که دلیل معتبری ندارند. برخی از آنان بر این باورند که این عمل جمهور ائمه ی جماعات و مسلمانان از انسان های فاضل و صالح و عالم ثابت شده است .پس اگر خطا بود به آن عمل نمی کردند. این بلایی است که ما امروزه به آن گرفتاریم؛ چون اینان ادله ی شرعی و اقوال دانشمندان متقدم را عیب می دانند و نسبت به متأخرین گمان نیک دارند و چه بسا با اقوال متقدمین منازعه و مخالفت می کنند. پس اقوال گذشتگان را به گمان و احتمال خطا متهم می کنند و اقوال متأخرین را به آن متهم نمی کنند؛ کسانی که به اجماع مسلمانان شایسته ترند که اقوال شان به گمان و احتمال خطا متهم شود. هر گاه از اصل و اساس این عمل سؤال شود که آیا دلیلی شرعی دارد ؟ دلیلی را نمی آورند یا ادله ای مجمل را می آورند که به جزئیات آن علم ندارند؛ مثلا می گویند: این کار خیر یا خوب است و خداوند فرموده است : 
(الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) الزمر: ١٨
آن كساني كه به همه سخنان گوش فرا مي‌دهند و از نيكوترين و زيباترين آنها پيروي مي‌كنند
یا می گویند: این کار نیکی است و خداوند متعال می فرماید : 
(وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ) المائدة: ٢
در راه نيكي و پرهيزگاري همديگر را ياري و پشتيباني نمائيد،  و همديگر را در راه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني مكنيد.
هر گاه از اصل خیر بودن یا نیک بودن سؤال شد می مانند و چیزی نمی گویند. ظاهراً آنان با عقل خویش آن را خیر و نیک می دانند. پس حسن دانستن اعمال را عقلی می دانند و این تفکر منحرفان و کژدلان است و از نظر اهل سنت ثابت گردیده که این تفکر از بدعت های تازه ایجاد شده در دین می باشد.
برخی  از آنان سخنان قرافی و ابن عبدالسلام را مطالعه کرده اند که معتقدند بدعت ها پنج دسته اند. پس می گویند: این بدعت حسنه است. و چه بسا این رأی را به وسیله ی این حدیث اصلاح می کنند : 
« ما رآه المسلمون حسناً فهو عندالله حسن »(1)  « هر چه را که مسلمانان نیک بدانند، از نظر خدا هم نیک است».
معنـــای حدیث از نظر عالمان اسلامی این است که هر گاه دانشمندان اسلامی در مسأله ای اجتهادی بحث و بررسی کردند و با همدیگر تبادل نظر نمودند آن وقت هرچه را نیک دانستند از نظر خدا هم نیک است؛ چون مطابق اصول شریعت می باشد. دلیل آن این است که عالمان اسلامی متفق اند که مردم عوام هر گاه مسأله ای را مورد بحث و بررسی قرار دهند و اجتهادشان به نیک دانستن حکمی شرعی منجر شود از نظر خدا نیک نیست تا اینکه موافق شریعت باشد. و کسانی که در این مسأله با آنان سخن می شود به اتفاق ما و آنان مجتهد نیستند. پس استناد به این حدیث جهت دانستن یا زشت دانستن چیزی بدون دلیل شرعی فاقد اعتبار و ارزش دینی  می باشد .
عده ای از آنان فراتر از آن ادعا می کنند تا جایی که ادعای اجماع تمامی مردمان مناطق مختلف در آن را دارند در حالی که از دانشمندان مناطق و شهرهای مختلف تحقیق نکرده و از تبیینات و آرای آنها که جمهور علما ء بر آن اند آگاهی ندارند و هیچ خبری از مناطق مختلف ندارند. پس اینان در روز قیامت در این باره مورد سؤال و بازخواست قرار می گیرند.
منشأ این پریشانی ها و تناقض گویی ها حسن ظن به اعمال متأخرین هر چند شریعت خلاف آن را آورده باشد و ماندن با اشخاص بدون تلاش برای رسیدن به حق، می باشد. 
هشتم: گروهی اشخاص  را وسیله ای برای هواهای خود قرار داده اند. هر گاه غرض برخی از اینان در حکم یک حاکم یا فتوای یک مفتی معلوم شود، به دنبال اقوال علما ء در آن مسأله می روند تا اینکه قول موافق سؤال کننده را بیابند آنگاه به آن قول فتوا می دهند و گمان می کنند که حجت و دلیل شان در آن، گفته ی کسانی است که می گویند: اختلاف علما مایه ی رحمت است. سپس پیوسته این شر در میان پیروان و پیروانشان پخش می شود .
تا جایی که خطابی از یکی از آنان نقل کرده که می گوید: هر مسأله ای که یکی از علما قائل به جواز آن باشند خواه مخالف قول جماعت علما باشد و خواه مخالف نباشد، پس آن مسأله جایز است. این موضوع به صورت واقعی اش در کتاب ( (الموافقات )) بیان شده است .
نهم: آنچه که خداوند متعال از دانشمندان یهودی و مسیحی نقل کرده  و می فرماید : 
(اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ ) التوبة: ٣١ 
(يهوديان و ترسايان علاوه از خدا،  علماء ديني و پارسايان خود را هم به خدائي پذيرفته‌اند (چرا كه علماء و پارسايان،  حلال خدا را حرام،  و حرام خدا را حلال مي‌كنند،  و خودسرانه قانونگذاري مي‌نمايند،  و ديگران هم از ايشان فرمان مي‌برند و سخنان آنان را دين مي‌دانند و كوركورانه به دنبالشان روان مي‌گردند).
ابوعیسی ترمذی از عدی بن حاتم روایت کرده که گوید: پیش پیامبر(ص) آمدم در حالی که صلیبی طلا در گردنم بود. آن حضرت فرمود: « یا عدی !اطرح عنک هذا الوثن »: « ای عدی ! این بت را از گردنت بینداز».
و از او شنیدم که این آیه ی سوره ی برائت را می خواند: 
(اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ ) التوبة: ٣١  
آن گاه فرمودند: « أما إنهم لم یکونوا یعبدونهم و لکنهم کانوا إذا أحلوا لهم شیئاً استحلوه و إذا حرموا علیهم شیئاً حرموه »(2)  « اما آنان دانشمندان یهودی و مسیحی را نمی پرستیدند بلکه آنان وقتی چیزی را برای مردم حلال می کردند مردم آن را حلال می دانستند و هر گاه چیزی را بر آنان حرام می کردند آن را حرام می دانستند ». 
در تفسیر سعید بن منصور آمده که به حذیفه گفته شد: نظرت درباره ی این آیه چیست ؟
(اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ) التوبة: ٣١  
حذیفه گفت: اما مردم برای عالمان یهودی و مسیحی نماز نخواندند بلکه آنان هر حرامی را که برای مردم حلال می کردند مردم آن را حلال می دانستند و هر حلالی را که بر آنان حرام می کردند مردم نیز آن را حرام می دانستند. این ربوبیت آنان است.
طبر