ده؟ 
-	افراد سوء استفاده گر در طول تاریخ به راحتی می توانسته اند به نوشتن نام افراد ثقه، تفكر خود را رواج دهند. زیرا بنا به اعتراف بیشتر مورخین، حتی نسخه برداران و كاتبان هنگام مشاهده یك مطلب و یا موضوع در یك كتاب، نقطه نظرات خود را نه به صورت پاورقی بلكه در متن اصلی كتاب می‌نوشته‌اند! پس آیا بهتر نیست متد علمی و تحقیقی جدیدتر و كارآمدتری را جهت استناد به احادیث مد نظر قرار دهیم؟
•	یكی دیگر از اشتباهات محققین شیعه آن است كه مسائلی كه طبق شرایط یك دوره ایجاد شده است را به دوره های قبل یا بعد سرایت می دهند. به عنوان مثال در تبیین بیعت حضرت علی و همكاری ایشان با خلفاء، می گویند امام رضا (ع) نیز ولایتعهدی مامون را پذیرفت. در حالیكه امام رضا(ع) می فرمایند بین كشته شدن و قبول این امر مخیر شدم. ضمن اینكه شرایط زمانی و مكانی و حتی فرهنگی این دو امام بسیار متفاوت است. مثال دیگر وقتی است كه می‌پرسیم چرا حضرت علی در رابطه با فلان خلیفه فلان نكته مثبت را گفته یا فلان حركت مثبت را انجام داده. پاسخ می دهند از باب مماشات بوده یا تقیه و توریه را پیش می‌كشند. در حالیكه این موارد طبق متون معتبر تاریخی  متعلق به زمان امام صادق (ع) به بعد بوده است (بصورت گسترده و آن هم توسط توده شیعه و نه رهبران آن مانند امام صادق)  و در صدر اسلام به صورت بسیار موردی (فقط عمار یاسر كه آن هم به خاطر نداشتن قبیله مطرح و فقر مادی و زیر شكنجه و خطر مرگ كفار و...) وجود داشته. دلیل محكم ما سخن حضرت علی (ع) به عبدالرحمن ابن عوف است كه فرمودند من طبق سنت پیامبر و نظر قرآن و روش خودم عمل می كنم كه اگر تقیه و توریه و مماشات جا داشت جایش دقیقاً همینجا بود. ولی حضرت علی (ع) می‌خواسته اند به ما به ظاهر شیعیان بگویند كه تحت هیچ شرایطی نمی توانی مصلحت را فدای حقیقت كنی یا برای یك ریال پول یا یك ذره آبروی نداشته، تحت عنوان تقیه(2) ، دست به دروغ و نیرنگ بزنی.. 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) در صورتيكه چه بسا ممكن است يك نفر آدم بد حرف درستي را نقل كرده باشد الله اكبر به تفكر بالاي علوي كه 1400 سال پيش مي فرمايد به سخن نگاه كن و نه به گوينده ولي در طول اين 1400 سال همه فقط به گويندگان نظر دارند . 
2) عجيب است پس تكليف اين حديث چه مي‌شود : حق را بگو اگر چه هلاك تو در آن باشد كه در حقيقت نجات تو در آن است و باطل را رها كن هر چند نجات تو در آن باشد كه در حقيقت هلاك تو در آن است. اين حديث يعني حتي اگر بنا باشد هلاك هم شوي بايد حق را بگويي و دست به دامان تقيه و توريه و . . . نشوي . تازه اين دستور براي ما شيعيان است چگونه ممكن است خود امامان بهتر از اين حديث عمل نكنند ؟[إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الإِصْلَاحَ] {هود:88}

آلفوس 
ALFOS
پـاسخ عقلى به دروغهاى تاريخى در  فرهنگ شيعه

تأليف:
عليرضا حسيني

دو جلد در بررسی قضایای تاریخی نمی توان مانند اصول ریاض گفت 2+2 می‌شود‌4‌(1)  زیرا در جهان واقعی بسیار كمند كسانی كه مانند علی 1 باشند و یا مانند ابوجهل 0 بلكه بیشتر انسانها در دامنه ای بین 0 و 1 در نوسانند. و مظهر حق كامل و باطل كامل، بسیار كمیاب است (و فقط مخصوص فیلمها است) برای همین، محقق شیعه سئوال می‌كند كه اگر حضرت علی (ع) حق بود، حضرت عمر و حضرت ابوبكر به ناچار باطل بودند.(2)   ولی مگر حضرت علی(ع) در پاسخ ابن عباس در جریان خلافت حضرت ابوبكر رضی الله عنه نمی‌فرمایند: انی اكره عن اختلاف: من از اختلاف كراهت دارم. این یعنی اینكه ایشان حتی در اندیشه مخالفت هم نبوده اند چه برسد به دشمنی و نبرد و تضاد... 
•	طبق بسیاری از آیات قرآن مانند: [فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَحْوِيلًا] {فاطر:43}  و قوانین مسلم علمی و تجارب تاریخی، خداوند، جهان را از روی یكسری اصول ثابت اداره می‌كند كه همین نكته نیز یكی از دلایل عدالت و حكمت اوست. ولی برخی محققین تحلیلهای متضاد و منحصر به فردی روی وقایع تاریخی می گذارند كه فقط مخصوص زمان و عده ای خاص می‌شود! مثلاً می گویند عمر و ابوبكر پایه گذار تحریف و تضعیف اسلام بودند ولی پادشاهان و علمای صفویه كه در این زمینه نقش بیشتری داشته و به زمان ما نزدیكتر و متعلق به همین آب و خاك بوده اند را فراموش می‌كنند. در حالیكه از دیگر سو هیچگاه یك یا دو نفر نتوانسته اند مسیر تاریخ را عوض كنند. یا اینكه عمر و ابوبكر  باعث بدبختی مسلمین هستند در حالیكه هیتلر 60 سال قبل آلمان را به ورطه نابودی كشاند ولی اكنون، آلمان یكی از ملل قدرتمند جهان است و... 
--------------------------------------------------------------------------
1) مانند آقاي فضل الله كمپاني كه در كتابشان براي تاييد نظرات خود ، مسايل پيچيده رياضي طرح كرده اند 
2) دقيقاً مثل سخن جرج بوش كه گفت : هر كس با ما نيست با تروريست هاست .-	برخی از نویسندگانی كه بر طریق جدل، كتاب می نویسند تا جایی كه امكان دارد از این اصطلاحات استفاده نكرده و به قول معروف این كلمات را به عنوان آخرین تیر تركش نگه می‌دارند: تقیه، مصلحت، توریه، مماشات، تقدیر،‌ شرایط زمان. و هر گاه كه به بن بست برخورد كرده و هیچ راهی نداشته باشند دست به دامان این كلمات می شوند. البته باید دانست كه مواردی از این دست متعلق به نویسندگان هزار سال پیش است و در زمانة فعلی كاربردی ندارد و فقط می‌تواند تعداد اندكی از طلاب حوزه ها و پیرمردها و پیرزنها را قانع كند. و دیگر زمان آن گذشته كه با اصطلاحاتی مبهم و گنگ و پا در هوا مانند مصلحت، معجزه، مماشات، توریه، تسامح، تقیه و از همین قبیل مصالح شیطانی، حقایق تاریخی را ابتدا تجزیه و تحلیل و سپس تاویل و در نهایت، تحریف كرد.
تنهاترین و شاید قویترین مستمسك تمامی نویسندگان شیعه، وجود احادیثی است كه در كتب اهل سنت نیز وجود دارد (1)  و در ظاهر  به نفع عقاید شیعه و به ضرر اهل سنت  می‌باشد. در جای جای كتابهای شیعیان و حتی وبلاگهای فراوانی كه در این اخیر نوشته شده از  این مورد به عنوان قویترین دلیل شیعه یاد می‌شود كه اكنون من در رد این ادعای پوچ، موارد زیر را برای روشن شدن ذهن خواننده عزیز بیان می‌كنم البته امیدوارم طولانی بودن این قسمت را بر من ببخشید زیرا مهمترین و بیشترین دلیلی كه نویسندگان شیعه همیشه به آن اشاره می كنند همین مورد است و اگر این تنها برگ برنده از دست آنها گرفته شود دیگر هیچ دلیلی برای ادعاهای پوچ خود در دست ندارند.(2)
----------------------------------------------------------------------------
1) مانند : صحيح بخاري و صحيح مسلم و...
2) استاد مطهّري ميگويد: «چند سال پيش در مؤسّسه حسينيه ارشاد دو سخنراني ايراد كردم كه عنوانش «كتابسوزي اسكندريه» بود و بي پايگي آنرا روشن كردم. يادم هست كه بعد از پايان اين سخنرانيها، از مؤمن مقدّسي نامه اي دريافتم به اين مضمون كه تو چه داعي داري كه دروغ بودن اين قصّه را اثبات كني؟! بگذار اگر دروغ هم هست، مردم بگويند. زيرا دروغي است به مصلحت، و تبليغي است بر عليه عمر بن الخط