 در سطح جامعه وجود دارد و كسانی كه می دانند و مردم را آگاه نمی‌كنند گناهكارند. و طرفه اینجاست كه خود او به فروع چسبیده و دیگران را متهم می‌كند كه سرچشمه و اصل را رها كرده اند!!!! 
•	اطلاعات و بیان و عمل شیعه بیشتر از روی داستانهای تاریخی است تا احادیث (چه برسد به قرآن) در صورتیكه ملاك همه كارها و حتی ملاك و محك احادیث، قرآن است. آری در قرآن  نمی‌توان  دستكاری كرد ولی با روایت و داستان و حدیث (كه مردم هم بهتر آنرا دوست دارند و هم بیشتر در آنها اثر می گذارد) می توان همه كاری كرد. این آقایان گاه حتی یك حدیث یا یك آیه هم از حفظ نیستند ولی تمام قصه های دروغین را با تمام شاخ و برگهای آن  مو به مو از حفظند. 
•	آدم امروز همه در دعواها و نزاعهایی كه بین دوست و افراد نزدیك رخ می دهد نمی‌تواند بفهمد حق باكیست و من نمی دانم چگونه عده ای از روی چند داستان تحریف شده و دروغین تاریخی درباره افراد قضاوت می كنند. 
•	اگر ما براستی پیرو علی هستیم و رفتار او الگوی ما است و ما باید جای پای او پا بگذاریم (و از همین شعارها كه گفتن آن آسان و عمل به آن دشوار است) حضرت علی با حضرت عمر و حضرت ابوبكر و حتی حضرت عثمان، بیعت كرد و حتی از آنها با شمشیر فرزندانش دفاع هم كرد. این یعنی چه؟ یعنی اینكه تو اگر واقعا پیرو او هستی درباره خلفاء، ساكت باش و هیچ نگو. آیا تو كاسة داغتر از آش شده ای. من از مردم عامی تعجب نمی كنم ولی از كسانی كه ادعای فضل و دانش و ملا بودن می كنند در تعجبم مگر اینكه قبول كنم كاسه ای زیر نیم كاسه است و این افراد، منافعی دارند و وظیفه ای از سوی استعمار برای ایجاد تفرقه.
منابع 
-	قرآن 
مــا ز قــرآن مغز را بـرداشتیم 		        پوست را بهر خران بگذاشتیم
از خدا می خواه تا زین نکته ها  		     در نلغـزی و رسـی در منتهـا
زانکه از قرآن بسی گمــره شدند                    زان رسن، قومی درون چه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود 	          چون تو را سودای سر بالا نبود
که ز قرآن گر نبیند غیر قال	                      این عجب نبود ز اصحاب ضلال

مثنوی مولوی
 برای رهایی مسلمین از انحطاط و ذلت كنونی و رسیدن به عزت و سعادت نخستین، لازم است كه اسلام حقیقی شناخته شود و پندارهای بی اساس و اوهام باطلی كه به نام افكار و عقاید دینی در بین تودة عوام حتی در میان بعضی از خواص و طبقه روشنفكر و درس خوانده نیز رواج یافته از میان برود... و اینكار منحصراً در اسلام ممكن است و بس. زیرا در میان جمیع كتب آسمانی فقط قرآن است كه بدون هیچ تغییر و تحریفی در همان زبان زنده و رایج.... محفوظ مانده... بنابر این درمان جمیع دردها و اصلاح همه مفاسد و وصول به همه سعادات را باید از قرآن خواست. و همین است راهی كه پیامبرصلی الله عليه وسلم  برای رهایی از گرفتاریها و سختی ها نشان داده و فرموده: (فاذا التبست علیكم الفتن كقطع اللیل المظلم فعلیكم بالقرآن): آنگاه كه انواع بلا و شدت مانند پاره های شب تاریك در هم آمیخت و شما را فرو‌پوشید به قرآن پناه برید. و پس از چند جمله دیگر فرمود: قرآن راهنماست به بهترین راه دلالت و هدایت می‌كند. خود قرآن نیر همین حقیقت را اعلام می‌كند: [إِنَّ هَذَا القُرْآَنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ] {الإسراء:9} : محققاً این قرآن به راه و روش راست تر و استوارتر راهنمایی می‌كند. (8)  
اكثر قریب به اتفاق علمای شیعه و سنی معتقدند قرآن موجود همان قرآنی است كه توسط خداوند بر پیامبر نازل شده و حتی یك آیه از آن كم و یا زیاد نشده است.(9) 
در فهم و عمل به آیات قرآن چند نكته به ذهن می رسد كه بیان آن در این تحقیق ضروری به نظر می‌رسد:
	استفاده از آیات قرآن برای پیش بردن اهداف سیاسی یا تبلیغ یك مكتب، عملی بسیار زشت و ناپسند است. مانند خوارج كه شعار خود را (ان الحكم الا‌لله) قرار دادند. یا عمروعاص كه گفت: قرآنها را بر سر نیزه كنند و... 
- این فكری بسیار اشتباه است كه فقط هر كس وارد ساختمانی به خصوص شد (به نام دانشگاه یا حوزه یا...) و لباس مخصوصی پوشید، درست فكر می‌كند و اگر افرادی دیگر با مطالعه در خانه یا ضمن تبادل اطلاعات با سایر اندیشمندان به نتایجی رسیدند، سخن آنها اشتباه است. براستی آیا درک تفكر اسلامی یعنی علم به قواعد پیچیده صرف و نحو عربی (كه حتی بین خود علمای سنی و شیعه بر سر معنای یك كلمه مثلاً مولی، قرنها اختلاف نظر و مباحثات بیهوده وجود داشته و دارد) مهمتر است و یا فهم و عمل به روح قرآن و احادیث؟
-	دکتر علی شریعتی: گفتند هر کس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاهش آتشی فرود آید. در حالیکه سخن پیامبرصلی الله عليه وسلم : من فسرالقرآن برایه فلیتبوء مقعده من النار است یعنی هر کس با نظر خودش (رای خودش)  قرآن را تفسیر کند... و این سخنی بسیار علمی و منطقی است و اصل تحقیق است که محقق در جستجوی حقیقت باید ذهنش را از نظریات شخصی و عقاید قبلی و به اصطلاح دانشمندان اروپایی از پیشداوری خالی کند تا وقتی متنی را تفسیر می کند معنی حقیقی آنرا بتواند دریابد. نه اینکه هر کلمه ای و تعبیری را با رای قبلی خود به زور تطبیق دهد و با سلیقه و عقیده خاص خود آن را توجیه و تاویل نماید. می بینیم چطور هوشیارانه "رای" را "عقل" معنی کردند و چون خواندن و فهمیدن و عمل کردن به هر سخنی و کتابی جز با "عقل" امکان ندارد مردم را از ترس اینکه مقعدشان نسوزد از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند و بعد خودشان در حالی که "تفسیر به عقل " را تحریم کردند بر خلاف همین حدیث، قرآن را سراسر به " رای خود " تحریف و توجیه و تاویل کردند و به صورت کتابی معرفی کردند که همه اش در تعریف و تمجید یا فحش و بدگویی نسبت به چند نفر از اشخاص پیرامون پیغمبر است و آن هم چون از آنها می ترسد، همه اش به گوشه و کنایه و غیرمستقیم است، به طوری که خود آنها هم متوجه نمی شوند! (10) 
-	منظور خداوند در آیات قرآن و تفسیر قرآن را باید از خود قرآن فهمید كسی كه روحش با آیات الهی عجین شده باشد برای درك منظور خداوند نیازمند دیگران نیست. چیزی كه برای هدایت آمده و مرتباً خودش را نور و هدایت و فرقان و وسیلة نجات معرفی كرده نمی‌تواند نیازمند به هادی و معرف دیگری باشد زیرا درگیر یك دور و تسلسل پوچ می‌شود. خداوند به صراحت اعلام كرده كه این كتابیست كه تفصیل آن نیز داخل خود آن است: [كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آَيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ] {هود:1}  و بسیار عجیب است اگر معتقد باشیم چنین كتابی نیازمند تاویل و تحریف توسط دیگران است. و اینگونه باب تحریف قرآن را بروی همه باز كنیم. مانند كشیشها واسطه بین مردم و خداوند نشوید. اجازه بدهید مردم خودشان مستقیما با خداوند مرتبط شوند و فقط او را شاهد و ناظر اعمال و نیاتشان بدانند. نگذارید مردم به مرور دچار شرك و تردید شوند. 
-	تاویل به معنای تحلیل غیر عرفی و خارج از چارچوب معمول معرفتی از یك موضوع است. شاید به همین خاطر باشد كه اصولاً هیچكس تاویل در كلامش را نمی پسندد و اهل تاویل مع