پس واي بر مداحان و روحانيون از آتش.

1- علي: بهترين ميزان
بدانيد كه اين امت همچون امتهاي گذشته فرقه فرقه خواهد گرديد. از شري كه مي خواهد پديد آيد به خدا پناه مي برم. ( اين جمله را دوبار گفت ) آنچه پديد آمدني است خواهد آمد. و اين امت به هفتاد و سه فرقه در مي‌آيد. بدترين آنان فرقه اي است كه خود را به من ببندد و چون من رفتار نكند. (2) 	
	 حضرت علي (ع) قبل از جنگ جمل 
... نقل است که ( شبلي ) گفت: از جمله فرق عالم که خلاف کرده اند هيچکس دني تر از رافضي و خارجي نيامد زيرا که ديگران که خلاف کردند در حق کردند و سخن از او گفتند و اين دو گروه روز در خلق به باد دادند !(3)  

رفيق ترين و دوست ترين و خوبترين آدمها نيز گاهي با هم قهر و دعوا مي کنند پس بايد کل روابط في‌مابين آنها را بررسي کنيم و نه يکي دو گله گزاري جزئي و موردي و حتي شايد: دروغ را.
حضرت علي: از شخصيت كسي پرسش مكن از همنشينان او سئوال كن  ( آيا همنشينان پيامبر اكرم و حضرت علي كسي غير از صحابه و خلفاء بوده اند؟ ) 
علي از فقر مي ترسد؟ علي به فقر شكوه و افتخار بخشيده است... علي از دشمني و دشنام مي‌ترسد؟ زوزة سگان چگونه مهتاب را پريشان مي تواند كرد؟ علي از چه مي‌ترسد؟ علي چرا مي نالد؟ اين دو پرسشي است كه همواره در تاريخ مطرح است و دريغا كه شيعيان علي نيز هيچكدام آنرا ندانسته اند ! هيچكدام، توجيه و تفسير برخي از علماي بزرگ شيعه نيز چنان زشت است و سطحي كه من از يادآوريش نفرت دارم. غالباً شيعيان مي گويند علي از اينكه حقش را در خلافت غصب كردند و محرومش كردند ناله مي كند!! واي كه اين سخن از زبان شيعيان، شنيدنش براي علي چه دردآور است... شيعه خاص علي،‌ صاحب سر علي، كسي است كه اين دو را بداند‌.(4)   ( دكتر علي شريعتي )
•	حضرت علي مي فرمايند حق و باطل را ميزاني است که با آن سنجيده مي شود و افراد ملاک سنجش حق و باطل نيستند. چه بسا ايشان اگر زنده بودند ( البته ايشان زنده اند و اين ماييم که با اين افکار سبک و پوچمان در حقيقت مرده‌ايم)در رابطه با جنجالي که شيعه پيرامون حضرت عمر و حضرت ابوبکر راه انداخته مي‌گفتند: حق و باطل را مراتبي است و ميزاني خداوند: حق کامل است و شيطان باطل کامل است و آنچه بين آن است نزاعي و نبردي است ما بين خير و شر و خير و شر مطلق در جهان هستي وجود ندارد. اگر هم باشد متعلق به فيلمها است كه يك نفر مظهر خير مي شود و ديگري مظهر شر.
    مطمئناً بهترين و عادلانه ترين قضاوت، بررسي نظرات حضرت علي (ع) پيرامون اين قضاياست هرچند متاسفانه بنا به دلايل مختلف، مطالبي كه از ايشان در اين زمينه نقل شده بسيار اندك است ولي با همين مقدار اندك و همچنين بررسي مناسبات ايشان با ساير خلفاء مي توان به گوشه اي از حقايق دست پيدا كرد.
   از لابه لاي سخنان آن حضرت در نهج البلاغه ابتدا نظر ايشان را پيرامون حضرت عمر و حضرت ابوبكر و سپس نظر ايشان را در رابطه با خلافت بررسي مي كنيم.
-	حضرت عمر در زمان خلافت خود، دو بار هر بار به مدت حدود يكماه از مدينه خارج مي شود و حضرت علي را جانشين خود در مدينه مي گذارد. 
-	عمار ياسر از سوي حضرت عمر والي كوفه بوده است. 
-	سلمان فارسي از سوي حضرت عمر والي مدائن بوده است.

حضرت علي(ع) مي فرمايند: " تبعيت و همراهي با ما - و پيام و امر ما- دشوار و پيچيده است. بر دوش كشيدن اين بار سنگين را كسي نتواند مگر آن بنده اي كه خداوند قلب او را براي ايمان آزموده باشد. چه اينكه جز سينه هاي امانتدار و انديشه‌هاي استوار، ژرفاي گفتار و حديث ما را در نيابند.(5)  "متاسفانه شيعه با استناد به خطبه شقشقيه عمر و ابوبكر را غاصب خلافت قلمداد كرده اند ولي: 
•	حضرت علي در اين خطبه به بدي به طلحه و زبير اشاره مي كنند ولي ثابت شده كه پس از نبرد جمل ايشان بر جنازه اين دو نفر گريسته و نماز خوانده و حتي قاتلين آنها را نفرين كرده اند. 
•	اين خطبه، خبر واحد بوده و فقط از يك نفر نقل شده ولي در مقابل آن از 80 طريق نقل شده كه حضرت علي روي منبر براي خلفاء طلب آمرش كرده و باز از 80 طريق نقل شده كه به تمام فرمانداران خود ابلاغ كرده اند: هر كس مرا بر عمر و ابوبكر برتري دهد بر او حد مفتري مي‌زنم. آنگاه پس از چنين فرماني بيايند و خودشان روي منبر چنين سخناني را ايراد كنند ! و خود را برتر از همه معرفي كرده و حتي به آنها توهين هم بكنند ! كسي كه سپاهيانش را در جنگ صفين از دشنام دادن به سپاه شام، برحذر داشته است اكنون خودش به ابوبكر و عمر، توهين كند. !
•	اين خطبه خبري واحد است كه فقط از طريق عكرمه مولي ابن عباس نقل شده. جالب است كه بدانيد عكرمه از گروه خوارج بوده است و مي توان حدس زد علت جعل چنين خطبه اي توسط او چه بوده است. علت همان است كه دكانداران مذهب، امروز نيز از بيان اين خطبه دنبال مي كنند: اختلاف و تفرقه.
•	علامه اميني در كتاب فاطمه زهراء روايات مربوط به عكرمه را رد كرده پس چگونه است كه اينجا بايد روايت عكرمه را قبول كنيم؟ 
•	در اين خطبه حضرت علي در چند جا از خودشان تعريف و به خلفاء قبلي توهين کرده اند. کساني که متون تاريخي را مطالعه کرده اند مي‌دانند اين روش کاملا مخالف سيره و روش آن بزرگوار است. زيرا ايشان هميشه در کوفه و بر روي منبر براي خلفاء طلب آمرش کرده اند تا حديکه اين نکته به تواتر رسيده و کسي را ياراي رد کردن آن نيست. 
•	محققان معتقدند يكي از دلايلي كه باعث مي شد معاويه در نامه هاي خود به حضرت علي مرتباً به عمر و ابوبكر و وقايع پس از رحلت نبي اكرم اشاره كند اين بوده است كه حضرت علي سخنان او را تاييد كرده و خشمگين شده و نكته‌اي بگويد تا مخالفان بگويد: هان نگاه كنيد حق با ماست علي با خلفاي قبلي نيز مشكل داشته است. ولي حضرت علي با زيركي تمام و بر خلاف ميل روحانيون شيعه در تمام نامه هايي كه پاسخ معاويه را داده اند به غير از نيكي و خوبي از حضرت عمر و حضرت ابوبكر ياد نمي كنند. اكنون ايشان در زمان خلافت خود دشمنان متعددي دارند: خوارج - معاويه و مردم شام - افرادي ناراضي مانند طلحه و زبير و خانواده و طرفداران حضرت عثمان. آنوقت ايشان بيايند و روي منبر كوفه براي خودشان، دشمني طرفدران عمر و ابوبكر را هم درست كنند ! يعني همان چيزي كه دشمنان در پي آن بوده ! براستي چرا عكس العمل چنين خطبه مهيجي در هيچ كجاي تاريخ ثبت نشده و چرا فقط عكرمه آنرا نقل كرده است؟ 
•	در حديث از ائمه آمده که: (اذکروا امواتکم بالخير) و اين سخنان متضاد با اين حديث است.
•	مي گويند حضرت علي (ع) در زمان خلافتشان اين خطبه را ايراد کرده اند و ما مي دانيم مشکل بزرگ و اساسي که حضرت علي از همان روز اول با آن مواجه شدند موضوع قتل حضرت عثمان بوده. از سوي ديگر مي دانيم که در آن زمان تقريبا تمام مسلمانها علاقه و اعتقاد شديدي به حضرت عمر و ابوبکر داشته اند (حتي مردم کوفه ) آيا معقول است در چنان شرايطي حضرت علي، چنين سخناني را گفته باشند. توجه داشته باشيد که ايراد چنين سخنان تازه و تندي عليه خلفاء بايد در آن زمان، انعکاس شديد و وسيعي در