ند. یك موقع است نمی خواهد بداند. خوارج حزب الهی اینگونه اند اولین شرط تحقیق این است كه آدمی بخواهد بفهمد. وگرنه اگر از همان اول كار، خودش را برحق بداند (مثل ابوجهل) مسلماً نمی‌خواهد و موضع گیری می‌كند و چون نمی خواهد، نمی فهمد. و آدم نفهم یعنی: ابوجهل. 
•	ممكن است آقایان مانند همیشه در برابر تحقیق حاضر از چماق تكفیر و وهابی بودن نویسنده و اینكه كسانی می خواهند شبهه وارد كنند استفاده كنند ولی باید بگویم: نویسنده این كتاب، شب نخوابیده و صبح بیدار نشده كه ناگهان سئوالی به عنوان شبهه مطرح كند بلكه تحقیق حاضر حاصل روزها و ساعتها و ماهها مطالعه و تحقیق و تفكر و تعمق در میان كتب مختلف دینی و تاریخی و گفتگو و بحث با اساتید مربوطه است. ایراد یك شبهه كه براحتی قابل پاسخگویی است بسیار متفاوت است با صدها صفحه دلیل و مدرك معتبر تاریخی و عقلی و علمی كه حتی برای یك صفحة آن هم پاسخ قانع كننده پیدا نخواهید كرد. 
•	دانشمندان، معتقدند برای درک و شناخت هر چه بهتر و دقیقتر یک پدیده باید آنرا به ریزترین قطعات تقسیم و سپس آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. و من اینک در این تحقیق سعی در آنالیز تفکرات خرافی شیعه دارم.
•	علت اینكه روحانیون می ترسند حقایق تاریخی و پوچ بودن افسانه های تاریخی را برای مردم بگویند و به جای آن مرتباً در صدد توجیه دروغهای تاریخی هستند این است كه فكر می كنند با گفتن حقیقت مردم نسبت به آنها بی اعتنا می شوند و حتی ممكن است نسبت به كل دین بد بین شوند. البته شاید در قرون گذشته كه توده مردم بیسواد بودند چنین چیزی اتفاق می افتاد ولی من به شما قول می‌دهم اگر حقیقت را برای مردم بگویید ارزش شما نزد مردم دو چندان خواهد شد. 
•	هر چند من، افتخار ملاقات حضوری و تك تك با خوانندگان محترم را ندارم و در نتیجه امكان مباحثه وجود ندارد. ولی ممكن است خوانندة عزیز، هنگام مطالعه با من دوم خودش (یا همان وجدان) گفتگوهایی داشته باشد. پس برای اینكه شیطان درونی او را به جای مباحثه به مجادله نكشاند باید تفاوت جدل و بحث، برای خواننده روشن شود:
هنگام جدل، دو طرف تلاش می كنند نظرات خود را به یكدیگر تحمیل كنند و هیچ توجهی به نظرات یكدیگر ندارند! 
در بحث، پیرامون روشها و موضوعات اصلی بررسی و تبادل نظر می‌شود و پای افراد و اشخاص به میان نمی‌آید ولی در جدل، از آنجا كه هدف اصلی كوبیدن طرف مقابل است پای افراد و اشخاص نیز به میان می آید!
در مباحثه طرفین از قبل قصد دارند و می خواهند به یك نتیجه روشن و واحد دست یافته و حقیقت و راه درست را پیدا كنند ولی در مجادله دو طرف از قبل، خودشان را برای نبرد و پیروز شدن آماده می كنند! اینكه حق با آنها باشد یا نباشد چندان مهم نیست. هدف پیروز شدن و به كرسی نشاندن حرف خود است. 
هنگام جدل، طرفین، آرام آرام، احساساتی شده و لحظه به لحظه به نقطه دشمنی و تضاد نزدیك می شوند ولی در بحث، نتایج به دست آمده مورد رضایت طرفین واقع می‌شود و لحظه به لحظه به توافق و اتحاد نزدیك می شوند. 
ولی متاسفانه در مسائل مذهبی از آنجا كه پای خدا و پیغمبر در میان است و معیارها (حق مخلوط با باطل) در عمق و روح افراد ریشه كرده و با باورهای چند صد ساله مردم گره خورده است، تصحیح اشكالات، بسیار دشوار است. و كمتر اتفاق افتاده مشكلی از طریق مباحثه حل شده باشد بلكه متاسفانه در بیشتر مواقع كار به جدل و در نهایت، خشونت و فحاشی و حتی زد و خورد منجر می‌شود. 
•	اعتقاد به اصول دین، باید بر مبنای تحقیق باشد و نه تقلید. برای همین هر شیعه موظف است اصل امامت را با تحقیق برای خود روشن كند. البته با توجه به موضوع زیر:
پیش از ورود به اصل بحث لازم است به این نكته اشاره كنم كه كلمات در ادبیات عرب، غنای فراوانی دارد و همین نكته مثبت در برخی مواقع موجب بروز سوء تفاهماتی شده است كه یكی از این موارد، تشابه ظاهری میان عناوین: امامت، ولایت(با فتح و و با كسر و كه در یكی می‌شود دوست داشتن و در دیگری می‌شود حكومت و خلافت!)  و وصایت است. ما در این تحقیق، هیچ بحث و مناقشه و ایرادی پیرامون امامت، ولایت (با كسر واو به معنای دوستی و محبت) و وصایت حضرت علی و سایر ائمه نداریم. عمده تحقیق ما روی مساله خلافت، متمركز بوده و در پی آنیم كه ثابت كنیم خلافت با سه عنوان دیگر، متفاوت بوده و لازمه آن قبول اكثریت جامعه می باشد.(3)  ضمن اینكه خلافت، محدود به دوره زمانی و مكانی خاص و برای افرادی خاص (اعراب) و تحت فرهنگی خاص بوده ولی امامت (الگو و پیشوا بودن) می‌تواند برای تمام دورانها و همه انسانها باشد.(4)  برای همین حضرت علی (ع) و سایر انسانها و اصحاب خوب نبی اكرم می توانند پیشوای مسلمین باشند.
تمام ترس محقق شیعه این است كه اگر خلافت ابوبكر، تایید شود امامت حضرت علی زیر سئوال می رود در حالیكه این دو هیچ ربطی به هم ندارد زیرا: 
-	خلافت، متعلق به دوره ای كوتاه است  ولی امامت معیار همیشگی یك گروه یا یک ملت است.
-	خلافت، به تایید اكثریت مردم نیاز دارد ولی امامت متكی به تایید تاریخ است.حتی اگر یک نفر هم انسان را تایید نکند.(خداوند ابراهیم را یک ملت و  یک امام می نامد در حالیکه او تا زنده بود پیروی نداشت)
-	خلافت، سرپرستی خزاین مادی و امامت، عهده داری خزاین معنوی الهی است. (5) 
-	خلافت، تبعیت در امور سیاسی و لشكری و كشوری است ولی امامت پیروی در اصول دینی و فقهی و معنوی است. مانند سنی ها كه امامشان: ابوحنیفه،‌ شافعی و... است. 
-	تشخیص فرد لایقتر از لایق و حتی نالایق، ملاك مشخصی نداشته و منوط به تایید خبرگان و اكثریت جامعه است و حتی طبق شرایط زمانی و فرهنگی متفاوت،   می‌تواند متفاوت شود یعنی جامعه ای، مانند اعراب صدر اسلام، ممكن است بیشتر نیاز به فردی مانند حضرت عمر داشته باشد و یا جامعه پر مهر و محبت مانند ایران (البته در 1400 سال پیش) نیاز به شخصی با خصوصیات حضرت علی (ع) دارد و... 
•	آیا تا كنون برای لحظه ای هم كه شده با خودت فكر كرده ای آیا خدا تو را آفریده تا عمر عزیزت را بر سر دعواهای عمر و علی و شیعه و سنی و چپ و راست و مال و منال و... تلف كنی. براستی،آیا خداوند ما را برای این چیزها آفریده؟
•	اگر شما ساعتها داخل اتاقی باشید كه همه سیگار می كشند آنگاه یك نفر وارد شود و به شما اعتراض كند و بگوید این هوا برای شما ضرر دارد و بیرون اتاق، هوای تمیزی وجود دارد متوجه سخنان او نمی شوید مگر اینكه با اجبار شما را از آن اتاق، خارج كنند! و پس از یكی دو ساعت به همان اتاق، برگردانند آنوقت متوجه جو كثیف اتاق می شوید! من نیز انتظار ندارم به صرف این چند صفحه‌ای كه نوشتم نظر كسانی را عوض كنم كه از كودكی در هوای ضد عمر و ابوبكر، نفس كشیده اند. (پس چه بزرگوار بوده اند كسانی كه پس از یك عمر زندگی در محیط جاهلی به پیامبر اكرم ایمان آوردند!‌) ولی هدف من، بستن راه عذر و بهانه برای دیگران است تا در روز قیامت نگویند: ما نمی‌دانستیم و فریب آقا بالاسرهای خود را خوردیم.(6) 
•	مردم ای