ن دارد امام هستند: (و امامتهم فيما دلت الشريعة علي الائتمام بهم فيه....) .
وقتي از امام ابو حنيفه رحمة الله عليه در باره ايشان پرسيده شد فرمودند: از جعفر بن محمد فقيه تر نديدم.حضرت ابوبكر صديق كه از دو جهت پدر بزرگ ايشان است، و هر دوي آنان حضرت صديق و حضرت فاروق وزرای جدش حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم هستند ايشان هر دو بزرگوار را دوست ميداشت و احترام ميكرد و از آنان به خوبي ياد مينمود، و كساني را كه با ايشان بغض و كينه ميداشت بد ميديد و با آنان بغض ميورزيد، لذا با رافضه بخاطر موضع خصمانه اي كه با صديق و فاروق رضي الله عنهما داشتند بشدت بغض ميورزيده و راه آشتي را با آنان مسدود ميديدند.
*عبدالجبار بن عباس همداني ميگويد:
هنگامي كه ميخواستيم از مدينه كوچ كنيم جعفر بن محمد نزد ما آمد و فرمود: انشاء الله شما از نيكان شهرتان هستيد، به آنان از طرف من بگوييد:
 (من زعم أنی امام معصوم مفترض الطاعة فأنا بريء منه و من زعم أنی أبرأ من أبي بوبكر و عمر فأنا بريء منه).
 (هر كسي معتقد باشد كه من امام معصوم و واجب الاطاعت هستم من از او بيزارم و هر كس معتقد باشد كه من از ابوبكر و عمر بيزاري ميجويم من از او بيزارم).
*ابن ابو عمرعدني از جعفر بن محمد صادق از پدرشان روايت ميكند كه فرمودند: 
(آل ابي بكر كانوا يُدعون علي عهد رسول الله آل  رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم)  (در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مردم اهل بيت ابوبكر را نيز اهل بيت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم ميخواندند).
*زهير بن معاويه ميگويد: پدرم به جعفر بن محمد گفت:
من همسايه اي دارم كه مدعي است شما از ابوبكر و عمر بيزاري ميجويي؟!:
 امام صادق فرمودند:
 (برئ الله من جارك) 
 «خداوند بيزار باد از همسايه ات» 
(والله أنی لأرجوا ان ينفعني الله بقرابتی من أبی بكر و لقد اشتكيت شكاية فأوصيت إلي خالی عبدالرحمن بن القاسم).
 (بخدا سوگند من اميدوارم خداوند بخاطر قرابتم با ابوبكر به من نفعي برساند، وقتي من مريض شدم دايي ام عبدالرحمن بن قاسم را وصي خودم قرار دادم).
*محمد بن فضيل از سالم بن ابي حفص روايت ميكند كه فرمودند:
از ابوجعفر و پسرش(امام صادق و امام باقر عليهما السلام) در باره ابوبكر و عمر پرسيدم فرمود:
(يا سالم تولهما و ابرا من عدوهما فإنهما كانا امامی هدي).
 «اي سالم! با آن دو دوستي كن و از دشمنان شان بيزار باش، زيرا كه آن دو امام هدايت بودند».
 سپس امام صادق فرمودند:
 (ياسالم، أيسب الرجل جده؟ أبوبكر جدی، لانالتنى شفاعة محمد يوم القيامة إن لم أكن أتولاهما و أبرأ من عدوهما).
 «اي سالم! آيا كسي پدربزرگش را دشنام ميدهد؟! أبوبكر پدر بزرگ من است، شفاعت محمد صلي الله عليه وآله وسلم در قيامت نصيبم نشود اگر آنها را دوست نداشته باشم و از دشمنشان بيزار نباشم».
 اين سخنان را امام صادق در حضور پدر بزرگوارش امام محمد باقر فرمود: و ايشان- با سكوتشان تأييد كردند- و چيزي نگفتند.
*حفص بن غياث شاگرد امام صادق ميفرمايد:
 از جعفر بن محمد شنيدم كه مي فرمودند:
(ما أرجو من شفاعة على شيئا إلا و أنا أرجوا من شفاعة أبى بكر مثله، لقد ولدنى مرتين).
  «من همانقدري كه اميدوار شفاعت علي هستم به شفاعت ابوبكر نيز همان اندازه اميدوارم، ابوبكر از دوجهت جد من است».
*شاگرد ديگر ايشان عمرو بن قيس الملائى ميفرمايد:
از جعفر بن محمد شنيدم كه ميفرمودند:
 (بريء الله ممن تبرأ من ابي بكر و عمر).
 «خداوند بيزار باد از كسي كه از ابوبكر و عمر بيزاري بجويد».
*و امام دارقطني با سندش از حسان بن سدير روايت مي كند كه فرمود: 
هنگامي كه از جعفر بن محمد در باره ابوبكر و عمر پرسيده شد شنيدم كه فرمودند:
 (انك تسألنی عن رجلين قد اكلا من ثمار الجنة).
  «تو از من در باره آن دو مردي مي پرسي كه مدتها پيش از ميوه بهشت خورده اند».
 سبحان الله! خوشا به سعادت آنان و بدا به حال كساني كه به دروغ ادعا مي كنند دوستار اهل بيت اند.
اين نصوص از امام جعفر صادق رحمة الله عليه در باره محبت شيخين و مودت با آنان صريح و آشكار است، و مقام و منزلت ايشان را نزد خداوند بالا مي برد و ايشان را به خداوند نزديك مي كند كما اينكه دلالت صريح و آشكار بر بغض و عداوت و نفرين و انزجار ايشان از دشمنان صحابه بخصوص آن بزرگواران و فرهيختگان دارد.
مهم تر از همه اينكه خود امام صادق براي آن دو خليفه راشد، صديق اكبر و فاروق اعظم دو يار و مونس و غمخوار حضرت فخر رسل و تاج انبياء و رسولان و افضل پيامبران و فرشتگان و دو خادم و مخلص اسلام و قرآن و دين خاتم رضي الله عنهما مژده بهشتي بودن مي دهد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:17.txt">مناظره</a><a class="text" href="w:text:18.txt">سماع اين مناظره</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم
پروردگارا كمك كن

شيخ فقيه ابوالقاسم عبدالرحمن بن محمد بن سعيد انصارى بخارى در حاليكه من در سال 435هـ در مكه مكرمه – كه خداوند حفاظتش كند-  بر او مى خواندم برايم حديث ﮔفت:
 فرمود: ابومحمد عبدالله بن مسافر به من خبرداده، فرمود: ابوبكر بن خلف بن عمر بن خلف الهمدانى به من خبر داده فرمود: ابوالحسن احمد بن محمد بن بازمه به من حديث ﮔفت، فرمود: ابو الحسن بن على الطنافسي به من حديث ﮔفت: فرمود: خلف بن محمد القطوانى به من حديث ﮔفت، فرمود: على ابن صالح به من حديث ﮔفت، فرمود: مردى از رافضه نزد جعفر بن محمد صادق عليه السلام آمد و گفت: 
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته حضرت جواب سلامش را داد، مرد ﮔفت:
 1ـ يابن رسول الله بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بهترين مردم كيست؟ جعفر صادق رحمة الله عليه فرمود: ابوبكر صديق رضى الله عنه ﮔفت: دليل اين امر ﭼيست؟ فرمود: ارشاد خداوند عزوجل:
(إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا) (التوبة:40)
«اگر او (پيامبر) را ياري نكنيد در حقيقت خداوند هنگامي به او ياري كرد كه كافران در حالي كه يكي از دو تن بود (از مكه) بيرونش كردند هگامي كه در غار بودند آنگاه كه به يار  خود مي گفت:: نگران مباش بي گمان خداوند با ماست پس خداوند آرامشش را بر او نازل كرد و او را با سپاهياني كه آنها را نمي ديدند».
پس چه كسى بهتر از آن دو نفرى است كه خداوند سومشان است؟ و آيا غير از پيامبر صلي الله  عليه و آله وسلم كسى از ابوبكر بهتر هست؟!.
2- رافضى ﮔفت: على ابن ابى طالب عليه السلام بدون نگراني و ناراحتى بر رختخواب رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم خوابيد امام صادق فرمودند: ابوبكر نيز بدون نگرانى و ناراحتى با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم همراه بود.
3- مرد ﮔفت: خداوند برخلاف ﮔفته تو مي فرمايد! امام صادق فرمود: ﭼه فرموده است؟ ﮔفت: خداوند مي فرمايد: 
إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَن