مان گفتم: ديشب چه خورده اي؟ گفت: به ياد نمي آورم. گفتم: پس با چه مدرکي خودت را جهنمي مي کني! با استناد به داستانهايي که بين 250 تا 400 و حتي 1200 سال(26)  پس از پيامبر اكرم نوشته و مکتوب شده و از حالت شفاهي درآمده و تازه 1400 سال دست به دست شده تا به تو رسيده است؟ و هر کسي رسيده لابه لاي متون آن، دستکاري و اعمال نظر کرده است؟
138.	ابوجهل ها و خوارج دوران ما يا اصلا در اصول دين خود تحقيقي ندارند و يا اگر دارند مسير تحقيق آنها همانجايي مي رود که خود آنها مي خواهند!!! و به هر حال محال است کتب مخالف را بخوانند چون ممکن است گمراه شوند! ولي عزيز دلم اگر فقط کتب موافق را بخواني به همينجايي که هم اکنون هستي مي‌رسي! يعني به همان نتايج تقليدي قبلي! پس چرا خودت را زحمت بيهوده مي‌دهي؟ (مثل اسب عصاري که صبح تا شب تاب مي خورد و هنگاميکه چشمش را باز مي کنند مي بيند همانجاي اول ايستاده! نمي خواهد زحمت بکشي و تحقيق کني همينجا که ايستاده اي بايست!)
139.	من تمامي کتب تاريخي را زير و رو کردم و به قدري در اين زمينه فکر کردم انگار يکي از افراد همان زمان شدم. تعجب من اينجاست که فهميده ام تاريخ، ساده دل تر و رک تر و صريح الهجه تر و بي غل و غش تر از حضرت عمر را نيافريده ولي مداح و روحاني شيعه او را حيله گر و دروغگو و حسود معرفي مي‌کند و اين نيست جز به خاطر بي سوادي مردم. عزيزان من دکتر شريعتي به فرزندش وصيت کرده: اگر مي خواهي به دست هيچ ديکتاتوري گرفتار نشوي يک کار بکن: بخوان و بخوان و بخوان.
140.	محقق شيعه وقتي در مخمصه و تضاد گير مي کند دست به دامان يکي از اصطلاحات زير مي شود:
-	امام در آن لحظه به علم غيب خود رجوع نکردند!!!
-	تقيه
-	توريه
-	مصلحت 
-	مماشات 
-	نويسنده، اشتباهي اين نکته را آورده!(27) 
ولي من مطمئنم در قرن حاضر، حتي کودکان دبستاني نيز متوجه اين دوز و کلکها مي‌شوند.141.	مادري در حضور فرزندان به پدر توهين مي کرد البته پدر، بد دهن و سيگاري بود و... بچه ها وقتي بزرگ شدند مانند پدر و مادرشان شدند. ولي پدر و مادر، جامعه و دولت را مقصر مي دانستند! وقتي علماء و آقابالاسرها در پشت بلند گو و به صورت شبانه روزي به حضرت عمر و ابوبکري که حد اقل يک ميليارد از مسلمانها به آنها علاقه داشته و نزد آنها مقدسند توهين کرده و از هرگونه بدگويي و دروغ و ناسزايي ابا نمي کنند آنگاه شخصي به نام سلمان رشدي مي آيد و به پيامبر اسلام توهين مي کند و يا روزنامه هاي دانماركي كاريكاتورهاي نبي اكرم را مي كشند(28) ،  آقايان که بنيانگذار حرمت شکني هستند عصباني مي شوند و آمريکا و انگليس را مقصر مي دانند.
142.	طبق داستاني افسانه اي روزي مرده شويي مشغول شستن جسد ميتي بوده. اطرافيان داشتند پشت سر ميت بدگويي  مي کردند. مرده شو با خشم مي گويد: بس کنيد شيطان هم دست از سر او برداشته و شما دست بر نمي داريد! ناگهان ميت دست او را گاز مي گيرد. مرده شو تعجب مي کند. شب هنگام ميت را در خواب مي بيند. علت را از او مي‌پرسد. مي گويد: من خيلي گناه داشتم و آنها داشتند با حرفهايشان گناهان من را پاک مي کردند و نامة اعمال خودشان را سياه و تو با حرفي که زدي باعث شدي مقداري از گناهان من باقي بماند.  اکنون من مطمئن  شده ام بسياري از آقايان از شيطان بدترند که دست از سر کساني که 14 قرن پيش مرده اند بر نمي‌دارند. 
143.	در سراسر قرآن سخن از ايمان است و عمل صالح. ولي نويسنده و سخنران شيعه در خصوص قضاياي تاريخي نه ايمان و علم صددرصد و يقيني دارد و نه رفتارش از مصاديق عمل صالح است. عمل صالح عملي است که موجب صلح و صفا و اتحاد مي شود ولي آقايان عملشان عمل فاسد است آيا فحش و ناسزا و دروغ و تهمتي که موجب تفرقه و اختلاف در امت اسلامي است عمل صالح است يا عمل فاسد؟ به اين آيه دقت کنيد: انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويکم (سوره حجرات آيه 12) همانا مومنان با يکديگر برادرند پس ميان برادران خود صلح و آشتي برقرار کنيد.
144.	نکته تاسف آور و خنده دار در مورد هموطنان شيعه من آن است که در تمام احاديث سفارش به آشتي دادن و اصلاح امور بين مردم شده و حتي دروغ که بزرگترين گناه است را براي آشتي بين دو مسلمان جايز شمرده اند ولي علامکها و مداحکها و قلم به دستان نادان، براي ايجاد خونريزي و عداوت و کينه بين شيعه و سني دروغهايي را به هم مي بافند تا دو گروه عمده از جامعه اسلامي را از هم جدا کنند و دول مخالف اسلام نيز از آن سو نقشه هاي خود را عملي کنند. تنها مدرک معتبر و مستدل آقايان نيز اين است که در کتب خودشان اين مطالب را نوشته اند ولي عزيز دلم هزار و يک مطلب وحشتناکتر و اشتباهتر در بحارالانوار و مفاتيح و حتي اصول کافي آمده پس آنها هم بيايند و هو کنند!
145.	اگر نيت ابوبکر توطئه و دسيسه بود و قصد خلافت داشت و به قول آقاي سليم ابن قيس، در کنار کعبه پيمان نامه توطئه نوشته بودند و... آري چرا با اين وجود، در يکي دو روز مانده به وفات پيامبرصلی الله علیه و سلم به منزل زن دومش در سنح رفت و از مدينه دور شد و همانجا در مدينه مترصد فرصت نماند؟؟؟؟
146.	عجيب است که احاديث مختلفي از زبان حضرت علي به استناد سخنان پيامبرصلی الله علیه و سلم وجود دارد که اي علي تو پس از من با سه گروه (مارقين و قاسطين و ناکثين) خواهي جنگيد و حتي نشانه آن مردي که پستان بزرگ داشته است (حضرت علي او را در ميان کشته شدگان خوارج مي بيند) را نيز به حضرت علي  مي دهند ولي حتي يک حديث از زبان حضرت علي در رابطه با تخلفات حضرت عمر و ابوبکر (که پيامبر گفته باشد) وجود ندارد؟ با اينکه به زعم شيعه اين تخلفات مهمتر و نزديکتر به زمان رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم بوده است. مگر اينکه به احاديث جعلي کتاب موهوم سليم ابن قيس يا بحار الانوار مراجعه کنيد. گرچه دوران اين دوز و کلکها رو به پايان است. 
147.	برخي از نويسندگان و وبلاگ نويسها مي گويند حضرت عمر و حضرت ابوبکر لياقت حکومت را نداشتند زيرا معناي ابا و کلاله را نمي دانستند. من حرفي براي گفتن ندارم. قضاوت با عقل و شعور خوانندگان.
148.	اگر نويسنده و مداح و واعظ شيعه راست مي گويد و در بيان حقايق هيچ تعصبي ندارد. چرا وقتي در مورد فدک داد سخن مي دهد نمي گويد که حضرت عمرابن خطاب 2 سال بعد آنرا پس داد؟ چرا نمي‌گويد وقتي حضرت عمر، فدک را پس داد تازه بين علي و عباس درباره مالکيت آن اختلاف شد؟ چرا نمي گويد مالکيت آن را نگرفتند بلکه استفاده از عين و نمائات آن را گرفتند؟ چرا نمي گويد حضرت ابوبکر عوايد آنرا براي خودش نمي‌خواست بلکه براي تجهيز سپاه اسلام در سرکوب شورش رده که زکات نمي‌دادند مي خواست؟ آري چرا هنگام بيان يک مطلب يا حتي يک حديث يا آيه، همه آنرا نمي گويند بلکه فقط يک قطعه از آن را که به نفع خودشان است انتخاب و برجسته  و به صورت نيمه جويده در بوق و كرنا مي كنند؟ 
149.	بزرگترين گناه حضرت عمر اين بود که به ايران حمله کرد و باعث مسلمان شدن ايراني ها شد. وگرنه محال بود در ايران يک دشمن هم داشته باشد.
150.	انسان در صورتي حق دارد به دي