د!!! و اين اشعار در ديوان اوليه و اصلي حسان وجود نداشته است. (4) )
به هر حال، هرگز مبناي مجادله بين شيعه و سني، صحت واقعة غديرخم و توجه و عنايت خاص پيامبر به علي آنچنانكه ذكر شد، نبوده و نيست. نكته اختلاف، معني كلمه مولي است كه پيامبر آن را در سخنان خود به كار برده. شيعيان اين كلمه را به معناي رهبر، آقا و سرپرست مي‌گيرند و صريحاً علي را جانشين بلافصل پيامبرصلی الله عليه وسلم مي نامند. سنيان از طرف ديگر، كلمه مولي را به معناي دوست و ياور و يا محرم راز تفسير مي‌كنند. جاي ترديد نيست كه غناي ادبيات و لغات عربي نتيجتاً ابهام لغتي با دو معني ممكن، در بر دارد. سنيان ضمن اينكه حديث را قبول مي كنند چنين استدلال مي‌نمايند كه منظور پيامبرصلی الله عليه وسلم تشويق پيروانش به توجه بيشتر و ايجاد قدر و اعتبار و مهر و محبت براي علي (ع) پسر عم و شوهر يگانه دخترش فاطمه (س) بوده است. علاوه بر اين، شرايطي را كه به موجب آنها لازم شد تا پيامبر مردم را به اين امر نصيحت و تشويق كند شرح مي‌دهند. جمعي از مردم نسبت به رفتار دقيق، قاطعانه و عادلانه علي (ع) در توزيع غنائم هنگام اردوكشي به يمن كه تحت رهبري او صورت گرفته بود غر و لند مي كردند از هم اينجا بود كه آنان، ‌همراه با علي مستقيماً به مكه آمدند تا با پيامبر در برگزاري حج بپيوندند. پيامبر به خاطر زدودن چنين شكايات و سخناني بيمارگونه نسبت به علي ناچار شد تا در اين زمينه ايرادات فوق را بيان نمايد. با قبول اين توضيح، هنوز اين حقيقت پا برجاست كه با اعلام پيامبر در چنين موضوع فوق‌العاده‌اي، آن حضرت، علي  را با خود در قدرت و شخصيت برابر ساخت. حقيقتي كه براي احقاق حق شيعه، اساسي استوار را فراهم آورد. با در نظر گرفتن ماهيت مورد بحث در غدير خم، وقايعي كه در بالا به آنها اشاره شد، تمايل حضرت رسول نسبت به حضرت علي (ع) در بين اصحاب آشكار مي‌گردد گرچه شايد به خاطر رسم كهن مردم عربستان شمالي، كه انتخاب رهبر به عهده مردم گذاشته مي شد، بعقيده بعضي، پيامبر نتوانست علي را صريحاً به جانشيني منصوب كند.... نتيجتاً عقيده به اين موضوع كه مساله جانشيني پيامبرصلی الله عليه وسلم عمدتا جنبه مذهبي دارد تا سياسي محض. اعتقاد معروف قداست موروثي بني هاشم. همراه با وقايع فراواني كه در طول زندگي پيامبرصلی الله عليه وسلم به سود علي (ع) رخ داد اين ديدگاه را متبلور ساخت كه عده اي از اصحاب چنين حس كنند كه علي (ع) مناسب ترين فرد براي نگهداري ميثاق راستين الهي است. در مشاجرات حادي كه در سقيفه، بلافاصله پس از رحلت پيامبرصلی الله عليه وسلم درگرفت اين اصحاب نسبت به ابراز اعتقاداتشان در اين مورد ترديدي روا نداشتند. نتيجه مخالفت، كه اكنون به آن بر مي گرديم، موضوعي را كه سرانجام به بسط جدايي دائمي امت به سني و شيعه انجاميد مشخص مي كند. 
(توجه خوانندگان را به نكته مهمي جلب مي كنم كه در ادامة اين بحث پاسخگوي بسياري از شبهات خواهد بود به متن زير از تاريخ معتبر طبري دقت كنيد: يزيد بن طلحه گويد: وقتي علي ابن ابي طالب از يمن آمد - يعني چند روز قبل از واقعه غدير-  كه پيامبر را در مكه ببيند با شتاب بيامد و كسي از ياران خود را به سپاه گماشت و او حله هايي را كه از يمن آورده بود به كسان پوشانيد و چون سپاه به مكه نزديك شد علي براي ديدن آنها برون شد و ديد كه حله‌ها را پوشيده اند و گفت: چرا چنين كردي؟ گفت: اينان را پوشانيدم كه وقتي آمدند آراسته باشند علي گفت: از آن پيش كه به نزد پيمبر خدا رسند حله ها را برگير. گويد حله ها را برگرفت و سپاهيان از اين كار آزرده شدند (و بعيد است كه همه ساكت نشسته باشند)  ابوسعيد خدري گويد: كسان از علي ابن ابي طالب، شكايت داشتند و پيمبر ميان ما به سخن برخاست و شنيدم كه مي گفت: اي مردم، از علي شكايت نكنيد كه او در كار خدا – يا گفت در راه خدا – خشونت مي كند. (تاريخ طبري ص 1276) از اينجا دامنة شايعات گسترش مي بايد تا حدي كه پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم در منطقه غدير خم مجبور مي‌شوند پس از اقامه نماز با گفتن جمله من كنت مولاه فهذا علي مولاه به اين شايعه پراكني‌ها و خصومتها پايان دهند.(همچنين رجوع شود به ابن كثير و كتاب تشيع در مسير تاريخ. دكتر سيد حسين محمد جعفري. دفتر نشر فرهنگ اسلامي ص 37)
-----------------------------------------------------------------------------------
1) البته اينجانب ، تحقيقي در اين خصوص ، انجام داده و متوجه شده ام که به طور يقين روز غدير روز 29 اسفندماه بوده است . 
2) لازم به ذکر است که پيامبر اکرم در غدير خم خطبه اي طولاني ايراد مي فرمايند و در طول خطبه هيچ صحبتي از خلافت نبوده و در انتهاي خطبه آن جمله معروف را در باره حضرت علي بيان مي کنند .
3) البته زماني كه كميت اين اشعار را مي سرايد سالها از واقعه غدير گذشته بوده و سوء تفاهم خلافت منصوص حضرت علي جاي خودش را در بين جامعه باز كرده بوده است . علاوه بر اينكه علائق شديد مذهبي و سياسي كميت نسبت به تشيع رانبايد فراموش كنيم.
4) جملات داخل پرانتز از نويسنده تحقيق حاضر است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5.xml">بخش اول: پاسخ عقلى به دروغهاى تاريخى در  فرهنگ شيعه</a><a class="folder" href="w:html:36.xml">بخش دوم</a><a class="folder" href="w:html:57.xml">بخش سوم</a></body></html>سقيفه(1) ، محل اجتماعاتي در مدينه بود كه مردم، مسائل حساس خود را در آن مورد بحث و تبادل نظر قرار  مي‌دادند. اين محل همان جايي است كه به مجردي كه خبر رحلت پيامبرصلی الله عليه وسلم منتشر گرديد، مردم مدينه براي گزينش رهبرشان با هم در آنجا جمع شدند. در اين محل بود كه گروهي از مهاجرين، عقيده خود را به قبول ابوبكر به عنوان تنها رهبر جامعه به انصار تحميل كردند. در اين جلسه در سقيفه، فريادهايي به حمايت از خلافت علي (ع) برخاست.(2)  بنابراين سقيفه را بايد به عنوان نامي عمومي براي اولين جدايي در ميان مسلمين در نظر گرفت  بررسي جريانات سقيفه و كوشش براي اثبات نكته هاي مطرح شده كه سرانجام به تاسيس مذهب تشيع در اسلام انجاميد، يك ضرورت تاريخي است. 
قبل از اينكه بتوان هر كوششي را براي نشان دادن حادثه سقيفه انجام داد بايد يك مساله ويژه تاريخي را به طور جدي ملاحظه كرد. ممكن است كسي صحت گزارشهايي را كه در مورد جزئيات آنچه در انتخاب اولين جانشين پيامبرصلی الله عليه وسلم اتفاق افتاد مورد سئوال قرار دهد. ماهيت بحث انگيز موضوع و اشكال موجود در مآخذ، اين تحقيق را مشكل تر مي سازد. 
قديمي ترين گزارش موجود درباره اين واقعه به نوشته منظمي كه به بعد از نيمه اول قرن دوم هجري است مرتبط مي شود. در اين شرايط امكان اين موضوع كاملاً وجود دارد كه گزارشهاي مفصل هر گروه (شيعه و سني) از شرح جريانات انتخاب ابوبكر منطبق با تمايلات و علاقه‌منديهاي آن گروه منتشر شده باشد. بنا براين مي توان ترديد كرد كه گزارش مورخين طرفدار شيعه نظير: ابن اسحاق، يعقوبي و مسعودي تحت تاثير شيعيان و به همين نحو نوشته هاي ابن سعد، بلاذري و حتي طبري به دلخواه س